نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر  تنویر، هالند

بخش اول:

چرا هفتم اکتوبر روز سیاه در تاریخ کشور نیست؟

بازهم تجاوز!

تجاوزی که 16 سال قبل در روز یکشنبه 15 میزان ساعت 6 شام آغاز یافت.

تجاوزی که بازهم زیر نام دموکراسی، برابری و ترقی شکل گرفت!

تجاوزی که اینبار غیرعلنی و بطور نامرئی توسط کمونیستها همراهی شد!

کمونیستهای هوشمند و زیرکی که با داشته های فراوان و تجارب زیاد از رفقای “کمونیست روسی” شان مجهز بودند!

اینبار نه بنام کمونیزم و پلورالیزم جهانی آن- بلکه زیر نام دیموکراسی و “جهانی سازی” با سوء استفاده از واژه ی “جمهوری اسلامی” در صحنه حضور یافتند!

دیگر برای شان- نام و شعار مطرح نبود. بجای مبارزه کلاسیک و “مشت آهنین” از اشاعه و پخش فساد و فحشا زیر نام دیموکراسی کار گرفتند. زیرا در مشاورت ایشان- متجاوزین برین درک رسیدند که رمز ناکامی شان در گروی اخلاص و عقیده مردم بوده که می بایست آنرا کمرنگ و بی اثر سازند. آنها اینبار حملات شانرا از جبهات و جنگهای چریکی به درون خانواده ها نیز وسعت بخشیدند:

* زن را آموختند تا برای اعاده حقوق اش- خودش را آتش زند. مرد را آموختند تا برای اعاده حیثیت اش- زن را در مظهر عام شلاق زند و یا بینی اش را بُرَد. به دختران و پسران نوجوان و حتی اطفال- تجاوزات جنسی را شکل دادند. از همه ی این حالات تصاویری را تهیه داشته و تا هالیود آنرا کشاندند، و از آن طریق و دیگر رسانه های جمعی بر اسلام و مسلمین تازیدند؛

* به سطح وزارت ها در اشاعه ی خرافات و بدعت ها زیر نام اسلام، بر ضد اسلام به مبارزه پرداختند؛

* بنام مبارزه برعلیه مواد مخدر، میلیون ها هموطن ما را به آن معتاد ساختند تا بتوانند تولیدش را از نیازهای داخلی معرفی بدارند و در ضمن- بخاطر آرام به تجارت آن بپردازند؛

* بنام به محکمه کشانیدن جنایتکاران جنگی، لست جنایتکاران را چنان عام و چند بُعدی شکل دادند که “افغانستان شمول” گشت، وشامل همه ی اقشار و گروه ها بجز “مائوئیست” گردید تا عاملین آن- بتوانند به راحتی بر حیات شان ادامه دهند؛

* بنام فساد اداری- فساد را عام و “افغانستان شمول” گردانیدند و رئیس جمهور به “مفسدان بزرگ” مشوره سرمایه گزاری در داخل را داد تا از بیرون رفتن سرمایه جلوگیری شود و بر فساد “مفسدان کوچک” صحه گذاشته، فقر و ناتوانی را علت اش نامیدند؛

* برای مبارزه بر علیه جهادیست ها، سنگر های شان را از سازمان های جوانان مترقی، گروه انقلابی خلق، ساما، مقاومت ملی مردمی انقلابی، راوا، ملم، سرا و… به تنظیم های طریقتی، احزاب وابسته به ایران، احزاب سمتگرا و شورای نظار انتقال دادند؛

* نبض تمام ارگانهای نشراتی را چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی بدست گرفتند و از آن طریق، ذهنیت ها را از خطر اشغال “ناتو” به خطر آی.اس.آی شکل دادند؛

* در سطح نظامی با آی.اس.آی همکار شده و در “قلع و قمع” پشتونها در دو طرف خط نامنهاد دیورند پرداختند، تا ملغی شدن پیمان دیورند را منتفی گردانند؛

* ذهنیت نژادی و قومگرایی را به اوج اش رسانیدند تا بعد از فرار قشون ناتو، برجان هم افتند؛

* برای برخورد های قومی همچو سلف شان، به تشکیل ملیشه های “اربکی” پرداختند؛

* دربین نیروهای مقاومت (حزب اسلامی و تحریک طالبان)، علویت و تقدس گرایی رهبران شانرا ذهنیت سازی نمودند، تا با خرید رهبران خطر تنظیم های شان را منتفی گردانند.

