این جنگ هرگز بین الافغانی نیست

حبیبی سمنگانی

برای حل معضلهء کنونی افغانستان، از همه اولتر این را باید دانست که جنگ کنونی افغانستان، جنگ بین الافغانی است و یا جنگ افغان ها در برابر تهاجم و اشغال امریکایی ها ؟

رژیم کابل همواره کوشیده است این را جنگ بین الافغانی جلوه بدهد، گویا هر دو طرف جنگ افغان ها اند و باید افغان ها با هم بنیشنند، آشتی بکنند، نظام کنونی را بپذیرند و در داخل چوکات این نظام مشترکاً کار بکنند.

بالمقابل امارت اسلامی و یا طالبان، این را جنگ افغان ها در برابر تهاجم و اشغال امریکایی ها می دانند. زیرا این امریکایی ها بودند که با ده ها کشور دیگر بر افغانستان هجوم آوردند، نظام بر حال افغان ها را از بین بردند، صدها تن افغان ها را به زندان گوانتامو در خارج از افغانستان انتقال دادند، همه ولایات افغانستان را درمیان خود تقسیم کردند ( مناطق بیشتر برای امریکایی ها رسید، منطقه ای برای بریتانیایی ها، منطقه ای برای آلمانی ها، منطقه ای برای فرانسوی ها و…….) همه کشورهای متهاجم بالخصوص امریکایی ها و کشورهای ائتلافی آنان در همه بخش های کشور برای خود پایگاه های نظامی ساختند و اختیار زمین و فضایی افغانستان را رسماً و عملاً به زور تانگ و طیارات در کنترول خود گرفتند.

بلی، افغان های هم بودند و هستند که از روز اول (یعنی از اکتوبر ۲۰۰۱م)، تهاجم امریکایی ها را استقبال کردند، دوشادوش بلکه پیشاپیش آن ها جنگیدند، برادران افغان خود را که در طرف صف مقاومت قرار گرفته بودند به دست خود و با کمال رسوایی به امریکایی ها تسلیم کردند، برای جا گرفتن در نظام که امریکایی ها ساخته بودند صف بستند، به هر صدای بوش و اوباما و ترامپ لبیک گویان دویدند، سفارت امریکا را (العیاذبالله) کعبهء سیاسی خود پنداشتند، نظامیان و پایگاه های نظامی خارجی ها را برای بقای خود لازم شمردند و………

اما این بدین معنی هرگز نیست که این عده افغان ها طرف واقعی جنگ هستند، هرگز نه. ایشان ابزارهای مختلف النوع امریکایی ها برای پیشبرد و تداوم جنگ هستند. ایشان جان و آبروی شان را در بدل امتیازات دنیوی و مزدهای دالری به امریکایی ها وقف کرده اند.

ایشان کسانی اند که سرنوشت خود را در افغانستان، پس از خروج امریکایی ها تاریک می بینند ( حتی کسانی که برای چند روز به امریکایی ها ترجمانی هم کرده باشند می خواهند هرگاه امریکایی ها به کشور خود بر می گردند ما را هم با خود ببرند، هر چه مقامات بلند رتبه از همین اکنون تابعیت امریکا و کشورهای غربی را به دست آورده اند) . ایشان کسانی اند که نه پالیسی جنگی را تشکیل می دهند، نه وضعیت جنگی را مهار و رهبری می توانند و نه هم به زور پول و امکانات خود می جنگند بلکه ایشان تنها غلامان حلقه بگوش اند، تشکیل پالیسی جنگی، کنترول وضعیت جنگی و تهیهء مصارف و امکانات جنگی همه در دست امریکایی ها قرار دارد. بناءً یکطرف جنگ اگر امارت اسلامی است که در اختیار افغان ها است، طرف دیگری جنگ در واقعیت امریکایی ها هستند.

امروز، شماری از نویسندگان و رسانه های حامی رژیم، عالمان درباری و به ویژهء شورای نام نهاد صلح برای افغان ها و جهان اسلام چنین وانمود می سازند گویا جنگ کنونی افغانستان جنگ بین الافغانی، باهمی و داخلی است، لهذا با استناد به آیات قرآنی و احادیث نبوی باید برای پایان بخشیدن این جنگ کوشیده شود، تا جلو خون ریزی های ناحق گرفته شود و افغان ها با هم صلح و آشتی بکنند، برادرانه زندگی بکنند و در چوکات نظام کنونی دوشادوش همدیگر کار بکنند.

