اسلام و نشنلزم ( حصه پنجم ) وطن پرستی

وطن پرستی

وطن پرستی نیزاز عناصر نشنلزم است ومنظور از آن وحدت براساس محل تولد (وطن) می باشد. این عنصر بی پایه ترازعنصر نژاد وخیالی تر از آن است ، زیرا محلی که هرانسان در آن تولد می شود در عرض وطول خویش بیش از چند متر نمی باشد، وهر گاه انسان این محل محدود را وطن خویش بداند، پس وی نخواهد توانست هر منطقهء زمین راکه خارج از آن است، وطن خویش بشمار آرد، چه تنها محل تولدش که بیش ازچند متر نیست وطن اوست ونه بیشتر ولی او درگرد این محل (محل تولد) خطی رسم می  کند که چندین میل واحیانا صدها وهزاران میل از آن دور است، ومی گوید که مناطق داخل دراین خط، وطن اوست وآنچه بیرون از این خط است هرگز ربطی باو ندارد.

این سخن جز تنگ نظری چیزی نیست، والا چه چیز مانع آنست که این خط را از شرق به غرب واز جنوب به شمال زمین امتداد دهد وآنگه بگوید که این وطن من است؟ چه با ساس دلیلی که وی قطعهء کوچکی از زمین را به هزاران میل وسعت می دهد وآنرا وطن خود می نامد باساس همان دلیل می تواند این قطعه راچنان وسعت بدهد که همهء زمین را دربر بگیرد.

وانسان اگر ازتنگ نظری کار نگیرد ، می تواند بدون کدام ابهام وغموض ببیند ودرک کند که این بحرها وکوه ها ودریاهایی که او آنها را بزعم خود حدود وطن خویش بشمار می آرد وبا این حدود بین منطقه یی از زمین ومنطقهء دیگری از آن فرق قایل می گردد، همه جز اجزای زمین واحد نیستند، پس چرا این بحرها وکوه ها ودریا ها را زنجیری برای جدا کردن قطعه محدودی از زمین واختصاص دادن آن بخود، می گرداند؟ وچرا نمی گوید که همهء زمین از اوست؟ وساکنان زمین همه هم وطنان او هستند وهر منطقهء از خاک  مالک چنان حقوقی است که برایش در قطعهء کوچکی که محل تولدش می باشد، وطول وعرضش بیش ارچند متر نیست، میسراست؟

اړوند مطالب

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Close