ووو… صدها توطئه دیگر!

چونکه آنها تحت نام و مفکوره خودشان- جای پای درمیان ملت نداشتند و دشمنی های سیاسی شان به عقده های درونی، نفرت و انزجار شکل یافته بود که در رفع آن- تشنه ی خون مسلمانان گشتند.

آیا گاهی بدین نکات توجه داشته اید؟

آیا با مسوولین این ارگان های زنجیری- از قبل آشنا اید؟

اگر این نکات ریشه یابی گردد، به درستی به عاملین چهار دهه بدبختی ها پی خواهیم برد!

اما بازهم، رسانه ها نمی گذارند تا مردم آنرا پیگری نمایند، و در نیمه راه؛ ذهنیت ها را دوباره جهت دهی کرده و با هوشیاری و زیرکی- عامل اش را “بیسوادی” معرفی می دارند!

آیا گاهی برین نکته عمیق اندیشیده اید که “عامل”؛ یعنی بیسوادی، در ذاتش، مسبب عمل معرفی می گردد؟

پس چه ساده آنها را کشته و قتل عام نمودند، و چه ساده خودشان را مجرمین کشتار خودشان معرفی می دارند!

پس ازین ظلم بالاتر چه بوده می تواند؟

ضمن آنکه قدر جهاد شان دانسته نشد، بر زخم های شان مرحم گذاشته نشد، از بیوه های شان خبرگیرایی نشد، بر یتیمان شان دست عطوفت و مهربانی کشیده نشد و… مجرم و عامل بدبختی نیز معرفی شده و بر کارنامه های شان نیز تجارت برپا شد!

بلی! اینها خویشتن را روشنفکران جامعه معرفی می دارند! روشنفکرانی که یکبار بنام کمونیزم و بار دیگر بنام دموکراسی خون هموطنان شانرا می مکند. “تحصیلکرده های وابسته” که حتی واژه زیبای روشنفکری را نیز به گروگان گرفته اند!

پس باید این روشنفکرنما های سنگدل را شناخت! آنهای که دَر های تجاوز را بر روی متجاوزین گشودند و در زیر پوشش تنظیم های به “اصطلاح اسلامی” در جاری ساختن خون هموطنان شان نقش کلیدی را بازی کردند و از انظار در خفا ماندند!

بلی! اینها را باید شناخت، نه ازبرای سیاست و قدرت، بلکه ازبرای انسان و انسانیت! این ها کسانی اند که حتی جرأت بیان هویت شانرا ندارند. این ها همان مائوئیستهای بزدل و منافق صفت هستند، که تشنگی شان هیچگاهی با مکیدن خون مسلمانان رفع نخواهد گردید، و با نحوی از انحا ادامه خواهد داشت.

این که ازین روز- روزسیاه نامبرده نمی شود به زمان نیاز میرود. اما این روز در قلب هر مسلمان آزادمنش- روز سیاه ثبت شده است، و تاریخ بلآخره بر حقانیت آن صحه خواهد گذاشت. زیرا حق- ماندنی و از جانب پروردگار می باشد.

تبصره ها:

روز یکشنبه هفتم اکتوبر 2001، ساعت شش شام آغاز قتل عام مردم مظلوم پشتون!

چرا هفتم اکتوبر روز سیاه در تاریخ کشور نیست؟

روزهای سیاه کشورما افغانستان:
25 اپریل 1839 – تجاوز انگلیس؛
27 دیسامبر 1979 – تجاوز شوروی؛
07 اکتوبر 2001 – تجاوز امریکا و انگلیس.
اگر این روز ها را فراموش کردید بدانید که افغان بودن تانرا از یاد برده اید و یا وابسته اید!

 

شریکول

ځواب پريږدي

مهربانی وکړي خپله تبصره وليکئ!
خپل نوم وليکئ