انقلابی که من دیدم (بخش سوم)

بسم الله الرحمن الرحیم

 نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر، هالند

به مناسبت پیروزی انقلاب مردمی ترکیه بر کودتاچیان نظامی

الف: تحلیلی از شیوه ها و راهکرد های طاغوتیان در برابر اسلام:

  • نمایشنامه دوقطبی ساختن جهان:

بخش دوم دیده شود.

2-   افراط – و تفریط گرایی:

شیوه کلاسیک بعدی طاغوتیان، رشد «افراط گرایی» و «تفریط طلبی» دربین اقشار مردم می باشد.

شاید همین حالا، عده ای را با خوانده واژه «افراط گرایی»، تصوری از مسلمانان راستین آید. زیرا طاغوتیان با واژه ها آنقدر مردم را شستشوی مغزی و سرگرم ساخته و خواهند ساخت، که دیگر جایی را از برای فکر کردن روی توطئه های استعمار باقی نماند، تا ایشان به آسانی بتوانند بر اذهان مردم حاکم مانده، و آن را مسیر و جهت دهند. این مسیر دهی اذهان توسط بی بی سی ، سی ان ان، آر تی روسیه و نوزاده های بی شمار اش… چنان در کشور ما مشهود است که جای پای حقیقت را به مشکل می توان رده یابی نمود!

بدبختانه این شیوه کلاسیک طاغوت در کشورما چنان عمیق است که روند آزادی کشور را به کندی مواجه ساخته و حساسیت در برابر وطنفروشی را، بی اثر گردانیده است. اکثر تحصیل کرده ها، آلت دست طاغوتیان شده و خودباوری های شان را از دست داده و مردم عام و مظلوم را در جهت خواست طاغوت مسیر می دهند.

بلی! طاغوتیان ازین شیوه چنان منفعت برداشته اند، و حیات شان را طولانی ساخته اند، که خود به تولید گروه های افراطی مشغول هستند. این شیوه طاغوت فعلاً بیشتر بر «اندیشه اسلامی» تمرکز یافته که خطر آن به مراتب بیشتر از شیوه های دیگر شان می باشد!

عمق خطر این شیوه، تنها در تولید گروه های افراطی خلاصه نگشته، بلکه موازی به آن؛ «ترور فکری» شخصیت های ناب اسلامی را نیز شکل میدهند. با تبلیغات مکرر و متنوع و از طریق رسانه های مختلف، نیروی های «آزادی طلب» و «خودباور» را به تدریج زیر مولود خودساخته ی شان برده، و زمانی که اذهان عامه را درآن جهت دریافتند، به راحتی بر ایشان حمله ور می گردند!

جنگ های فعلی در برابر «مجاهدین راستین» در سراسر گیتی در اصل، بی غیرت ترین نبردهای تاریخ می باشد!

طاغوتیان دیگر شهامت جنگهای رویارویی را از دست داده اند، حتی در برابر سنگریزه های انتیفاضه ی طفل فلسطینی!

جنگهای فعلی با خدعه و نیرنگ و بافشار دکمه های کمپیوتری و طیارات بی پیلوت و طیارات یکه از دیده ها پنهان است (بی 52) پیش می رود، آنهم با خیانت اجنتهای داخلی، که برای شان اطلاعات تهیه میدارند!

پس این شیوه، خطرناکتر از شیوه های دیگر طاغوت می باشد! اینکه درین راستا الله (ج) راه پویندگان حق را با سنت اش بصیرت می بخشد و ظالم را توسط ظالم ازبین میبرد و یا افشا می دارد، فرصت طلایی به بازنگری اندیشه افراد است!

اگر الله (ج) توسط یک طاغوت (ترامپ) طاغوتیان دیگر (اوباما و کلنتون) را افشا میدارد که داعش مولود ایشان است، نخست فراموش نکنیم که همه ی شان از درون و در ضمیر شان، «ترامپ» هستند، و ثانیاً باید بدانیم که داعش کی ها هستند!؟

بلی! داعش یکه رسانه های طاغوت و اجیران پست فطرت شان برای من و تو معرفی میدارند؛ که در آن هیچگونه شکی نیست که ساخته خودشان بوده و با اسلام اصلاً سازگار نمی باشد، آن داعشی نیست که طاغوتیان در برابر آن می جنگند!

یکی از نکاتی که ترکیه توانست خوب درک نماید، و نقاب از چهره طاغوتیان بردارد، همین نکته بود!

