ابوصهیب حقانی
ولسوالی پرچمن فراه لله الحمد بدون هیچگونه تلفات، به کنترول مجاهدین امارت اسلامی در آمد چیزیکه در نوع خود خبری بس مهم، مسرت بخش و روحیه افزاست بالخصوص برای فرزندان دلیر اسلام که در این شب و روزهای گرم و پر فیض ماه مبارک رمضان، ساحهء عملیات ها و پیشرفت های نظامی خود را در جای جای کشور گسترش داده و فراخ نموده اند؛ و با خلق حماسه های کم نظیر و فتوحات ارزشمند، چشم و دل امت اسلامی را خنک و خوشحال می کنند؛ اما شاید با جرئت بتوان گفت فتح ولسوالی پرچمن در نوع خود کم نظیر بوده و پیام مهمی را به اداره کابل و حامیان خارجی آن انعکاس داد و آن اینکه امارت اسلامی افغانستان با پالیسی خیرخواهانهء عفو و بخشش خود زمینه یکجا شدن آنهایی که ضمیرشان تا هنوز زنده و کسانی که در صف اداره کابل منیب و علاقهء پیوستن به نظام اسلامی را دارند مساعد ساخته و عملا نشان داده اند که با تسلیم شوندگان رویه بسیار نیک اسلامی و انسانی داشته و آنگاه که کسانی از صف دشمن به صف شان می پیوندد چنان با خون گرمی و محبت استقبال شان می کند که (تسلیم شوندگان) در عمر خود شاهد چنین قدردانی و سپاس نبوده اند.
بماند اینکه مجاهدین با فتح ولسوالی پرچمن فراه به چه تجهیزات مهم نظامی دست یافته و اینکه با آزادی این ولسوالی که از موقعیت استراتیژیکی بسیار خوبی برخوردار است ساحهء مبارزه شان را تا کجا گسترش داده و اینکه چگونه توانسته اند افراد قدرتمند یک ولسوالی تحت حاکمیت اداره کابل را با دل و جان به یکباره با مجاهدین یکجا کنند؛ ما اما در این مجال مختصر به نکات مهم و برجسته و قابل تامل فتح این ولسوالی اشاره کرده و توضیح میدهیم پیام مهمی که از فتح این ولسوالی به دنیا مخابره شد چه بود.
بطور خلاصه فتح ولسوالی پرچمن ولایت فراه، حاوی پیام ارزشمندی است که چند نکته را برملا ساخت که بطور فشرده عرض می شود:
الف: تاثیر پیام عفو مجاهدین
پیام عفو که به اشکال مختلف از طریق رسانه های خبری مجاهدین و توسط کمسیون جلب و جذب و سایر ارگان های مربوطه دست به دست شد که از حقیقت حال مجاهدین و دلسوزی شان نسبت به فریب خورده های اداره کابل خبر می داد؛ این پیام تاثیر فوق العاده در زندگی سربازان حکومت داشته و بیش از پیش آنها را مشتاق و امیدوار پیوستن با مجاهدین کرد، و در وجودشان ایجاد انگیزه نمود که (به جای هدف گرفتن برادران مجاهد خود) باید دشمن اصلی را هدف بگیرند که همانا امریکا و همپیمانان آن است.
