ورود ملیشه های امریکا به کابل!

نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر

به مناسبت حوادث هولناک کشور پس از آغاز تجاوز امریکا 7 اکتوبر تا سقوط رژیم طالبان 17 دیسامبر 2001

سیزدهم نوامبر 2001

روزیکه کابل شاهد ورود ملیشه های امریکا بود!

روزیکه صفحهٔ دیگری از جنایات؛ در این خطه ای شهید پرور، باز شد!

بلی ! از هفتم اکتوبر تا سیزدهم نوامبر – پی هم و بدون وقفه، وجب به وجب از خاک ما با مدرن ترین و ناجایزترین سلاح های عصر، آزمایش و آشنا گشت!

بیگمان که آشنا گشت:

آشنایی با «ترقی و مدرنیزم»- از طریق خونبارترین سلاح ها؛

آشنایی با «دموکراسی و آزادی بیان»- از طریق محو رسانه های راستین؛

آشنایی با سربازان دموکراسی (کبوتران صلح)- از طریق بدنام ترین چهره ها؛

آشنایی با «حقوق انسان»- از طریق کشتار های جمعی؛

آشنایی با «عدم تبعیض نژادی»- از طریق قتل عام پشتون ها؛

آشنایی با «حیات سالم»- از طریق کاربرد سلاح های کیمیایی و مادر بمب ها؛

آشنایی با فضای امن- از طریق پیمان امنیتی با جنایتکاران جنگی؛

آشنایی با شخصیت های ایده آل- از طریق افرادی وارداتی؛

آشنایی با انتخابات- از طریق نمایش پولی؛

آشنایی با مدیریت سالم- از طریق فساد اداری؛

آشنایی با تمدن جدید- از طریق مُد و فیشن و بداخلاقی؛

آشنایی با آزادی فرد- از طریق اعتیاد افراد؛

آشنایی با آزادی بیان- از طریق اهانت شریعت الهی؛

آشنایی با حقوق زن- از طریق ترویج فحشا؛

آشنایی با حقوق اقلیت ها- از طریق قتل عام اکثریت؛

آشنایی با حقوق اقلیت های مذهبی- از طریق ترویج علنی شرکیات؛

آشنایی با حقوق اقلیت های دینی- از طریق ترویج عیسویت، یهودیت، هندویزم و بودیزم؛

آشنایی با روشنفکری- از طریق ترویج اندیشه های وابستگی؛

آشنایی با وحدت ملی- از طریق اندیشه های فدرالی؛

آشنایی با جمهوری اسلامی- از طریق ترویج اندیشه های خرافی و بدعتی؛

ووو… آخر از کدام یک، زودتر بیان شود!؟

بلی، آشنایی پی آشنایی و در آشنایی!

در حالی که زخم های کمونیزم تاهنوز تازه و برجا بود؛ دیگر آشنا گشت!

آشنا گشت و خوب هم آشنا گشت، که جامعه ی ایده آل غربی- جامعه دموکراسی و جهان نوین، یعنی چه!

امروز- روزی جشن و پایکوبی در کابل و تهران بود، در حالی که اجساد طالبان در جاده های شهر کابل، تصویری از ماتم کربلا را به خود شکل می داد.

سیزدهم نوامبر 2001 یعنی بیستم عقرب 1380.

بلی! در چنین روز:

روزی که یزیدیان «امریکایی تبار» بر کشتار های شان بسنده نکرده، و اجساد طالبان را در ملاء عام سلاخی و برهنه سازی نمودند!

نه اینکه چنین کردند، بلکه بر این عمل شنیع شان، جشن و پایکوبی را نیز براه انداختند!

و نشرات، با پخش تصاویری از آن، فضای فرحت و خوشی را انعکاس می داد!

آیا این روز ها را بخاطر داریم؟

آیا گاهی از خود پرسیده ایم!؟

آیا گاهی با وجدان راحت، و در تنهایی، ضمیر خویش را مورد پرسش قرار داده ایم!؟

مگر فراموش شده است که سکوت در برابر ظلم، خود گناه هست

چرا باید بر «مسلمانان راستین»؛ مسلمانانی که «شریعت الهی» را جامهٔ عمل می پوشانند، این همه ظلم چنین ناروا مجاز پنداشته شود!؟

مگر جرم این ها چیست!؟

آیا کسی هست تا این پرسش را مطرح سازد!؟

مگر جرم این ها چه بوده می تواند که باید چنین سخت عذاب گردند!؟

ای «طاغوتیان» و ای «دست پروده های طوغوتیان»!

اگر شما ظلم تان را توجیه می دارید؛

اگر عدۀ با ظلم تان همراهی می کنند؛

اگر عدۀ بر ظلم تان سری تایید تکان می دهند؛

اگر عدۀ بر ظلم تان «سکوت ذلت بار» را اختیار نموده اند، همه و همه در تداوم اعمال قبیح تان شریک هستند، و بدانید!

بدانید که گناه آنها؛ در ضمیر های پنهان و پوشیدهٔ تان را، خالق آنها بیان می دارد!

و چه زیبا بیان می دارد:

وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّـهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ ﴿البروج:٨

«شکنجه ‌گران هیچ ایراد و عیبی و جرمی بر مؤمنان که می سوختند نمی ‌دیدند، جز این که ایشان به خداوند شكست ناپذير و شایسته‌ٔ هرگونه ستایش، ایمان داشتند!»

تنویر (نسخۀ اول، 13 نوامبر 2013)

اړوند مطالب

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Close