طالبان و اعادهء حقوق زنان

نگارش: ابن مبارک احمدزی

جنگی تبلیغاتی در تاریخ اسلام پیشینهء طولانی دارد.دشمنان اسلام همواره سعی کرده اند نام و نشان مجاهیدن را با تهمت ها و دروغهای شان خدشه دار سازند.بر همه هویدا است که با آمدن امارت اسلامی لشکریان شر و فساد از بین برده شدند.فساد اخلاقی،رقص مرده،بی حرمتی زنان،میخ کوبیدن بر سر مرد و زن افغان و توهین ارزشهای مادی و معنوی زنان از بین برده شد و همه چیز از آیینهء شریعت دیده میشد.

یکی از حربهء های تبلیغاتی که دشمنان اسلام و بنده گان دموکراسی همواره طالبان و مجاهدین را به نقض و زیر پا کردن آن متهم میسازند همانا حقوق زنان است.حقیقت اینست که امارت اسلامی اصلاً حقوقی را به زنان افغان داد که در ۸ دههء اخیر مثال و نظیر نداشت؛ اما اینکه دشمنان مجاهدین با ارزشهای اجتماعی اسلام مشکل دارند و نمی توانند بر ضد آنها بگونهء آشکار بتازند؛ پس بر علیه مجاهدین تبلیغات منفی را براه می اندازند.الحمد لله که ملت مؤمن و مسلمان افغان حالا به حقیقت پی برده است.

یکی از دستاورد های مهم و عمدهء امارت اسلامی همانا اعادهء حقوق اصلی و اسلامی زنان مسلمان افغانستان است.اعادهء حق های که قرآن و سنت برای آنها داده است.حقوقیکه رسول الله صلی الله علیه وسلم در نهم ذي الحجه حین آخرین حج خویش(حجة الوداع) بیان کرده است.این در حالی بود که قبل از آن در هیچ یک از قوانین بشری یا سیاسی حقوق زنان مد نظر گرفته نشده بود.حتا تا سال ۱۹۴۵ میلادی جوامع بشری کفری فکر آنرا نیز نمی کردند که آیا زن هم حقوق دارد!

در نیمهء قرن بیستم در فرانسه یک حرکت زیر نام فمینیزم آغاز به کار کرد،که در نتیجهء جد و جهد آن جهان کفری به حقوق زنان قائل شد.در جهان کفری حقوق زنان طوری که لازم است هنوز هم محفوظ نیست؛ اما در اسلام؛ زنان از حقوقی برخوردار اند که بر علاوهء عزت و امنیت فزیکی از نقطه نظر معنوی نیز محفوظ شده اند.

امارت اسلامی افغانستان با شجاعت و مردانگی حقوق قشر زنانهء افغانستان را احیا و زنده ساخت.که آنرا میتوان در پرگراف های ذیل مطالعه کرد:

منع فروش خواهران و دختران: قبل از حاکم شدن امارت اسلامی،خرید و فروش دختران و خواهران عام گردیده بود.همچون اجناس و اموال تجارتی دست بدست میشد.اگر پسر نامزد شده از لحاظ اقتصادی در حالت ناچاری قرار میداشت سالها انتظار میکشید تا پول طویانهء خود را بدست آورده و عروسی کند.مثالهای نیز وجود داشت که دختر در خانهء پدر پیر میشد و حتا وفات کرده است،این بخاطریکه پسر مجبور بود پول طویانه را پیدا کند ورنه عروسی کرده نمی توانست.

وقتی امارت اسلامی حاکم شد به ملت اعلان کرد که زن مسلمان و افغان آزاد و اصیل است.و خرید و فروش زن اصیل در شریعت اسلامی ممنوع شده است و اگر هر کسی بعد از این به چنین کاری دست زد از سوی محاکم امارت اسلامی طبق احکام فقه مجازات خواهد شد و در این باره رضایت دختر نیز شرط پنداشته نمی شود(بدین معنا که دختر نمی تواند جلو مجازات پدر یا برادر خویش را بگیرد).