ب: سرخوردگی سربازان از رژيم
چیز دیگری که سبب شد و می شود مثل ولسوالی پرچمن، افراد در حال وظیفه دشمن به سوی مجاهدین جذب شود همانا سرخوردگی سربازان رژیم از ادارهء کابل است؛ چراکه (موظفین اداره کابل) کم و بیش به این حقیقت رسیده و یا می رسند که در صف اداره کابل چیزی جز جنگیدن برای منافع امریکا و کسانی که به سود امریکا هستند؛ هیچ فایده به خود، خانواده، خاک و آخرت خود رسانده نمی توانند و آنگاه که کشته و یا مجروح و معلول می شوند اداره بی صاحب کابل آنها را فراموش کرده و دگر هیچ یادی از آنها نمی کند، نیز از پول معاشات آنها دزدی می شود، گوشتهای فاسد به خوردشان داده می شود و مثل نوکر درجه یک از آنها کار می کشند و شب و روز عرق می ریزند ولی دست آخر آن عرق ریزی شان به جای آنکه در راه خدا و آزادی سرزمین شان باشد در راه امریکا و نوکران درجه یک امریکاست این چیز از عوامل مهم سرخوردگی و دلشکستگی شدید سربازان رژیم نسبت به اداره مرکزی شده و برای نجات جان خود و آینده مجبور اند دست بکشند و یا با افتخار در صف برادران مجاهد خود شامل شوند.
ج: دروغ رسانه ای
یکی دیگر از عوامل رجوع سربازان رژیم به سوی مجاهدین (که در فتح پرچمن این پیام داده شد) اینست که سربازان رژیم مثل سایر ملت حق طلب و حقیقت جو از دروغهای شاخدار و مکرر اداره کابل و مخصوصا راپورهای خیلی جعلی و دروغین آن که توسط سخنگویان رسمی رژیم در ارگان های مختلف ارایه می شود خسته شده و سربازان رژیم را عصبانی و علیه اداره کابل شورانده است؛ مثلا وقتی می بینند ده ها عسکر هم رزم شان در پیش چشم شان کشته می شود یا صدها فامیل عسکرها بی کس و بی سرپرست می شوند ارگان های مختلف رژیم یا هیچ توجه نمی کنند یا اگر هم میکنند راپورهای غلط و دروغین به نشر می رسانند، صرف یک تبلیغات است که دشمن می کند و یک واقعیت است که ملت می بیند؛ امروزه خوشبختانه حتی عساکر رژیم به دروغهای اداره کابل پی برده و تشنهء پیوستن به مجاهدین بوده و یا به دنبال راه فرار اند.
همچنین وقتی سربازها خودشان و یا از طریق ملت آگاهی می یابند که مجاهدین بدون وابستگی به هیچ جهت خارجی به مبارزه برحق شان ادامه می دهد و تجهیزات که در اختیار دارند بدون آنکه از کدام کشور خارجی باشد و بلکه همان تجهیزات کهنه یا فرسوده و یا تجهیزات مدرن و پیشرفتهء است که به همت خود از نیروهای دولتی به غنیمت گرفته اند با دانستن این حقیقت نیز بسیار متاثر می شوند.
د: ظلم و بربریت امریکا
از دیگر عوامل تاثیر گذار در تصرف و فتح ولسوالی پرچمن می توان به ظلمها و وحشتهای امریکا و ناتو در افغانستان اشاره کرد که روز به روز متاسفانه شدید و شدیدتر می شود حتی در بسیاری مناطق به بارها دیده یا شنیده شده که بالای خود عساکر رژیم نیز (امریکایی ها) بمباران می کنند و خون عسکر برایشان مفت معلوم می شود؛ ولی آن عسکر بیچاره چنان در خدمت امریکا و جنرالان آنها مصروف نگاه داشته شده که هر جائيکه امریکایی ها می روند عسکرهای افغان باید آنها را اسکورت کرده و پیشمرگه شان شود و هر جائیکه خطر جان امریکایی ها را تهدید کند باید عسکرها برای شان جان فدایی کنند و غلامان درجه یک امریکا بچه های با غیرت افغان را به پابوسی و چاپلوسی خارجی ها وادار کرده اند؛ چون بعضی عسکرها و قوماندان ها وجدان دارند و انسانیت سرشان می شود طغیان کرده و بالاخره با درک حقیقت به نیروهای مجاهدین می پیوندند تا حداقل بجای آنکه نوکر بی چشم و گوش امریکا شوند برادری عزیز برای برادر مجاهد خود باشند.
به امید بیداری سرتاسری.


