بلی! ترکیه یکه به مصاف جنگ علیه داعش رفت، غیر آن جنگی بود که طاغوتیان (روس و غرب) آرزویش را بر سر می پرورانیدند! ترکیه با داعشی جنگ را آغاز نمود که قطعاً با اسلام ناسازگار- و مولد طاغوتیان بود!

اما داعش طاغوتیان چیزی دیگریست!؟

مجاهدین راستین، آزادی طلبان با زنان و کودکان شان، و حتی آنانی که نسبت به ایشان دید نیک داشته باشند، داعش طاغوتیان می باشد! که بنده قبلاً نیز در مضمون زیر عنوان « پایان درامه داعش در حمله روسیه! » به آن اشاره نموده بودم.

https://www.facebook.com/2afghan/photos/a.298220996965590.72523.298178333636523/824749787646039/?type=3&theater

نباید فراموش کرد که شیوه ها و عملکرد های طاغوت نسبت به قضایای امت اسلامی، ثایت و از قبل تعریف شده نمی باشد. بلکه نظر به شرایط و منافع شان، رقم می خورد که درین راستا حتی بر افراد خودشان نیز رحم نمیدارند، چه رسد به اجیران- و خودفروختگان شان! مثال زنده آنرا در ترور جنرال ضیاالحق دیدیم که امریکا حتی بر سفیر خویش نیز رحم نداشت!

طاغوتیانی که دیروز مسلمانان را زیر اعناوین افراط گرایی و ساختن حکومت بر مبنای شریعت الهی از زیر تیغ می کشید، امروز سناریوی کفر «اردوگان» را صادر می نماید که چرا از شریعت و منهج نبوی دور مانده است؟ اذهان را چنان مسیر میدهند که بعد از گرفتن قدرت، چرا اردوگان با جاری ساختن دریای از خون، مخالفین اش را از صحنه برنچید و حکومتی بر اساس شریعت اسلامی و منهج نبوی تأسیس نداشت!؟

اینجا دیگر طاغوت خود، داعیه دار شریعت الهی شده تا با این شیوه «فرزندان صدیق اسلام» را بکوبد، و تعدادی از جاهلان و افراطیان دلبندش را، با خود هم مسیر گرداند. صفحات این دلبندان، از همچو موارد پُر بوده، و در نشرات تصویری خویش از نشان «منهج نبوی» نیز کار می گیرند، و متأسفانه که علمای دین، همچو «سیل بین» با آن برخورد دارند.

زمانی که اردوگان به روسیه سفر نمود، تبرهای شان (پوتین پرستان، افراطیون و طریقتی ها) بیشتر دسته یافت و تا سرحد جاری ساختن فتوای کفر، صفحات فضای مجازی را پُر گردانیدند!

کمونیستها در پی امتیاز دهی مرشد بزرگ شان آقای «پوتین» برآمدند؛

افراطیون مسلمان نما در صدد جاری ساختن فتوای کفر شدند و طریقتی ها، بغض های ناکامی کودتای شانرا در کوبیدن فرزندان اصیل اسلام شکل دادند. عکس ها و فلم ها نیز از آرشیف های قدیم طاغوت بیرون گشتند و با ضمیمه ی جعل کاری ها، آنرا بدسترس نادانان و جاهلان رعیت گذاشتند.

اینجا طاغوت توانست تا یکپارچگی ذهنی امت اسلامی نسبت به انقلاب مردمی ترکیه را، به دو دستگی تقسیم بدارد و زمینه های الگو پذیری ذهنی امت را محدود گرداند؛ که همین مطلب باعث گشت تا مقاله ای را که در دوران انقلاب ترکیه در آنجا نوشته بودم به رساله کوچک شکل و توسعه دهم زیرا این شیوه طاغوت در جامعه افغانی ما بیشتر راه یافت و تاهنوز هم جریان های زیر نام التحریر، منهج رسول، خلافت اسلامی ووو… بر مواضع شان ایستادگی دارند و منتظر بهانه ای از برای حمله دوباره خویش هستند. بنده نمی دانم که چرا جلوی این «کاسه های داغتر از آش» را، جریان های شان سد نمی گردند، و یا اینکه خودی جریان ها دارای چنین اندیشه های مخرب می باشند؟

الحمد لله علمای اهل سنت و جماعت در اروپا و اکثریت کشورهای اسلامی، جلو این توطئه طاغوت را سد گشتند اما مرغ «کشور شعاری» ما، گویی که یک لنگ داشته باشد!

پس متوجه باید گشت که تحریف نیکان، زیر چتر مولود طاغوت، به مراتب خطرناکتر از خودی مولود می باشد!

