طاغوت شکن امت (خالد ثانی)، به لقای الله جل جلاله پیوست!

نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر

مردی که تاریخ را رقم زد؛

مردی «طاغوت شکن»،

«خالد» این عصر،

به لقای الله جل جلاله پیوست!
چه پیوستن زیبا:

قامتش در برابر طاغوتیان عصر در سخت ترین شرایط ابتلای الهی، خم نگشت؛

نه تنها خودش «صبر و استقامت» را پیشه اش گردانید، بلکه خانواده اش را نیز چنین تربیه داشت!

بلی! مولوی جلال الدین «حقانی»، گل معطر از سبد گل «امت اسلامی»؛

مردی از «مردان راستین» اسلام!

مردی که بر مصلحت ها پشت گردانید، و «دوستی و دشمنی» اش را صرف از برای الله جل جلاله، رقم زد!

مردی که بدون تردید و انتظار؛ باورمندانه و شجاعانه اعلان دوبارۀ «جهاد» را نمود؛

«جهاد» در برابر «لشکریان صلیبی»!

مردی که در بیعت اش با «امیر المؤمنین» (ملا محمدعمر مجاهد رحمه الله) استوار و وفادار ماند، و روز های سخت و دشوار «امارت اسلامی افغانستان» را، حکیمانه و با «صبر و استقامت» سپری نمود.

بلی! «حقانی»؛ مردی از «مردان راستین» این امت؛

مردی طاغوت شکن!

مردی که در هدایت مردم حریص بود، و در شکست طاغوت، از خوشی در لباس نمی گنجید؛

مردی که «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ»{الفتح:29} را عملاٌ در زندگی اش عملی ساخت؛!

«خالد» این عصر،

قوت جبهات «جهاد»؛ که خداوند آنرا از ما دور ساخت،

تا امید بر «فرد» را، بر «امید خالق» پیوند دهد!

«حقانی»، قائد واقعی هر دو «جهاد» بود؛

قائدی که، بر «برج های بشری» وقعی نمی گذاشت،

و از «برج آسمانی» همیشه در هراس بود.

بلی! «حقانی» به لقای الله جل جلاله پیوست!
و چه پیوستن زیبای:

وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّـهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ

آئین چه کسی بهتر از آئین کسی است که خالصانه خود را تسلیم الله کند، در حالی که نیکوکار باشد {النساء:125}

«حقانی»؛ مردی «سنگر» و مردی «قلم»!

مردی که در سنگر «مجاهد»، و در خانواده و اجتماع «حافظان قرآن» تربیه می داشت؛

دو چیزی که، خشم طاغوتیان را بر می انگیخت، و بر شدت دشمنی شان با این «خانواده مجاهد» می افزود.

مردی که بر «سینۀ پسرش» افتخار می داشت؛

سینه ای «بدرالدین»؛

سینه ای «پُر از قرآن»!

سینه ای که، طیاره های بم افگن متجاوزین امریکا، نتوانست آنرا بدرد!

بلی! «بدرالدین»، تکه تکه گشت، اما «سینه اش» سالم بماند؛

پدر، با رویت سینه اش، پسرش را شناسایی داشت،

و با این «نشانۀ الهی»، سری سجده خم نموده و بر مسیرش باورمندتر گشت!

پس بخواب!

بخواب، ای «حقانی» همچو یارانت!

همچو «عمر ثالث»؛

آرام بخوابید؛ که رمز دعای «پدر پیامبران» را خوب دانستید!

رمز دعای ابراهیم علیه السلام:

وَاجْعَلْ لِي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ ﴿الشعراء:٨٤

و نزد آيندگان نيکنامم گردان!

این «نیکنامی»، تنها «نامیدن» نیست؛

این «نیکنامی»، عبادت «پس از مرگ» می باشد؛

عبادتی که، فرد در عدم  حضور حیات دنیوی اش، به «رفعت درجات» نایل می یابد.

خوشبختید، ای «قائدین جهاد»!

خوشبختید، از ثمرۀ امتحان نهایی تان که:

نیکان از شما به نیکی یاد می دارند، و بدان از شما به بدی نام می برند!

هر دو در غنای حسنات تان سعی دارند:

نیکو نامیدن، نیکان- دعایست از برای «رفعت درجات» شما؛

و بدگویی، بدکاران- جریمۀ ست از حسنات ایشان، در «رفعت درجات» شما!

پس آرام بخوابید!

بخوابید که از خود «نیکنامی» بجا گذاشتید، که تا «روز حشر»، کوه های از «حسنات» را برایتان به ارمغان خواهد داشت؛

و این رمزی بود که ابراهیم علیه السلام برای بشر آموختاند.

بخوابید!

آرام بخوابید، که راه تان، راه فردگرایی و راه گروه گرایی نیست؛

راه شما، راه «قرآن و سنت» است، که همیشه جاودان و پیروز خواهد ماند.

اړوند مطالب

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Close