ریگستانی و راز های پس پرده مقاومت !

نویسنده: قاضی عبید

صالح محمد ریگستانی از چهره های نزدیک و با اعتماد احمدشاه مسعود و آتشه سابق نظامی افغانستان در مسکو که از بسیاری راز های پوشیده ، روابط پنهانی ، دید و وادید های مسعود و جبهه به اصطلاح مقاومت واقف می باشد ؛ گاه گاهی در نوشته ها ، کنفرانس ها و مصاحبه های خود به توضیح نکات مبهم و پوشیده می پردازد .

ریگستانی در یک سخنرانی در جمع کثیر از افراد حکومتی و غیر حکومتی در سالگرد وفات مارشال فهیم ، از نقش مارشال پس از مسعود ، چگونگی ورود نیروهای آمریکایی و تشکیل حکومت موقت سخن به زبان آورده و چیزهای باور نکردنی و جالب که تاحال به ندرت و یا هیچ شنیده نشده بود را چنین به وضاحت گرفت :

جبهه ضد طالبان که در راس آن آمر مسعود قرار داشت مستقیما از سوی پنج کشور ، هند ، روسیه ، ایران ، ازبکستان و تاجکستان کمک مالی و تسلیحاتی دریافت می نمود و این امر الی کشته شدن مسعود ، دقیق تا ۹ سبتمبر ۲۰۰۱ که مصادف است با ۱۸ سنبله ۱۳۸۰ ه ش ، ادامه داشت .

پس از مرگ مسعود و حادثه ۱۱ سبتمبر، مارشال فهیم که قومنده عمومی جبهات را در دست داشته از سوی آمریکایی ها پیام دریافت نمود ، پیام آمریکایی ها به ما( جبهه مقاومت ) این بود که حکومت آمریکا تصمیم سرکوب طالبان را دارد ، موقف تان را در این راستا مشخص سازید .

در این مرحله حساس ، شرایط سخت و دشوار نزد ما فقط سه گزینه وجود داشت :
۱_ همکاری با آمریکایی ها در سرکوب نمودن طالبان .
۲_ مخالفت با آمریکایی ها و قرار گرفتن در صف طالبان .
۳_ بیطرفی و نظاره گر جنگ آمریکا و طالب .
مارشال فهیم در این برهه از زمان در مشوره با سران مقاومت تصمیم گرفت تا به همکاری آمریکایی ها به جنگ و نبرد با طالبان بپردازد .

ریگستانی در ادامه سخنان خود می افزاید :
ما ( جبهه مقاومت ) به سرپرستی مارشال فهیم ، تنها به فکر این بودیم که آمریکایی ها در عملیات نظامی شان طالبان را سرکوب میکند و بس ؛ از برنامه های سیاسی آمریکا هرگز آگاهی نداشتیم و زمانی به آن پی بردیم که آمریکایی ها از ورود ما به کابل مخالفت ورزیدند و به شکل تهدید گونه بیان داشتند که شما اجازه داخل شدن به کابل را ندارید .
با وصف تهدیدات و اخطار های پی در پی آمریکایی ها ، مارشال فهیم تصیم رفتن به کابل را گرفت و کابل یکبار دیگر به واسطه ما فتح گردید .

اما در کابل حوادث دیگری پشت سر بود و ناگهان بدون اینکه ما اطلاع داشته باشیم نیروهای بریتانیایی وارد میدان هوایی بگرام شدند ، مارشال فهیم با من ( صالح ریگستانی ) تماس گرفت و گفت :
نیروهای بریتانیایی تا بگرام رسیدند ؛ چه باید کرد ؟
من گفتم : اگر نیروهای پیاده نظامی خارجی ها وارد افغانستان شوند ، بدون شک که طالبان دوباره برگشته و یکبار دیگر انگیزه جنگی پیدا میکنند .
دیگر دیر بود و مارشال هم نمی توانست جلوی ورود نیروهای پیاده خارجی را بگیرد ، چندی بعد نظامیان آمریکایی وارد کابل شد و عساکر ناتو حضور یافتند و بعد ها اجلاس بن دایر گردید و حکومت موقت از سوی آمریکایی ها ساخته شد و بلاخره ما فهمیدیم که یک جریان سیاسی نیز روی دست است که فعلا من ( ریگستانی) روی آن بحث نمیکنم .
مارشال میدانست و ما نیز میدانیم که آمریکایی ها برای رسیدن به اهداف شان جبهه مقاومت را وسیله قرار دادند و همین که بر امورات کشور ما تسلط یافتند دیگر ما را به فراموشی سپرده و به مرور زمان افراد مقاومت را از چوکی های کلان حکومتی کنار زدند .

صالح ریگستانی در اخیر سخنان خود ، اشاره کوتاهی به وضعیت موجوده نیز داشته ، آمریکا و ناتو را در امر مبارزه با طالبان ناکام تلقی نمود ، وی در این مورد فرمود :
۱۵۰ یک لک و پنجا هزار نیروی مسلح با تکنالوژی عصری و سلاح های مدرن از ۲۸ کشور دنیا در برابر کسانی شکست خورده اند که هر گز ظهور دوباره ای شان حس نمی شد ، اما می بینیم که طالبان بیشتر از پیش قویتر گردیده و تا دروازه های کابل رسیده اند و توانایی عملیات های بزرگ را در امن ترین مکانها دارند .

ټېګونه

اړوند مطالب

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Close