طالبان.. در معرکۀ سیاسی

حبیبی سمنگانی

رژیم کنونی کابل یقیناً در بغرنج و بحرانی ترین دورهء خود قرار دارد. بر علاوه از مشکلات دیگر، رسوایی تازه ای که دامنگیر مقامات رژیم شده است راپورهای تغییر استراتژی ترامپ در قبال افغانستان و آمادگی امریکایی ها برای گفتگوهای مستقیم با طالبان است.

صرف نظر ازینکه نشست های مستقیم درمیان طالبان و امریکایی ها صورت گرفته است یا خیر – چون هنوز هیچ یکی از هر دو طرف رسماً تایید و یا تردید نکرده اند – آگاهان و تحلیلگران اتفاق دارند که رژیم کابل نه درین نشست ها سهم دارد و نه هم از چگونگی و پیشرفت گفتگوها خبر دارد.

مهم تر اینست که آگاهان و تحلیلگران نیز به این باور رسیده اند که نبود رژیم کابل در گفتگوهای طالبان و امریکا هیچ مشکلی نمی تواند ایجاد بکند. زیرا در حقیقت، رژیم کابل طرف مستقیم جنگ نیست بلکه به حیث گماشته و دست نشانده یکطرف فعالیت می کند. هرگاه خود آن طرف – که امریکایی ها است – وارد گفتگو شود، نیازی به دست نشاندهان باقی نمی ماند.

داکتر عبدالله عبدالله – رئیس اجراییهء رژیم کابل – روز دوشنبه (۶ اگست ۲۰۱۸م) در نشست شورای وزیران گفته است : «دولت افغانستان کاملا در جریان است. موضوع اصلی بحث، زمینه سازی برای مذاکرات مستقیم بین طالبان و دولت افغانستان است و فراتر از این چیزی نبوده و نیست» .

اما کمتر کسانی اند که بر این حرف های عبدالله باور بکنند. عبدالله و سائر مقامات رژیم به این خواب و خیال بودند که ما برای امریکایی ها ناگزیر هستیم و امریکا هیچگاه نمی تواند ما را نادیده بگیرد. ایشان فراموش کردند که از ایشان تنها به حیث ابزار استفاده می شود.

بلی، ابزار زرخرید و چند روزی، امریکایی ها به این باور رسیده اند که این ابزار نابکار سبب ناکامی و رسوایی کنونی ما شده است. اما بعضی از سران و مقامات فاسد رژیم هنوز هم فکر دارند که ما برای امریکایی ها ناگزیر هستیم.

در واقعیت، تغییر سیاست ترامپ و تیم وی در قبال افغانستان اگر از یکسو سران و مقامات رژیم را سراسیمه ساخته است، از سوی دیگر پیامی واضح با خود دارد که استراتژی جنگی آن ها شکست خورده است و اکنون باید بجای پافشاری بر تشدید جنگ و یا اتکا بر رژیم بوسیده وآزموده، راه های بدیل را پیش رو بگیرند و از گزینه های دیگری استفاده بکنند.

از همینست که درین اواخر، گزینه های متعدد احتمالی به ویژه گفتگوهای مستقیم با طالبان و خصوصی سازی جنگ افغانستان، موضوعات داغ در میدیای امریکا بود. جیمز میتس – وزیر دفاع امریکا – سال گذشته چند روز پیش از اعلان استراتژی جنگی ترامپ گفته بود که خصوصی سازی جنگ افغانستان یکی از گزینه ها است.

درین روزهای اخیر، رئیس شرکت نظامی خصوصی «بلیک واتر» به ترامپ پیشنهاد داده است که ماموریت نظامی امریکا در افغانستان را خصوصی بسازد، به گفتهء وی : با این کار، هزینهء امریکا در افغانستان از ۴۵ ملیارد دالر به ۱۰ ملیارد دالر کاهش می یابد. گفته می شود که ترامپ و پسر وی موافق این پیشنهاد هستند. اما از نگاه آگاهان، با توجه به تجربهء ناکام خصوصی سازی جنگ در عراق، این گزینه نه چندان طرفدار ندارد و نه هم احتمال کامیابی.

گزینهء که درین روزها بر سر زبان ها است گفتگوی مستقیم امریکایی ها با طالبان است. این گزینه در واقعیت نشان دهندهء انعطاف و تمایل امریکا به موقف دائمی و همیشگی طالبان است.

از روزیکه حرف های صلح، مذاکره و پایان جنگ در افغانستان آغاز گردیده، موقف طالبان روشن و واضح بوده است. طالبان از ابتدا اصرار داشتند که گفتگوها در صورتی می تواند نتیجه بخش باشد که هر دو طرف واقعی جنگ با هم مستقیم بنشینند و مسائل مهم را محور بحث قرار بدهند.

امریکا چون ارادهء صلح و مذاکرات واقعی نداشت و از روی اهداف استعماری خود خواهان تداوم جنگ بود. بناءً طرف غیر مستقل را – که رژیم کابل است – برای گفتگوهای صلح پیش می کرد. در حالی که همه می دانستند رژیم کابل اصلا توانایی ندارد در مورد خروج نیروهای امریکایی از افغانستان – که از خواسته های اساسی طالبان است – تصمیم بگیرد و یا فیصله بکند.

