کلیسای غرب و عملیهء رهبرسازی برای عالم اسلام

نوشتۀ: مولوی عبدالمهیمن حقانی

داکتر (صمویل مارینوس زویمر) یکی از بزرگترین و مشهورترین مبلغان کلیساهای امریکا برای عالم اسلام بود، او که در سال 1867م در (میشیگان) امریکا به دنیا آمد و در دانشگاه های مسیحی امریکا چون hope college  و مدرسهء لاهوتی نیوبرونزویک علم لاهوت مسیحی را فراگرفت و به سند (دوکتورا) نائل گردید در نتیجهء کوششهای پی در پی اش از بارز ترین استادان مبلغین مسحی جهان غرب به عالم اسلام گردید، و در کار پخش مسیحیت و دشمنی با اسلام تا آنجا به پیش رفت که غرب وی را ( رسول مسیحیت به عالم اسلام) نامید. داکتر (صمویل مارینوس زویمر) 27سال مسلسل در کشورهای اسلامی به دعوت به مسیحیت پرداخت و از تعلیم، خدمات صحی، نشر کتاب، اجتماعات، مناظره ها، سیمنارها، خطابه ها در مجامع علمی و دانشگاها، توظیف صدها منصر (مبلغ مسیحی) و شیوه های دیگر تأثیر گذاری در راه پخش مسیحیت در مجتمعات اسلامی کار گرفت، و سالها را در کشورهای اسلامی چون بحرین، سعودی، مصر، فلسطین، سوریه، ترکیه، هند و کشورهای اسلامی دیگری گذراند، و راهکارها و برنامه های مفصلی را برای مبلغین نصرانی و کشورهای استعماری غرب در امر تأثیر گذاری بر مسلمانها و (جنگ عقیدوی) با آنها از خود بجا گذاشت که حرکت جهانی تنصیر امروز در جنگ با اسلام و مسلمانها از آنها استفاده میکند و به اشکال و کیفیتهای گوناگون و در مراحل مختلف برای تنفیذ و تطبیق پلان های بجا گذاشتهء وی مصروف عمل اند.

داکتر(صمویل زویمر) اشغال کشورهای اسلامی را توسط غربیها فرصت طلایی برای پخش دعوت مسيحيت در عالم اسلام ميدانست، و از همينرو همگام با نيروهای غربی ده ها سال سعی کرد تا مسلمانان را از اسلام  منصرف و به مسیحیت آشکار دعوت کند، ولی او در نتیجهء تجربه هایش با مسلمانان دریافت که مسلمانان حقیقی هیچگاه دعوت صریح وی را که گراییدن به دین مسیحیت است نمی پذیرند و تنها چند تن از آن مسلمان نما ها از وی پیروی کرده اند که مسلمان حقیقی نبودند. او  به ناکامی  خود درین عرصه چنین اعتراف می کند: ((وقتهای زیادی را در دعوت مسلمانان صرف کردیم، و مصاریف هنگفت مالی را متحمل شدیم، و تا جای که در توان ما بود کتاب نیز نوشتیم، و خطابه ها ایراد نمودیم، و لکن با وجود این همه مساعی نتوانستیم مسلمانان را از اسلام به مسیحیت بکشانیم، جز آنهایکه دین جدید خود (نصرانیت)را بر اساس هوسرانی هاقبول نمودهاند. کاری را که ما انجام میدهيم شباهتی به مسخره دارد  بجای اینکه کار جدّی ای باشد)).

بعد از آنکه منصرین غربی از نصرانی شدن مسلمانها نا امید گرديدند طریقۀ دعوت خود را عوض گردند، و بجای اینکه در سعی (نصرانی سازی) آنها گردند بر این اکتفا کردند که مسلمان را (نا مسلمان) سازند گرچه نصرانی نه شود. پس همان بود که کلیسا های غرب در کشورهای اسلامی مکاتب، دارلایتام ها، دانشگاه ها و ادارات تعلیمی ديگری را بنامهای گوناگون گشودند وفرزندان مسلمانها را درآن جذب کرده وبر روحيۀ غربگرايی وسيکولريزم تربيه نمودند.

نصاب های را که اين ادارات تعليمی در کشورهای اسلامی تدریس می نمودند گرچه تعلیمات صریح (نصرانیت) را در اکثر جاها در بر نداشت اما در عین وقت آن نصابها از روحیه و تعلیمات و ارزشهای فکری و معنوی و اخلاقی اسلامی نیز بی بهره بود، و اذهان شاگردان را بر روحیۀ (لیبرالیزم) و (مادی گرایی) عیار می ساخت، و زندگی و ارزشهای مجتمات غربی به آنها بطور الگوی قابل تقلید تلقین میکرد.