در بین اقوام افغانستان یک عرف ناپسند دیگر نیز وجود داشت که اگر کسی قتل میکرد،یا با دختر کسی فرار میکرد و یا هر عمل جنایی دیگر را انجام میداد و سپس دو طرف باهم صلح میکردند و یک گروه از مردمان سرشناس و ملک و خان منحیث میانجی در بین شان فیصله میکردند.در این فیصله ها یک عرف زشت این بود که طرف ظالم مجبور بود یک دختر را به طرف مظلوم بدهد،اگر دختر باکره وجود نمی داشت طرف ظالم باید یک زن از بین خود را طلاق میداد و به طرف مظلوم می سپرد که الحمد لله با حاکم شدن امارت اسلامی این چنین امر کاملاً ممنوع اعلان گردید،امارت اسلامی به صراحت اعلان کرد که بعد از این کسی حق ندارد دختر و یا خواهر خود را به کسی منحیث یک متاع و جنس تجارتی بخاطر رفع دشمنی میان طرفین بدهد.اگر کسی چنین کار را انجام داد یا کدام جرگهء متنفذین چنین امر را صادر کرد؛ طبق هدایت شریعت و فقهء اسلامی با آنها رفتار خواهد شد.زیرا با اجرای چنین کار حقوق طبیعی زن زیر پا شده و حریت یا کرامت وی نادیده گرفته میشود.

زن بیوه حق نداشت که بدون رضایت خُسر و برادران شوهر عروسی کند!

آری! یک عادت و عرف ناپسند دیگر این بود که اگر زنی بیوه میشد،وقتی مدت عدت وی تکمیل میشد خسر و برادران شوهر؛ آن زن را اجازه نمی دادند تا اینکه طبق خواست و میل خود عروسی کند.به زعم آنها این زن نیز همانند اشیا و اجناسیست که از برادر شان به میراث مانده است و این حق مسلم شان شمرده میشود،طبعاً زن نیز چیزی از دستش ساخته نیست،پس مجبور است تا به خواست برادران شوهر و یا خسر خود گردن نهد.اینکه با بیون زن بعد از عروسی جبری چه کارهای صورت میگیرد یک بحث طولانی و دراز است که از آن صرف نظر میکنیم.

هنگامیکه امارت اسلامی حاکم شد به همه ملت اعلان کرد که هیچکس بعد از امروز بیوه را به ارث برده نمی تواند و نه هم به زور و جبر آنرا نکاح کرده میتواند؛ زیرا که هر دو امر خلاف شریعت اسلامی صورت میگیرد و در شریعت چیزی به این دو نام وجود ندارد و نیز رسول الله صلی الله علیه وسلم از آن منع فرموده است:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آَتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا ( النساء – 19)

«اي‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ايد، براي‌ شما روا نيست‌ كه‌ زنان‌ را برخلاف‌ ميلشان ‌به‌ارث‌ بريد» يعني‌: براي‌ شما حلال‌ نيست‌ كه‌ آنان‌ را از طريق‌ ارث‌ براي‌ خويش‌گرفته‌ و محبوس‌ و مقيدشان‌ گردانيد، با اين‌ پندار كه‌ شما از خودشان‌ به‌ نفس‌هايشان‌ ذي ‌حق‌ تر هستيد، چنانکه اهل‌ جاهليت‌ چنين‌ مي ‌كردند و مي ‌كنند، لذا شما بايد بدانيد كه‌ زن‌ كالايي‌ نيست‌ كه‌ به‌ ارث‌ برده‌ شود «و نيز» اي‌ شوهران‌! يا اي‌اولياي‌ شوهر متوفي‌! براي‌ شما حلال‌ نيست‌ كه‌ «ايشان‌ رامنع‌ كنيد» از اين‌ كه‌ باديگري‌ غير از شما ازدواج‌ كنند تا با اين‌ منع‌ بتوانيد ميراث‌ ايشان‌ را ـ هنگامي‌كه‌ میمیرندـ از آن‌ خود سازيد، يا بتوانيد از اين‌ وسيله‌ فشار براي‌ بازپس‌ گرفتن‌ مهر ايشان‌ استفاده‌ كرده‌ و آن گاه‌ به‌ ايشان‌ اجازه‌ ازدواج‌ بدهيد.

امام قرطبی رحمه الله در تفسیر این آیت نوشته است که : آن عادت زشت و ناپسند جاهلیت باید از بین برده شود که بیوه همچون اموال و اجناس دیگر متوفی به ارث برده میشود،به زور و جبر یا ایشان نکاح صورت میگیرد و آنها اراده و اختیار شان را ندارند.

نصوص و دلایل بسیار اند که امارت اسلامی نیز آنرا مراعت کرده و طبق آن اعلان کرد که بیوه وکیل نفس و ذات خود میباشد،خواه عروسی میکند یا نه؛ اگر عروسی میکند کاملاً آزاد است که با هر کس بخواهد عروسی کند،خانوادء شوهر وی حق ندارد که همچون مال میراث از وی استفاده کنند و کار بگیرند.ملت مسلمان و مجاهد افغان نیز از این اعلان امارت اسلامی استقبال کرد و هیچکس با آن مخالفت نشان نداد.این ابتکار و دست آورد مربوط امارت اسلامی است،دست آوردی که در ۸۰ سال پسین هیچ حکومت و حاکمیت نتوانست حقوق بیوه را به وی بدهد و یا از آن دفاع نماید.