چونکه نزد الله(ج)، ارتکاب گناه آسان‌ تر از متهم کردن بی ‌گناهان است:

وَمَن يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِينًا ﴿النساء:١١٢

هرکس دچار لغزشی شود یا گناهی بکند، سپس آن را به بیگناهی نسبت دهد، به راستی بهتان و گناه آشکاری مرتکب شده است.

 

دیگر افراط گرایان و تفریط کنندگان، درک شرایط و اوضاع جوامع- و قیاس نسبت به آنرا از دست داده اند. معیار روش میانه اسلام و احترام نسبت به دیگر ادیان و تمامی معیار های اخلاقی را فراموش و یا پشت پا زده اند.

افراطیون خود را وارثان اسلام دانسته و اصلاً در پی ساختن انسان ها و جوامع بشری نمی باشند، و به آن نظامی دل بسته اند که بر اساس جبر بر مردم حکومت کنند و از ایشان بهره کشند؛ درست آئینه ای از یک نظام طاغوتی با پیشوند و یا پسوند واژه اسلامی که آرزو خواست خودی طاغوت می باشد. اما انقلاب مردمی ترکیه این آرزوی طاغوت را به یأس مبدل ساخت و اسلام را ازین توطئه های درونی بیرون ساخت و بر همچو اندیشه ها خط بطلان کشید که می باید برای غرب، غیرقابل تحمل تمام گردد.

و اما تفریط گرایان، چنان بی مسئولیت از حدود الهی، بر خواهشات نفسانی و خوشگزرانی های شان غرق بودند که حتی مسلمان نما های دیگر کشورهای اسلامی را نیز تشویق بر همچو نظام لائیک نموده و یا قانع ساخته بودند. دیگر نظام لائیک ترکیه برای آنها الگو گردیده بود و تمام زحمات و دستآورد های فرزندان صدیق اسلام را، زیر چتر نظام لائیک می دیدند و یا تعریف می داشتند.

ترکیز احزاب اسلامی بر سراقتدار ترکیه، روی قدرت نمایی، امتیاز طلبی و توسعه حزب شان  نبود. آنها با درک درست از اسلام پی برده بودند که اسلام در صدد ساختن افراد جوامع می باشد تا بر مبنای همین انسان سازی بتوانند نظام سالم را شکل دهند!

درست برخلاف آن عده یکه می خواهند از طریق نظام، افراد جامعه را بسازند. زیرا اولی انسان را با شوق و علاقمندی بسوی الگو شدن می برد، در حالی که دومی با جبر انسان را وادار به پذیرش الگو می گرداند!

مثال این دو حالت، وضعیت اسلام را در ترکیه و «جمهوری اسلامی ایران» به ساده گی تعریف میدارد:

ترکیه با فرهنگ، که ضمیر افرادش را پاک و دور از هرنوع بغض و عدوات تربیه داشته، حریم هر فرد مصئون مانده (حتی در یک خانواده یکی باحجاب و دیگری بدون حجاب) و با حفظ احترام بر یکدیگر، در رقابت الگو شدن به پیش می روند و اسلام نیز در قلب های بی باوران راه پیدا می کند. اما ایران یکه با پیشوند اسلامی خود را مزین گردانیده، ضمیر افرادش را عقده مند و کینه توز شکل داده و حریم هیچ فردی در امان نمی ماند مگر اینکه دستور نظام را، الگویش قرار دهد که در چنین حالت، اسلام از قلب ها فرار می نماید!

اینجاست که طاغوت برای ازبین بردن نظام «دمکراسی ترکیه» دست به عمل می شود، اما با نظام «جمهوری اسلامی ایران» مدارا می کند!

طاغوت احمق نیست که با واژه ها و شعارها خود را مصروف نگه دارد و در پی محو آن برآید. نظم نوین جهانی خود مولود شعارها و واژه بوده و بر مبنای آن، نظام اش را در جهان تحکیم می بخشد!

دشمنی طاغوت امروزی با ریش سیاف، چپن کرزی، دستار غنی، جمهوری اسلامی ووو… نیست! مثال عملی آنرا دیدیم که طاغوت برای بی عفت ساختن زن افغان، چادری اش را به تمسخر گرفت و آنرا برایش هیولا و زندان توجیه داشت. اما به مجرد دور ساختن آن، زنان بدکاره را با همان چادری در مراکز شان به استخدام کشاند.