در نتیجۀ کوششهای کشیشهای مبلغ و مشاوران تعلیمی غرب نسلی از فرزندان مسلمانها در کشورهای اسلامی بوجود آمد که تنها نامها و نسبتهای شان اسلامی بود، ولی فراتر ازین در همۀ ابعاد زندگی سیاسی، اجتماعی، فکری، اخلاقی و معیارهای مادی و معنوی برای زندگی غربگرا بودند، و زندگی و نظامهای سیاسی را در کشورهای شان طوری عیار ساختند که شریعت اسلامی در آن وجود نداشته باشد.

صمویل مارینوس زویمر ازین شیوۀ جدید تأثیر گذاری مبلغان غربی و تأثیرشان بر مجتمعات اسلامی در یکی از کنفرانسهای تنصيری چنین یاد آوری میکند: ((ای مبلغ مسیحی! وقتیکه مسلمانی را در رابطه به اسلام متردد و مذبذب سازی، و به اسلام صدمه بزنی، موفق و پیروز میباشی. همین تذبذب او اگر چه مسیحی نشود کافی است)). و همچنین افزود: ((وظیفۀ تنصیر که دولتهای مسیحی شما را بهدف اجرای آن به کشورهای محمدی فرستاده این نیست که مسلمانان را حتما نصرانی سازید، بلکه وظیفه و مکلفیت شما اینست که مسلمان را (نا مسلمان) سازید؛ زیرا نصرانی گردانید او برای وی هدایت و اعزاز است. وظیفه شما اینست که او را مخلوقی  بگردانید که رابطۀ با الله نداشته باشد، و از همۀ آن اخلاق و ارزشها محروم گردد که ملتها در زنده گی خود بر آن اعتماد می کند، و شما به انجام این کارتان پیش آهنگان فتح استعماری در کشور های اسلامی می گردید. این کار را شما به بهترین شکل اش در صد سال گذشته انجام داده اید، من و دنیای مسیحی به سبب این دست آورد شما به شما تبريک میگویم. درین مقطع تاریخ ما بر تمامی برنامه های تعلیم در جهان اسلام تسلط یافتیم)).

 تنصیری ها از چندین طریق بر جریان های تعلیمی در کشور های اسلامی تسلط پیداکردند، آنها هم از طریق  ادارۀ (یونیسکو) وزارتهای تعلیم و تربیه را در کشورهای مسلمان به این وادار کردند که نصاب های تعلیمی خود را از تأثیرات دینی اسلام تخلیه کنند، وهم درین کشورها در کنار مکاتب و ادارات تعلیمی حکومتی ادارت تعلیمی ای دیگری از خود افتتاح کردند.

از جملۀ ادارات تعلیمی ای که کلیساهای امریکا بهدف تقدیم تحصیلات عالی و رهبرسازی برای مسلمانها تأسیس نموده اند یکی هم سلسلۀ دانشگاه های امریکایی است که در لبنان، مصر، ترکیه، نایجیریا، و کشورهای دیگر اسلامی اند. این دانشگاه ها از طرف (مجمع کلیساهای پروتستانت) امریکا تأسیس تمویل و اداره میشوند. کادرها و رهبرانی را که این دانشگاه ها در کشور های اسلامی بوجود آورده است آنها نه تنها اینکه کشورهای عالم اسلام را طبق فرمایشات و قوانین غربی اداره میکنند بلکه در همۀ این کشورها از حاکمیت شریعت اسلامی به تمام معنی جلوگیری نیز کرده اند. دشمنی ای را این پروردگان نصابهای غربی و شاگران مبلغین کلیسای غرب با حاکمیت اسلام و ارزشهای معنوی و اخلاقی اسلام دارند شدیدتر از دشمنی خود غربیها است.

دیروز اگر مبلغان نصرانی کلیسای غرب بطور افراد و گروپهای کوچکی در عالم اسلام مصروف دشمنی با اسلام بودند ولی امروز در نتیجۀ تغییر شیوۀ تأثیر گذاری از (تنصیر) به ( تعلیم ) بر روحیۀ لیبرالیزم و (دین ستیزی) بطور حکومتهای مسلط بر کشورها و مجتمعات اسلامی به پیمانۀ وسیعی توسط فارغان همین ادارات تعلیمی و دانشگاه ها مصروف جنگ اند.