یکی از حقوق مسلم زن حق تعیین مهر و خواستن آن است.امارت اسلامی اعلان کرد که اگر کسی میخواهد با دختری یا با بیوه زنی عروسی یا ازدواج نماید باید مهر را به آنها دهد،و این حق و اختیار آنهاست که مهر را به کدام اندازه و به کدام کیفیت تعیین میکنند.خواست آنهاست که معجل تعیین میکنند یا مؤجل؛ به هر صورت تعیین مهر دختر یا بیوه؛ نه حق حکومت است و نه حق خانواده،بلکه حق خود آنهاست،بر شوهران فرض گردانیده شده است که مهر زنان را بدهند تا حق شرعی جماع را با آنها مشروعیت داده باشند.

مفسرین میگویند؛ بر شوهران است تا مهر زنان خویش را طوری بپردازند،مثلیکه دو طرف بین هم تحفه یا هدیه را تبادله میکنند.یعنی مهر باید با خوشی و رضامندی ادا شود.

حق دیگر زن همانا عروسی کردن طبق میل و رضایت خویش است.اسلام به دختر بالغ این حق را داده است که به رضایت خویش عروسی نماید،پدر و یا ولی مجبورش ساخته نمی تواند که حتماً باید با فلان شخص عروسی کنی،صاحب هدایه؛ کتاب بزرگ حنفی که یکی از علمای بزرگ قرن ششم  هجری بشمار میرود در کتابش نوشته است: برای ولی جایز نیست که دختر باکره و عروسی ناشده را مجبور به ازدواج کند.« هدایه – جلد دوم – کتاب النکاح،باب في الاولیاء و الاکفاء صفحه ۲۹۴»

و اگر زن با کسی ازدوا ج میکرد که از نظر دیانت کمونست،سیکولار و… باشد و از نظر نسب با آنها برابر نباشد و از نظر طایفه سیال آنها نباشد ولی حق دارد زن را از چنین ازدواج منع کند.در صورت های دیگر رضایت خود دختر است که با هر کس میخواهد عروسی کند و نه پدر یا ولی مجبورش ساخته میتوانند که با فلان شخص باید عروسی کنی،امارت اسلامی این حق را نیز به زنان داد،البته در چارچوب شریعت اسلامی و شرایط وضع شده از سوی آن.

حق میراث نیز یکی از حقوق مهم و عمدهء زنان بشمار میرود.امارت اسلامی آنرا احیاء نمود.هم به طور ذوی الفروض و هم بگونهء تعصیب.زیرا که اسلام این هر دو نوع توارث را برای زن داده است.در حالیکه قبل از حاکمیت امارت اسلامی زنان از چنین حقوقی محروم گردیده بودند.محدود مردمی بودند که حق میراث زنان را به آنها میدادند.زنان نیز نمی توانستند از حقوق خود دفاع نموده یا آنرا کسب کنند.اگر احیاناً کدام زنی چنین میکرد تهدید میشد و هشدار برایش داده میشد.

حق درس و تعلیم نیز یکی از حقوق مسلم زنان است.امارت اسلامی هنگام حاکمیت خود در همهء ساحات برای دختران و زنان مدارس ويژه ایجاد نمود که آنها قرآن کریم را در آن حفظ میکردند،کتب فقه را یاد میگرفتند،بر علاوهء آن امارت اسلامی تمام آن فنون و علوم که در مغایرت با شریعت اسلامی قرار نداشت و شرایط برای آن مساعد بود همه را برای دختران و زنان نه تنها مهیا نمود بلکه در این راستا کوشش نهایی نمود؛ چون خیاطی،گلدوزی،فن تربیه و پرورش اطفال و غیره…

منع اعمال و افعال ناروا در حین خوشی و اندوه!

وقتی امارت اسلامی حاکم شد،بعضی از کارهای ناروا و نا پسند را که در جامعه رواج شده بود منع کرد.رسومی که شباهت با رسوم مشرکان داشت و قبل از اسلام نیز تا حدی معمول بود.مثلاً ساز و سرود و رقص در مراسم عروسی که قبل از آمدن امارت اسلامی به شيوهء اروپايي چنین کارها صورت میگرفت،خانه و کاشانه و دوکان هر افغان بجای ذکر الله عز و جل مرکز موسیقی و ساز گردیده بود.قسمی گمان میشد که گویا افغانستان یک کشور اروپایی است.بعضی از علمای سوء و استفاده کننده گان از نام علماء طوری وانمود میکردند که موسیقی غذای روح است و شنیدن آن باکی ندارد.در حالیکه برای مرد و زن مسلمان ذکر الله عز و جل غذای روح است،الله عز و جل میفرماید:

الذین آمنو و تطمئن قلوبهم بذکر الله،الا بذکر الله تطمئن القلوب( الرعد – ۲۸)

ترجمه: رجوع کننده گان بسوی الله کسانی اند که ایمان آورده اند و دلهای شان مطمئن و آرام میشود با ذکر الله،با خبر باشید که با ذکر الله دلها آرام میگیرد و مطمئن میشوند.