مشکل اینست که ایشان تهاجم نا مشروع و وحشیانهء امریکایی ها، موجودیت نظامیان و پایگاه های نظامی امریکا و امریکایی بودن رژیم مزدور را کاملا نادیده می گیرند. ایشان با این هم کاری ندارند که امریکایی ها مادر بمب ها را بر افغان ها پرتاب می کنند یا پدر بمب ها را ؟ حملات درون انجام می دهند یا عملیات های شب هنگام ؟ مساجد، مدارس و بازارها را ویران می کنند و یا خانه های غیر نظامیان را ؟ ، بلکه ایشان چنین جلوه می دهند گویا اگر طالبان آمادهء گفتگو با رژیم کابل بشوند (و در معنای واقعی، اگر رژیم کنونی را بپذیرند و تسلیم بشوند) همه مشکلات افغان ها حل می گردد، گویا عامل همه مشکلات کنونی افغان ها طالبان هستند ( وا للعجبا ) .

اما سوال اینست که گفتگو یا مذاکرات با چه کسانی ؟ آیا گفتگو و مذاکرات با طرف واقعی جنگ می شود یا با آنانی که جزوی ترین اختیار هم ندارند ؟ رژیم کابل اگر دیروز پیروی از پالیسی جنگی اوباما می کرد، امروز به اساس استراتژی جنگی ترامپ راه می رود، حالا که یکسال هم از استراژی جنگی ترامپ نمی گذرد حرف از ناکامی آن زده می شود و ممکن در روزها یا ماه های آیندهء شاهد استراتژی دیگری از سوی ترامپ باشیم، اما از رژیم کابل در زمان تشکیل این پالیسی ها و استراتژی ها حتی مشوره ای هم خواسته نمی شود، رژیم کابل در طی ۱۷ سال نتوانسته است حد اقل ده در صد مصارف جنگی اش را از عوائد خود بپردازد، بلکه همه مصارف جنگی رژیم از سوی امریکایی ها و دیگر کشورهای اشغالگر پرداخته می شود، رژیم کابل حتی کارهای روزمره و عادی خود را بدون اجازه، فرمان و هدایت مستقیم امریکایی ها انجام داده نمی تواند، پس آیا گفتگو و مذاکرات با چنین طرف مزدور، بی اختیار و نابکار معنای دارد ؟

مشکل اساسی افغانستان، موجودیت نظامیان و پایگاه های نظامی اشغالگران است. رژیم کابل نه تنها درین مورد حرفی زده نمی تواند بلکه موجودیت نظامیان و پایگاه های نظامی اشغالگران را برای بقا و سرنوشت رژیم عنصر حیاتی می داند. زیرا همه می دانند این رژیمی که آورده و پروردهء اشغالگران است برای بقای خود ضرورت به سرپرستی و همکاری های همه جانبهء اشغالگران دارد. بناء نه تنها طالبان، بلکه هر آن کسی که می خواهد معضلهء افغانستان واقعا حل گردد به این باور است که با طرف واقعی جنگ که امریکایی ها هستند گفتگو و مذاکرات صورت بگیرد، حرف زدن با رژیم کابل سودی ندارد.

رژیم کابل می خواهد با آوازه های بی اساس، تبلیغات و پروپاگندهای دروغین در مورد صلح و مذاکرات، خود را طرف مستقل جنگ جلوه بدهد. اما طالبان توانسته اند موقف شرعی، عقلی و منطقی شان را برای افغان ها ثابت بسازند که جنگ کنونی، جنگ بین الافغانی نیست. بلکه جنگ افغان ها، مبارزه برای اعادهء استقلال کشور از چنگ امریکایی ها و اعادهء نظام اسلامی است که از سوی امریکایی ها هدف قرار گرفت. بلی، این جنگِ افغان ها و امریکایی ها است.

این مقاله نظر شخصی نویسنده است، نظرات کابل.کام را منعکس نمیکند.

اړوند مطالب

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Close