«طاغوت نوین» به دستآورد چهار میلیون معتاد و میلیون ها فاسد و بد اخلاق می نگرد، هرچند که این دستآورد زیر نظامی باشد که قانون آن بر اساس شریعت اسلامی نام گذاری شده باشد!

دیگر حتی سیستم برده داری کهن، شکل اش را تغییر داده است:

هر حاکمی که بیشتر برای شان برده تولید کند، جایزه «نوبل» برایش می دهند؛

هریکی که بیشتر جوامع را به فساد کشاند، جایزه ملکه زیبایی را برایش می دهند؛

هریکی که بیشتر زن را به کالای مصرفی شان تبدیل نماید، داعیه دار و الگوی حقوق زنان می گردد؛

هریکی که کشتار بشر را زیر چتر ملل متحد بپذیری، عضو جامعه جهانی می گردد ووو…

طاغوت نوین دیگر ضرورتی به برده گیری و اشغال کشورها ندارد!

آنها زیر نام حقوق بشر، حقوق زن، دمکراسی، آزادی بیان، حقوق اقلیت ها ووو… برجهان سلطه دارند!

دیگر برای طاغوتیان ضرورتی سیستم «استعمار کهن» نمی رود، تا با استعمار کشورها بتوانند حدود اربعه شان را توسعه دهند!

افراد خودی کشورها را خریده و اجیر می گردانند، بعداً به آنها اسم روشنفکران جامعه را میدهند و با ساختن چند پروژه های سمبولیک؛ آنهم برای رهایش خودشان، اعتماد رعیت را جلب می دارند.

اینجاست که با دست باز و زیر نام اجیران شان، بر کشورها می تازند!

آزادی خواهان را سر به نیست می دارند و برای تنوع و افشا نشدن راز شان، به انترک (نمایشنامه) انتخابات می پردازند؛

بنام دمکراسی، مرز های سالم جامعه را می درند، تفاوت نیکی ها و بدی ها را از بین می برند؛

زیر نام آزادی بیان و آزادی مطبوعات به مقدسات و به حریم مردمان نیک می تازند و خودشان به راحتی در لندن، نیویاک، مسکو و پاریس از آن منفعت می بردارند.

 

بلی! طاغوتیان امروزه، تمدن ها را ویران می گردانند، و ویرانه ها را تمدن می نامند؛

بشر را از دم تیغ می کشند، و کشتار های شان را، نجات بشر از دست تروریزم می نامند؛

قاتلین وتروریست ها را، حکام و نخبگان کشورها می گردانند، و نخبگان و مصلحان جوامع را، تروریست نامیده و به زندان ها می کشانند؛

اجیر شدن افراد و وطنفروشی را، روشنفکری می نامند، و روشنفکران جامعه را، عقبگرا و متحجر می نامند؛

بی حیایی و فحشا را نوآوری و مدرنیته معرفی می دارند، حیا و حجاب را، زندان و ستم افراد جوامع می نامند؛

دزدی نیروی کاری و منابع سرشار طبیعی کشورها را، در بدل چند کاغذ پولی، اقتصاد می نامند، و تبادل جنس به جنس و یا جنس به سکه را مسخره و پُر از خطر می نامند….

بلی! چنین است نظم نوین جهانی!

اما انقلاب ترکیه این نقاب تزویر را از روی دمکراسی غرب برداشت و به غربیان آموخت که اگر علمبرداران دمکراسی هستید، پس آن را از ما بیآموزید!

غربی که ارزش های جامعه اش را بر رخ دیگران می کشید و به آن فخرفروشی می نمود و آنرا الگوی از برای دیگران معرفی می داشت؛ که در نهایت آرزوی داشتن اش را برای دیگران نداشت، باید ازین انقلاب به انفجار می آمد!

بلی! اینجاست که غرب از شدت بغض در کفیدن آمد و خواست تا آنرا در غیر ازین دو شیوه عملی دارد. اما چطور و با کدامین شیوه؟

بخش چهارم:

3-   استخدام نیروهای طریقتی و رافضی علوی:

با بلند بودن سطح فرهنگی، شیوه های اول و دوم در جامعه ترکیه کارساز نبود.  به همین دلیل غرب از شیوه و تاکتیک کهن اش که در سرکوبی و ازبین بردن خلافت عثمانی کار گرفته بود، دوباره روی آورد. این شیوه، که نتیجه مثبت آن را در کنار زدن مجاهدین راستین افغانستان؛ بعد از شکست شوروی سابق، تجربه نموده بودند، امید غربیان را بیشتر نمود…

…(منتظر بخش چهارم بمانید)

اړوند مطالب

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Close