مؤمن حقیقی هرگز موسیقی را غذای روح نمیداند.زیرا موسیقی حرام است و ذریعهء دور شدن از ذکر الله و مشغول شدن به فسق و فجور است.از همین جهت در قرآن برایش لهو الحدیث گفته شده است،در حرمت و ناروا بودنش بیش از ۴۰ حدیث آمده است.تمامی انواع و اقسام موسیقی در شریعت اسلامی حرام است و برای از بین بردن دیانت و رشد فساد اخلاقی یک ذریعه و عامل بزرگ پنداشته میشود.از همین جهت بود که امارت اسلامی کاملاً آنرا ممنوع کرد،به ریاست امر بالمعروف و نهی عن المنکر امر نمود که تمامی مراکز و وسایل موسیقی را از بین برده و نابود سازند. و در صورت تخلف با سرکشان رفتار و برخورد قاطعانه کنند.

منع ذبیحه یا حلاله در زیر پای عروس یا برای استقبال عروس: یکی از عادات ناپسند و ناروا در بین مردم این هم بود که وقتی عروس از خانهء پدر به خانهء شوهر میرسید؛ به مجرد رسیدنش در زیر موتر،شتر و یا اسپش یک گوسفند و یا حد اقل یک مرغ را بخاطر استقبال از آن ذبح میکردند.با خون مذبوحه بانت موتر یا پیشانی شتر/اسپ را سرخ میساختند.

خوشبختانه با آمدن امارت اسلامی این امر و عادت هندوها کاملاً منع گردید.زیرا که حلال نمودن چیزی بنام شگم برای عروس نظر به آیت قرآن حرام بوده و در بحث (ما اهل به لغیر الله) می آيد.

مفسر مشهور علامه شبیر احمد عثمانی در تفسیر کابلی مینویسد: هر آن چیزیکه بخاطر تقرب و تعظیم غیر الله ذبح شود اگر در جریان ذبح کردن نام الله گرفته شود یا نه حرام و ناپاک است.خوردن آن به مثابهء گوشت خوک است.اگر بنام شخص زنده باشد یا مرده فرق نمیکند.

الله عز و جل در آیت ۱۴۵ سورهء انعام و آیت سوم سورهء مائده  ذبح بنام و بخاطر غیر الله را حرام قرار داده است.همینگونه رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز به کسانی که بنام غیر الله ذبح میکنند لعنت فرستاده است.« صحیح مسلم، جلد سوم،کتاب الاضاحی،باب التحریم الذبح لغیر الله، حدیث ۱۹۷۸»

نظر به نصوص شرعي و در چارچوب شریعت امارت اسلامی این امر ناپسند و جاهلیت را کاملاً منع کرد.همینگونه در عروسی ها کارهای دیگر جز این را نیز منع کرد.امارت اسلامی میله و سیل و سیاحت بر سر قبرستانی ها و جشن گرفتن در آنجا را منع کرد،زیرا که نوروز عید مجوسیان است و نبی کریم صلی الله علیه وسلم از آن منع فرموده است.در واقع از هر آدرس و جاییکه به ارزشهای ممعنوی زنان ضرر و زیان متوجه بود امارت اسلامی آخرین تلاش هایش را به خرچ داد تا جلو آنها را  بگیرد و آنرا متوقف یا ممنوع سازد.

امارت اسلامی متعهد است تا در چارچوب قرآن و احادیث نبی کریم صلی الله علیه وسلم حقوق مسلم زنان و هر قشر دیگر جامعه را به وجه احسن آن ادا نموده و به آنها بدهد.هر چند جنگ تبلیغاتی در این زمینه تا حدی برای دشمنان اسلام مؤثر واقع شده اما حقیقت اینست که امارت اسلامی هرگز حقوق زنان را زیر پا نکرده بلکه برای حفاظت و تأمین آن سعی و تلاش نهایت زیاد به خرچ داده است.با وجود آنکه امارت اسلامی در ۵ سال حاکمیت خویش در حالت نظامی و جنگی قرار داشت اما حقوق شهروندان را به وجه احسن و بگونهء عادلانه به دیدهء احترام نگریسته است.

پایان

2018  /   7  / 18

اړوند مطالب

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Close