آزموده را آزمودن خطاست!  

 

نويسنده: محمود احمد نوید

رژیم کابل که بدترین شرایط خود را این روزها سپری می کند و آه مظلومان، دامن تشنگان قدرت را گرفته و در هر میدان جز رنگ زردی و شرمساری دستاورد دیگری ندارد، در آخرین روزهای نگون بختی خود اشرفغنی، دست به یک عمل از پیش سنجیده شده زد و دو چهرهٔ ناکام، بدنام و شناخته شده را به سمت های مهم کابینه (وزارت داخله و دفاع) شامل ساخت تا از تشدید فشارها و حجم بالای افکار عمومی علیه رژیم خود در سطح ملی و بین المللی و در سطوح نظامی و سیاسی بکاهد؛ و از آن طرف به زعم خود کریدت های حساب شدهٔ انتخاباتی را به انتخابات احتمالی ریاست جمهوری خیالی ذخیره داشته باشد؛ اما باید گفت که این انتخاب اشرفغنی یکی از غلط ترین انتخاب های دوران کاری او محسوب خواهد گردید و بیش از پیش سبب رنگ زردی و رسوایی کابینه اش می گردد؛ چرا که عموما یک اداره وقتی دچار ورشستگی و فروپاشی باشد نمی رود مهره های سوخته را بر سر کار نمی آورد بلکه کوشش می کند که از کدرهای جوان و استعدادهای کمتر دیده شده استفاده کرده تا حداقل یک درد از هزار درد اداره را سر و سامان بخشیده و علاج کند؛ اما اشرفغنی رفته چنان چهره های بدنام و ناکام را آورده که شاید جز همان فایده تبلیغاتی برای انتخابات هیچ کاربردی دیگر برایش نداشته باشند.

رژیم کابل چون حسب محاسبات انتخاباتی، خود را در روزهای واپسین می بیند لذا بیشتر از اینکه به فکر ملت و چالش های مهم امنیتی باشد بیشتر در فکر تبلیغات انتخاباتی است چون اگر در انتخابات احتمالی ریاست جمهوری اشرفغنی افراد با نفوذ و بسیار قوی را در کنار خود نداشته باشد فکر می کند نمی تواند در آن انتصابات پیروز شود و این کار سبب به هم خوردن تمام تلاش های غنی در این چند سال حکومتداری اش پنداشته می شود و الا به خود اشرفغنی از هر کسی دیگر بهتر معلوم است که امرالله صالح و اسدالله خالد دو رئيس اسبق امنیت ملی و ناکام ترین چهره ها در این پُست های مهم حکومتی نه توان اداره تشکیلات مهم وزارت داخله را دارند و نه قوت دافعه برای ادارهٔ امور وزارت دفاع، فقط چند روزی استفادهٔ سمبولیک از آنها می شود تا در تبلیغات انتخاباتی استفاده تبلیغاتی از آنها بکند؛ مثلا اشرفغنی در این فکر است که با داشتن اسدالله خالد در کنار خود، می تواند تمام مردم حوزه جنوب و ولایت های جنوبی به شمول بعضی ولایت های مرکزی را با خود همراه کند، و با داشتن امرالله صالح می تواند حداقل بخش بزرگ حوزهٔ شمال و ولایت های شمالی را با خود همراه کند حالا اگر همراه هم نشدند می تواند سبب افتراق بزرگ در صف جمعیت و ائتلاف شمال شود که این برای اشرفغنی بسیار مهم است؛ اما اشرفغنی خودش نیز تا حالا نمی تواند این موضوع را درک کند که کار از کار گذشته و سیستم حکومتداری فعلی از کنترولش خارج گردیده حالا انتخابات و مسائل بعدی بماند؛ چونکه حامیان خارجی اشرفغنی و ادارهٔ کابل (مثل امریکا و ناتو) عملا از سر نارضایتی از حکومتداری اشرفغنی و عبدالله و دل سردی از ادامهٔ حمایت های بین المللی از رژیم کابل مستقیما وارد گفتگوها با طالبان شده و چه بسا اشرف غنی با آن خیالات موهوم و خام خود به هیچ چیز و هیچ جای نرسد.

استفاده از امرالله صالح چهره ناکام در وقت کرزی که خودش به ناکامی اعتراف و علنا از ملت افغان معذرت خواهی کرد و همینطور اسدالله خالد که در پست مهم امنیت ملی، امنیت جان خودش را تامین کرده نتوانست و ناکام ماند به معنای استفاده از مهره های سوخته و آزموده شدهٔ قبلی است و در فارسی یک مثال است که می گویند «آزموده را آزمودن خطاست» در واقع اشرفغنی (که خود همیشه سر تا پا خطاست) مرتکب خطای فاحش تر شد چرا که این دو انسان های افسرده و بیمار (چنانچه افسردگی و بیماری شان بر کسی پوشیده نیست) بیشتر از آنکه بتوانند خدمت کنند عُقده ای عمل کرده و چنان سبب افسردگی و ضعف مقامات بلند رتبه می شود که شاید کم نظیر باشد؛ و اتفاقا با آنهمه لاف و پوف های اسدالله خالد و امرالله صالح، در همین شب و روزها دیده می شود که فعالیت های نظامی طالبان نسبت به گذشته قوی تر شده کمتر نه چرا که طالبان عملا می بینند کسانی در راس مقابله با آنها قرار گرفته که قبلا یک بار آنها را در حد ناکامی و افتضاح به پیش برده اکنون دانسته تر و حرفه ای تر از قبل در مقابل این چهره های تاریخ تیر شده یا به اصطلاح مهره های سوخته قدعلم کرده و می کنند.

ټېګونه

اړوند مطالب

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Close