برگشت دوستم؛ یک تحلیل واقع بینانه

حبیبی سمنگانی

عبدالرشید دوستم بالاخره پس از فرار، تبعید و یا تداوی چهارده ماهه در ترکیه به کابل برگشته است.

مخالفان دوستم می گفتند که وی پس از اتهام ایشچی از کشور فرار کرده است. اما حامیان اش به این باور بودند که دوستم تبعید شده است. اما اشرف غنی (رییس رژیم چندسرهء کابل) سه روز پیش از برگشت دوستم گفت که «جنرال صاحب» جهت تداوی در ترکیه به سر می برد و حالا پس از اجازهء «داکتران» قرار است به کابل برگردد. تعجب آور اینست که دوستم نیز پس از برگشت، در سخنرانی خود درمیان حامیانش حرف از «تداوی» می زد. از همینست که بعضی ها اگر برگشت وی را برگشت پیروزمندانه می نامند، عدهء دیگری آمدن دوستم را معامله می خوانند.

در مقالهء کنونی، به جای اینکه به کشمکش های غنی و مخالفان وی بپردازیم، حقیقت قضیهء دوستم و ایشچی را بررسی بکنیم و یا برگشت دوستم را نتیجهء اعتراضات طرفداران وی بدانیم، موضوع اساسی را که تا حد زیادی به برگشت دوستم ربط دارد زیر بحث می آوریم.

امریکا و کشورهای که به سرکردگی آن بر افغانستان یورش آوردند، یکی از پروپاگندهای بزرگی که علیه طالبان از طریق رسانه های استعماری و زرخرید به راه انداخته بودند، این بود که طالبان ناقضان حقوق بشر اند. اما دلائلی را که زمزمه می کردند این بود که طالبان دروازه های مکاتب را به روی دختران می بندند، زنان را به حجاب مجبور می سازند، مخالف ساز و سرو اند و از همه بزرگ تر اینکه قوانین تندروانهء شریعت اسلام را جبراً نافذ کرده اند و این و آن.

اما بالمقابل تعجب آور این بود، کسانی که امریکا و ائتلافیان آن را بر ضد طالبان همکاری می کردند به جنایات سنگین و واقعی متهم بودند، بلی، آن ها به قتل های خودسرانه، سرقت های مسلحانه، آدم ربایی ها، تجاوز بر عفت زنان (صرف نظر ازینکه شراب خوری، قمار زنی، زن بازی و…… اصلا از دیدگاه غربی ها گناه نیستند).

آیا این عجب منافقت، عجب تضاد و عجب دو روییی نبود ؟

اما یکقدم پیشتر می رویم، درست است می پذیریم که دران زمان امریکا مجبور بود این جنایتکاران را با خود بگیرد، زیرا همین ها بودند که می توانستند به پول و امکانات امریکا در برابر طالبان بجنگند، طالبان و هموطنان بی گناه شان را به امریکایی ها بفروشند، به عساکر اشغالگر امریکایی در افغانستان نه تنها خوش آمدید بگویند بلکه سلامی بزنند. بناءً امریکا و ناتو برای از بین بردن طالبان و در حقیقت برای اشغال افغانستان، ازین جنایتکاران استفاده کردند.

اما سوال اینست که اگر امریکا و کشورهای اروپای واقعاً برای احیای حقوق بشر و حقوق زنان آمده بودند، پس آن ها در طی هفده سال چه پیشرفتی کرده اند ؟ آیا مردم افغانستان را با مرور زمان از چنگال این جنایتکاران رهایی دادند ؟ آیا بدیل جنایتکاران را روی قدرت آوردند ؟ آیا نقش جنایتکاران در عرصه های های نظامی و سیاسی کشور ضعیف گردیده است ؟ پاسخ این همه سوالات منفی است. زیرا :

–         همه شاهد هستیم که برای محاکمهء جنایتکاران اصلا پرونده و دوسیه ای ساخته نشد، چه جای که آن پرونده و دوسیه بررسی شود. بلی، سران و بعضی مقامات رژیم، نیز سازمان ها و کمیسیون های حقوق بشر وقتا فوقتاً لاف از محاکمهء جنایتکاران زده اند و می زنند. اما هدف شان تنها هشدار دادن است که با ما باشید وگرنه بر علیه شما به اتهام نقض حقوق بشر دوسیه می سازیم.

–         در انتخابات های شوراهای ولایتی، پارلمان، سنا و حتی ریاست جمهوری بیشتر از دیگران برای همین جنایتکاران زمینهء پیروزی مساعد می گردد، زیرا ایشان با استفاده از پول فراوان، زور تفنگ و روابط مستقیم با نیروهایی اشغالگر و سفارت های خارجی می توانند مخالفین خود را تهدید بکند، مسئولان کمیسیون انتخابات را بخرند و حق و نا حق خود را برنده اعلان کنند.

–         نظام قومندانی و تفنگ سالاری که مردم را در دههء ۹۰ میلادی به ستوه آورده بود و به دست طالبان از بین رفته بود، دوباره به اوج رسیده است. کسانی که حتی یک صنف مکتب نخوانده اند و اصلا با انسانیت بلد نیستند، امروز از برکت دالرهای پینتاگون که بدون وساطت رژیم کابل به عنوان پولیس محلی و یا اربکی داده می شود، ده ها تن افراد مسلح زیر فرمان خود دارند. افرادی که نه بشر را می شناسند و نه حقوق بشر را.

–         امروز تفنگ سالاران جنایتکار در مراکز ولایات از والیان رژیم قوی تر اند. گفته می شود، والی را که اشرف غنی درین روزهای اخیر برای فاریاب تعیین کرده است از ترس افراد دوستم و نظام الدین قیصاری شب را در مقام ولایت سپری نمی توانست، بلکه برای خواب به قرارگاه نظامی می رفت.

پس کجا است آن حقوق بشری که امریکایی ها و ائتلافیان شان در افغانستان زنده ساخته اند ؟ بلی، شاید احیای حقوق بشر از نگاه آن ها همینست که کانال های بی شمار رادیوی و تلویزیونی را برای ترویج فحشا و اهانت به ارزشهای دینی و ملی افغان ها ایجاد نموده اند، فرهنگ برهنگی غرب را در کشور رواج داده اند، مراکز تعلیمی و ارگان های دولتی را مخلوط ساخته اند و…………..

اړوند مطالب

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Close