دیروز کشورهای صلیبی غرب در زیر بیرق صلیب نیروهای خود را وارد صحنۀ نبرد با اسلام و مسلمان ها میکردند که غربیها خود نیز در آن جنگها صدمه میدیدند و متحمل زخم و مرگ میشدند، اما امروز آنها در ادارات تعلیمی و در نتیجۀ نصابهای تحمیلی بر عالم اسلام رهبران و مسؤولینی را تربیه کرده و بر عالم اسلام مسلط نموده اند که میلیونها فرزند مسلمانان را برای تحقق بخشیدن به آرمانهای کلیسای غرب که دشمنی با اسلام و جلوگیری از حاکمیت شریعت است وارد میدان نبرد نموده اند که بجای غربیها خود در مقابل مجاهدین بجنگند.

رهبرانیکه در نتیجۀ تعلیم (غربی گونه) پیروان غرب گشته اند همۀ شان بلا استثناء حکومتها و نیروهای جنگی کشورهای اسلامی را در جنگ با اسلام قرار داده اند، و امروز همۀ ارتشهای کشورهای جهان اسلام بجای اینکه در دفاع از دین و سرزمین مسلمانها باشند با تمام قساوت و شدت در جنگ با ملتهای خود مصروف اند، و بمب و بارود و اسلحۀ را که ازمالیات و دارایی های ملتهای مسلمان میخرند آتش اش را دوباره برسرهمین ملتها میریزانند.

مستشرق فرانسوی (لویس ماسنیون) که مشاور وزارت خارجه فرانسه، متخصص زبان عربی و و امورجهان اسلام، و یکی از مبلغان پرکار در مصر بود همواره به کشورهای اروپایی و امریکا برین تأکید میکرد که باید این کشورها ذکاوتمندترین فرزندان جهان اسلام را برای آموزش در ادارات تعلیمی و دانشگاه های خود بپذیرند، تا آنها در کنار علم از فکر، عقیده، فرهنگ، سلوک و صبغۀ زنده گی غربیها نیز رنگ بگیرند، و بعد از فراغت در کشورهای شان به مناصب و مسؤولیتهای علیای برسند. و وقتیکه آنها زمام امور کشورهای خود را بدست آرند با تمام رغبت و قناعت قلبی در مستعمره ساختن سرزمینهای اسلامی دست با مستعمرین غربی یکی میکنند و در تسخیر ملتهای مسلمان با غربیها یکجا کار می کنند.

لویس ماسینیون همیشه به مسؤولین کلیسا ها و زمام بدستان امور تعلیم و تربیه در اروپا توصیه میکرد که از فرزندان مسلمان ها مشتاقانه استقبال کنند و فرصتهای را ایجاد کنند که جوانان مسلمان در اروپا از (تمدن مسیحی) رنگ بگیرند.

لویس ماسینیون بر شاگرد و فادارش (میشل عفلق) که بعدها مؤسس حزب بعث عربی در عراق و شام و یکی از فیلسوفان نشنلست عرب گردید بسیار می بالید، و در رابطه به شخصیت وی می گفت: که (میشل عفلق) از نابغه ترین و گران مایه ترین شاگردان من است.

ادارات تعلیمی ای را که مسیحیها در کشورهای اسلامی ایجاد کرده اند در محیط های تعلیمی و شیوه های پرورش بر تشویق جوانان به رفتن به غرب و به تلقین به اینکه غربیهای مسیحی دشمنان مسلمانان نیستند تأکید میکنند. در کنار دو هدف یاد شده محصلین خود را بر روحیۀ آزادی غربیگونه که در حقیقت آزادی از دین و ارزشهای اخلاقی مسلمانان است، و به نظریۀ آزادی زنان به شیوۀ غربی و به تبلیغ برنامۀ تحدید نسل و تقویۀ نظریۀ نشنلیزم و به مسخره گرفتن علمای دین عیار میسازند.

خطرناکترین مؤسسۀ تعلیمی ای را که کلیسا بهدف ایجاد نسل جدید از رهبران غربگرا برای عالم اسلام تأسیس نموده همانا ( دانشگاه امریکایی بیروت) در لبنان است. این دانشگاه که تقریبا یک ونیم قرن قبل در بیروت توسط کشیشهای امریکایی تأسیس شد، نسلی از رهبران و مدیران را تربیه نمود که بغیر از جنگ و فعالیتهای نظامی کشورهای عربی را برای غربیها تسخیر نمود، و شریعت اسلامی را از زنده گی سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ملتهای آن سرزمینها برداشت.

خطرناکترین دو شخصیت افغان که عبارت از (زلمی خلیلزاد) و (اشرف غنی احمدزی) اند نیز شاگردان منصرین امریکایی در همان دانشگاه امریکایی بیروت استند.

