بسم الله الرحمن الرحیم
نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر، هالند
تبصری بر گزارش بی بی سی از صدمین سالروز انقلاب لینن
مضمونی نهم نوامبر صفحهٔ «بی بی سی» زیر عنوان «پنج تاثیر مثبت انقلاب اکتبر روسیه بر افغانستان» پردهٔ بی حیایی و دیده درایی کمونیست های افغان را درید.
کمونیست های که تنها به «خلق و پرچم» خلاصه نشده، و تمامی چپی های «مائوئیست» را نیز دربر می گیرد!
بلی! کمونیست های «با هویت» و کمونیست های «بی هویت»!
«اولی» در زیر چتر شوروی سابق به اریکهٔ قدرت رسیدند؛
«دومی» پس از درک رسوایی «اولی»، خود را در آشیانهٔ «شورای نظار» در امان ساختند!
«اولی» از بیرون، «فرزندان مسلمان» این خطه را از دم تیغ می کشیدند؛
«دومی» از درون، زمینه های نابودی آنها را محیا می ساختند!
هرچند کمونیست های «روسی» و «چینی» در ظاهر رقیب هم معلوم می شوند، اما در «دین ستیزی» و «مسلمان کشی» ازهم سبقت می جویند!
علنی و غیر علنی!
اما پس از آنکه این دو شاخهٔ کمونیست، به فرزندی امپریالیزم در می آیند، ظلم شان بی پرده گشته و اوج می گیرد و شیوه ای کشتن شان نیز تغییر می یابد!
بلی، تغییر می یابد!
از دو میلیون کشتن علنی در زیر چتر نظام کمونیزم؛
تا چهار میلیون کشتن غیر علنی (معتادین) در زیر چتر نظام امپریالیزم!
بلی! یتیم کمونیزم، اینبار به فرزندی امپریالیزم درآمده است!
عجب طفلی، که به هیچ ارزش بشری پای بند نبوده؛
و چه بد طفلی، که تمامی راهکرد ها و گفتارش را به باد فراموشی سپرده است!
تاهنوز در خاطره ها زنده است که به هزاران افراد این خطه مظلوم به جرم شنیدن «بی بی سی» به زندان ها کشانده شده و نابود گشتند؛ و حالا همهٔ این کمونیستها، کارمندان آنجا گشته اند!
پس باید آگاه بود که ظهور چنین «طفل ناخلف»، زننده تر و کشنده تر از گذشته خواهد بود!!!
زننده ای که اینبار نه تنها افراد جامعه را خواهد بلعید، بلکه اساسات و بنیاد های آنرا نیز زهرآلود و مسموم خواهد ساخت!
نه اینکه خواهد ساخت، بلکه همین حالا زهرش پیداست!
آیا گاهی برین نکته غور کرده اید که بازماندگان دو میلیون شهید دوره کمونیزم، «راحتی وجدان» و قلب آرام دارند و یا مرده های زنده نما (معتادین) دوره امپریالیزم (دیموکراسی)؟
آیا شرف و ناموس پنج میلیون مهاجر کمپ های سوزان پاکستان و ایران «آن زمان» در امن و سلامت بود، و یا شرف و ناموس بیش از پنج میلیون رقاصه ها و مبتلایان فساد های اخلاقی «امروز»؟
پس مشکل در کجاست!؟
در قدم نخست، در خودی ما:
چونکه ما، اندیشه ها و مکاتب را در افراد خلاصه می گردانیم.
زمانی که این افراد از صحنه دور می گردند، تمامی جنایات و اعمال پست شان نیز به باد فراموشی گذاشته می شود، و این اندیشه های مخرب زیر «نام جدید» و «افراد جدید» دوباره ظهور کرده و بر جنایات شان ادامه می دهند.
بلی! «حزب دیموکراتیک خلق» از زیر چتر کمونیزم به «حزب نهضت آینده افغانستان» در زیر چتر امپریالیزم شکل می یابد، و «نجیب قاتل» جایش را به «عبدالله نایبی» می سپارد و افراد جامعه ما نیز صفحهٔ جنایات شان را می بندند!
✴ آقای نایبی ، جنگهای قومی و لسانی را؛ که پس از بقدرت رسیدن کمونیست ها به راه انداخته اند، یکی از دستآورد های احزاب چپی، الهام یافته از انقلاب اکتوبر می داند؛
✴ وی عزل و حذف یک قوم را (زیر نام خانواده) نیز از دستآورد های انقلاب اکتوبر لینن در افغانستان نامیده؛ بدون آنکه متوجه شود که این مطلب خود، سندی بر آغاز جنگ های قومی توسط کمونیستها بوده می تواند؛
✴ وی نیز «نگاه غیر جنسیتی به زنان» را نیز الهام گرفته از انقلاب اکتوبر دانسته، بدون آنکه متوجه بر توهین جنسیت زن گردد؛
✴ وی از انحصار تمامی امتیازات دولتی که به کمونیست ها اختصاص یافته بود، با پُر رویی و بی حیایی توجیه «ساده زیستی» سیاستمدران شان را می نماید!
و جالب از همه اینکه، عبدالحفیظ منصور عضو جمعیت و شورای نظار نیز از تاثیرات مثبت انقلاب لینن در ساختار اجتماعی و سیاسی افغانستان سخن می گوید!
بلی! عبدالحفیظ منصور!
آنکه «ثقافت اسلامی» را منبع رشد و تربیه «تروریزم» در پوهنتون ها دانسته، و از ولسی جرگه درخواست بازنگری آنرا نمود!
بلی! خط موازی کمونیست ها و مجاهد نما ها!
کند همجنس با همجنس پرواز
کبــوتر با کبــوتر، باز با باز
اما در قدم دوم:
در قدم دوم، بی حیایی و دیده درایی کمونیست های افغان می یاشد که تا هنوز هم بر جنایات شان؛ زیر نام روشنفکری، ادامه می دهند، و از مکیدن خون مسلمانان سیری ندارند!
هرچند که این مصاحبه، سندی خوبی از برای تاریخ خواهد بود، که اشغال پیاپی افغانستان از برای سرکوبی اسلام و مسلمین توسط معاندین اسلام در لباس کمونیزم و دموکراسی طرح ریزی شده بود که تاهنوز ادامه دارد!
















