روشنفکری، یا «مار آستین» زن افغان!

نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر، هالند

به مناسبت هشتم مارچ، روز جهانی زن

در تمام جوامع، زن یک موجود زود آسیب پذیر می باشد که نباید این آسیب پذیری را در یکجا به دیده اغماض نگریست و در جای دیگر به آن شاخ و پنجه داد.

امروز اگر جوامع امن و مرفع چیزی را بنام حق زن دارند، نباید زود آنرا در سطح «رفاه مادی» با جوامع غریب و بیسواد به مقایسه کشاند!

درد زن «در عدم حکم خالق اش» در هر دو جوامع، شدید و قابل غور می باشد:

1- در جوامع شرقی و یا «جهان سوم»:

درد زن غالباً از دردهای جسمی آغاز یافته و به روان سرایت می نماید، که با رفع نیاز های مادی اش زود می توان به اعلاج آن دست یافت؛

2- اما در جوامع غربی:

درد زن غالباً از روان آغاز یافته و بر جسم پیوند می خورد، که چنین درد، درمان اش مشکل و حتی ناممکن بوده و «دردمندانش» را به الکل و دیگر مواد مخدر کشانده و یا به خودکشی سوق می دهد.

شاید درک درد «زن غربی» برای جوامع فقیر چندان محسوس نباشد. زیرا آنها با دردهای روانی کمتر آشنا بوده و درد آنها محدود به فقر و جهل می ماند. اما زن غربی یکه در جستجوی بیرون رفت ازین معضله اند، می توانند خوبتر این چنین دردها را احساس کنند. همین علت است که اکثر «روی آورندگان» به اسلام را زنان تشکیل می دهند که ندرتاً دوباره به کیش و آئین قبلی شان بر می گردند.

و اما درد و رنج زن افغان!؟

زن افغان را دو پدیده رنج می دهد:

پدیده اول، ناآگاهی از دین و پایبندی به رسوم و عنعنات سنتی زیر پوشش دین می باشد؛

پدیده دوم، سوء استفاده از محرومیت های زنان توسط تحصیلکرده ها زیر پوشش «روشنفکری» بوده که برای مقاصد خاص سیاسی و مادی انجام می یابد. که این نوع، خطرناکتر و زیانبارتر از نوع اولی بوده که رفع اش، به زمان طولانی نیار دارد.

بلی! بزرگ سازی نوع دوم با پشتوانه های مادی و رسانه ئی در سطح ملی و بین المللی زود به ثمر رسید تا جای که به یک «مافیای» بزرگ و خطرناک تبدیل گشته و فعلاً «مار آستین» از برای اکثریت زنان جامعه افغان گردیده است.

رنج این مافیای (روشنفکرنما) که اکثریت شان را کمونیستهای چینی تشکیل می دهد نه از برای اعاده «حقوق زن» بوده، بلکه در آگاهی زنان از «حقوق اسلامی» شان می باشد. آنها زنان با حجاب (به اصطلاح خودشان یعنی نقاب پوشان) را خطرناکتر از توپ و تانک دانسته زیرا خوب میدانند که آنها جامعه سازان آینده را در آغوش شان تربیه می دارند.

بلی! صاحبان خرد دیدند که با افتتاح اولین مدرسه طلاب اناث در قندز، چگونه زنگ خطر در واشنگتن و لندن بصدا درآمد.

پس مشکل خطیر در عدم «حقوق زن» در پیوند های سنتی جامعه نبوده بلکه با استفاده از آن و با ضمیمه ساختن صحنه های از آتش سوزی ها، بینی بریدن ها، و تجاوزات جنسی- بازار صحنه های رسانه ئی شان را، گرم و گرمتر می نمایند.

بلی! مافیای تحت پوشش «روشنفکری» سعی دارند تا تفاوت های “حکیمانه خلقت” را به تضاد های دو جنس، شکل داده و حس تنفر و و انتقام را در ایشان بذر نماید!

حرکتی خطرناکتر از فرمان شماره هفت «تره کی» که دهقان را بر جان خان- و خان را بر جان دهقان شورانید و یکی را توسط دیگری ازبین برد و آن محدود زمین های مزروغ کشور را، نیز به زمین های لامزروع تبدیل ساخت!

حالا مافیان «حقوق زن»، خطرناکتر از «تره کی» عمل نموده؛ زن را در برابر مرد- و مرد را در برابر زن تحریک داشته، فضای محبت خانوادگی را به کینه و نفرت تبدیل ساخته و احساس دوری یکدیگر شانرا با سریال های هندی و ترکی پُر ساخته و سپس آنها را به بیرون از محوطه خانه کشانیده تا باشد «مزرعه یکه در آن آینده سازان تربیه می شوند، خشک و لامزروع گردد»!

بلی! مزرعه ی آینده سازان خشک گردد تا آرزوی دیرینه «پیر استعمار» (یعنی انگلیس) در گرفتن انتقام از فرزندان افغان، برآورده گردد.

پس تا دیر نشده، خود را با زیور وحی الهی آراسته ساخته و در اولین قدم، راه مساجد و مدارس دینی را بسوی زن مظلوم افغان باز گردانیم تا خود بتواند مسیر شانرا دریابند!

زیرا نتیجه ای «دادن حقوق»، ارمغان برده گی دارد؛

اما نتیجه ای «گرفتن حقوق»، آزادی را به ارمغان خواهد داشت.

بلی خواهرم! این چیزیست خیلی ساده:

از خود آغاز کن که دستورالعمل خالق ات در کنار است (قرآن

در خانواده ات برسان، و خود عمل کن تا سایه اش بر فرزندان ات افگند؛

و با عفت در جامعه حضور بیآور تا حق تعیین شده از جانب «خالق ات» را به تمثیل کشانی!

مادر شو، که فقط در چنین حالت، بهشت در زیر قدم هایت خواهد بود!

اړوند مطالب

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Close