خدماتی را که این دو شخصیت دست نشانده استادان کلیسایی دانشگاه بیروت به امریکا انجام داده ثمرۀ تلخ آن خدمات را ملت افغانستان برای چندین دهۀ دیگر خواهد چشید.

زلمی خلیلزاد و اشرف غنی احمدزی که همسر اولی (یهودی)، و همسر دومی (نصرانی) است هر دو از جملۀ مغزهای نهایت فعال و اشخاص نهایت و فادار وارزنده برای امریکا اند، و از جهت همین اهمیت در مناصب علیای ادارات پلانگذار وسیاست ساز امریکا قرار گرفته اند.

زلمی خلیلزاد فارغ التحصل دانشگاه امریکایی بیروت بحیث پژوهشگر و خبیر امور افغانستان و جهان عرب ابتدا در وزارت خارجه و سپس با (کاندولیزارایس) در ادارۀ امنیت ملی و بعد از آن بطور طراح موافقنانامۀ (بن) برای اشغال افغانستان، و بعد از اشغال افغانستان توسط امریکا بطور سفیر امریکا در کابل و سپس بطور سفیر امریکا در عراق و اخیرا بطور سفیر امریکا در سازمان ملل متحد برای امریکا خدمت نموده است.

و اشرف غنی نیز که فارغ التحصیل همین دانشگاه امریکایی است بطور پروفیسر در دانشگاه های امریکا و مأمور بانک جهانی و خبیر امور افغانستان و منطقه برای رسانه های انگلیسی و امریکایی و همچنین بطور مامور عالیرتبۀ ملل متحد در کنفرانس (بن) برای اشغال افغانستان، و بعد از آن به حیث رئیس دانشگاه کابل و سپس بحیث وزیر مالیه در حکومت دست نشاندۀ امریکا برای افغانستان خدمت نموده که در پاداش همین خدمات مخلصانه اش از طرف (جان کیری) وزیر امور خارجۀ امریکا بحیث رئیس جمهور افغانستان تعیین گردید.

زلمی خلیلزاد نه تنها اینکه خدمات سیاسی، استخباراتی و اداری را به نظام امریکا تقدیم نموده بلکه با اشتراک با همسر یهودی اش (چیریل بنارد) که مدیر یک بخش مؤسسۀ تحقیقاتی (رندکارپوریشن) است یک طرح خطرناکی را بهدف تحریف اصل اسلام بنام Civil Democratic Islam نیز به امریکا تقدیم نموده که هدفش جاگزین ساختن یک اسلام (ساخت امریکا) بجای (اسلام حقیقی) در زندگی مسلمانان در عالم اسلام است.

اگر زلمی خلیلزاد با همسر یهودی اش طرح تحریف اسلام را ریخته، اشرف غنی با همسر نصرانی اش (رولا) عملا برای تطبیق و پخش همان اسلام امریکایی از طریق حکومت، مؤسسات غربی و نهادهای سیکولر بنام جامعۀ مدنی دست به کار شده اند.

کلیسای غرب و حکومت امریکا وقتی نتائج دلخواهش را از فعالیتهای تعلیمی در کشور های جهان اسلام مشاهده نمود تشویق شدند تا بعد از اشغال افغانستان علی الفور دانشگاه امریکایی را در پایتخت افغانستان کابل نیز بنا نهادند، تا ماشین رهبر سازی خود در افغانستان و منطقه نیز فعال نمایند، و این در وضعیتی بود که افغانستان هنوز در آتش جنگ میسوخت، و آن استقراری هم بوجود نیامده بود که برای پیشبرد همچو پروژه های بزرگی ضروری پنداشته میشود.

دانشگاه امریکایی کابل که زیر سرپرستی زلمی خلیلزاد سفیر امریکا در افغانستان بوجود آمد هدف و رسالت خود را که رهبر سازی برای افغانستان و منطقه است در معرفی نامۀ خود چنین اعلام داشت: ((دانشگاه امریکایی افغانستان به ارائۀ آموزشهای عالی به سطح جهانی به هدف ایجاد رهبران برای پاسخگویی به نیازهای افغانستان و منطقه آماده شده است، این رهبران قادر خواهند بود که به تفکر انتقادی با چالشهای جهان به سرعت در تغیر مقابله کنند، و دستیابی به قیادت در مجالهای تجارت، تعلیم و تربیه، خدمات اجتماعی، حکومت، قانون، روابط بین المللی و سکتور های دیگری حاصل نمایند)).