اما اکنون امریکا پس از گذشت سال ها و شکست های پیهم در عرصه های مختلف، وادار شد که برای نجات از گرداب افغانستان وارد گفتگوهای مستقیم با طالبان شود.

بدون شک، این دست آورد انکار ناپذیر طالبان در عرصه های نظامی و سیاسی است. طالبان با ایستادگی بر موقف منطقی شان بالاخره ثابت کردند که امریکا جز اینکه وارد گفتگوی مستقیم با طالبان شود دیگر راهی ندارد.

امروز آگاهان نظامی و سیاسی نیز بر راستی و دور اندیشی موقف طالبان اعتراف دارند. طالبان این موقف بر حق خود را نیز ثابت خواهند کرد که یگانه راه برای بیرون رفت از معضل کنونی افغانستان، خروج کامل عساکر خارجی به ویژه نیروهای اشغالگر امریکایی است. ان شاء الله

مشکل مقامات رژیم اینست که ارادهء شان خلاف حرف های ظاهری و نمایشی شان هست. ایشان در دورهء کرزیی از نبود آدرس مشخص طالبان شکایت داشتند، اما هرگاه دفتر طالبان در قطر باز شد از همه پیش تر این کرزیی بود که مخالفت نشان داد. همچنان رژیم کابل همواره شکایت می کند که طالبان در نشست ها و کانفرانس های بین المللی شرکت نمی کنند. اما هرگاه طالبان دعوت رسمی مقامات روسی برای اشتراک در نشست مسکو را پذیرفتند، رژیم کابل به پیروی از امریکا از حضور درین نشست انکار کرد.

در حقیقت، تقاضای رژیم دست نشانده اینست که طالبان تنها در نشست های شرکت بکنند که به فرمایش و طراحی امریکایی ها صورت می گیرد و جز پیشبرد اهداف و تضمین منافع امریکا دیگر هدف و مطلبی ندارد. امریکا و رژیم کابل کوشیده اند شکست های نظامی را در میدان سیاست جبران بکنند. به الفاظ واضح تر، می خواهند طالبان را – در صورت اشتراک در چنین نشست ها – به معامله های پشت پرده متهم و بدنام بسازند. همه می دانند اشتراک در چنین نشست های نمایشی جز حقارت، مذلت و رسوایی چیزی دیگری را برای مسلمان ها به ارمغان نیاورده است. قطعنامه ها و فیصله های چنین نشست ها پیش از پیش در پنتاگون – از سوی مقامات امریکایی – آماده می شود و در پایان نشست به خوانش گرفته می شود و بس.

اما لله الحمد، طالبان همچون عرصهء نظامی در کارزار سیاسی نیز دشمن را زبون ساخته اند. آمادگی طالبان برای حضور در نشست مسکو، روشن می سازد که هرگاه زمینهء واقعی برای گفتگوها مساعد گردد، طالبان پیشتر از دیگران برای گفتگو حاضر خواهند شد. اما اگر نشست ها از روی اهداف مغرضانه طراحی شود، هیچ نیروی نمی تواند پای طالبان را به آن نشست ها بکشاند.

طالبان همواره به سیاست معقول و منطقی اصرار و تاکید ورزیده اند و تعامل زورگویانه و وحشیانهء امریکا را نکوهش کرده اند. چنانکه امیرالمؤمنین شیخ هبة الله آخندزاده – حفظه الله – در پیام عید سعید الاضحی (سال ۱۴۳۹ ه) یادآور شده است: «۱۷ سال پیش، زمانی که امریکایی های اشغالگر برای تهاجم بر افغانستان در صدد تشکیل ائتلاف بین المللی جنگی بودند، امارت اسلامی آن ها را به جای جنگ به سیاست تفاهم و تعقل دعوت می داد، اما سران امریکایی از روی بی پروایی و عدم تعقل دست به جنگی زدند که برای مردم امریکا بسیار گران تمام شد» ، سپس در رابطه به مذاکرات گفته است : «اکنون هم اگر امریکایی ها با سر نهادن به واقعیت های حقیقی افغانستان آمادهء مذاکرات مستقیم با امارت اسلامی می شوند، ما این کار را گامی معقول از طرف امریکا می دانیم» .

در واقعیت، بصیرت و ژرف بینی سیاسی طالبان سیاست مغرضانه و توطئه گرانهء امریکا و رژیم کابل را شکست داده است، اکنون جهانیان نیز درک کرده اند که سال ها زیر شعاع تبلیغات دروغین رسانه های استعماری امریکا بودند و نتواستند مشکل افغانستان را درست بررسی بکنند. مهم اینست که امریکا هیچگاه از دسیسه گری باز نمی آید، طالبان باید هوشیار باشند تا مبادا بر دست آوردهای نظامی و سیاسی شان شب خون زده شود و ثمرهء قربانی های تاریخی شان به یغما برده شود.

اړوند مطالب

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Close