ووقتیکه این دانشگاه امریکایی مراسم فراغت اولین دسته از فارغانش را در سال 1390هـ ش دائر نمود، سفیر امریکا در آن زمان جنرال (کارل آیکنبیری) در ضمن  سخنرانی اش در آن مراسم در رابطه به اهداف ورسالت دانشگاه کلیسایی امریکایی چنین وضاحت داد: (( این دانشگاه برنامه دارد تا در آینده نسلی را در افغانستان تربیه نماید که قیادت امور اقتصاد و تجارت، تکنالوژی معلوماتی، قانون و حکومت داری در آیندۀ افغانستان و منطقه بدست شان باشد)).

در دو اعتراف صریح فوق ثابت گردید که (دانشگاه امریکایی کابل) و سفیر ایالات متحده هدف از فعالیت های تعلیمی خود را (رهبرسازی) برای فردای افغانستان و بدست گرفتن زمام امور حکومتداری و قیادت در افغانستان و منطقه است.

امروز در تمام عالم اسلام زمام قیادت و رهبری نظامی بدست آنهای سپرده شده است که یا فارغان مکاتب و دانشگاه های غربی اند، ویا هم پروردگان نصابهای تعلیمی ای اند که غربیها و پیروان شان آن را در کشور ها اسلامی تطبیق نموده اند.

بعضی از خطر ناکترین کارهای را که پیروان غرب و پیام گیران کلیسا در کشورهای اسلامی انجام داده اند از قرار ذیل اند:

دور ساختن شریعت اسلامی از زندگی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی افراد و مجتمعات در کشور های اسلامی.

جاگزین نمودن قوانین وضعی بجای شریعت اسلامی.

پخش و تطبیق (سیکولریزم) در مجتمعات اسلامی.

وابسته ساختن کشورهای اسلامی به کشورها و نظامهای غربی در سیاستهای داخلی و خارجی، اقتصاد و ابعاد دیگر زندگی.

پخش و نشر نظریۀ  غربگرایی میان ملتهای مسلمانان در کشورهای شان.

ایتلافها با کشورهای استعماری غرب در جنگ بر ضد جهاد و مجاهدین در تمام جهان.

براه انداختن جنگ فکری و فرهنگی از طریق فرهنگ، تعلیم، و رسانه های همه گانی بر ضد عقائد، احکام و تصورات اسلامی، و در تنگنا و فشار نگهداشتن دعوتگران اسلام.

صدمۀ را که سیکولرها و غربگراها به شریعت و فرهنگ اسلام و همچنین به مجتمعات اسلام رسانیده اند اندازه اش به مراتب بالاتر از ضرری است که کلیسا در چندین قرن گذشته رسانیده بود. چون در نتیجه دعوت کلیسا شاید از هرچند صد میلیون یکتن به نصرانیت می گرایید و در دشمنی با اسلام قرار میگرفت، ولی امروز دنیای غرب و کلیسا از سیکولریزم، دیموکراسی، حقوق بشر به تعبیر غربی اش، حرکت آزادی زنان، غربی سازی، و آزادی از هر قید و بند دینی و اخلاقی برای (نامسلمان) ساختن مسلمانها بطور وسائل کارگرفته اند امروز می بینیم که در نتیجۀ کوششهای جدید نظامهای غرب و کلیسا صدها میلیون مسلمان و به میلیونها تن از نیروی های عسکری و امنیتی و استخباراتی و اداری مسلمانها در کنار دشمن قرار دارند، و در صف دشمن با اسلام و مجاهدین در جنگ استند، و به هزار ها تن شان در راه تحقق آرمانهای دیرینۀ کلیسا و نظامهای غرب جان میدهند و متحمل خسارات مالی و جانی میشوند.

اینکه چگونه جلو این فتنۀ عظیم را بگیریم، و ایمان و اخلاق و هویت اسلامی میلیونها فرزند اسلام را از (ایمان ربایان) کلیسا و یغما گران غرب چگونه حفاظت نماییم ضرورت به اندیشیدن به این حقائق و درک همه جانبۀ از وضعیت اسفبار امت اسلامی دارد. و تا وقتیکه امت اسلام و سرزمینهای اسلامی را از تسلط این قیادتهای خود باخته و بیگانه نواز نه رهانیده باشیم شاید شاهد اوضاع بدتری از اوضاع امروز باشیم.

چون الله تعالی تغییری را در وضعیت هیچ قومی به سوی نجات و بهبودی نمی آورد تا آن که افراد آن قوم خود در تلاش فلاح و بهبودی خود نگردند.

اړوند مطالب

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Close