بار دگر قندوز؛ بار دگر حماسه!

ابو صهیب حقانی
بامداد شنبه (۹ سنبله/۱۳۹۸) را با خبرهایی از قندوز آغاز کردیم شهری نام آشنای سالهای اخیر که همواره در سرخط خبرهای پیروزی قرار داشته است؛ مجاهدان جان برکف قندوز و ملت سلحشور این دیار گاهی چنان طوفان به پا می کنند که دوست و دشمن را انگشت به دهان کرده و دنیا را متوجه جنگ ایمان و باطل می کند.
بله نبرد حق و باطل؛ نبردی که در یک صف نیروی با ایمان طالب با سلاح های سبک و بعضا زنگ زده و کهنه و لباس عادی و غیر مجهز، و در طرف دگر نیروی تا دندان مجهز هوایی و زمینی و زیر حمایت مستقیم ارتش های قدرتمند؛ واقعا صحنه رویا رویی این دو صف در عصر حاضر شاید از جالب ترین صحنه های واقعیت های روز باشد. مبارزهٔ مردان حق طلب با دشمنان متجاوز و مزدوران حلقه به گوش، مردانی که با موتور سیکلت، تانک های غول پیکر، موترهای ضد مرمی، سلاح های پیشرفته و مداربسته را تهدید کرده و شجاعانه به مصاف شان می روند و دست آخر، آن مجاهد ژنده پوش و بی آلایش بر اشخاص تا دندان مسلح و پیچیده در آرایش های جنگی پیروز می شود.
پیشرویهای مجاهدین از چهار گوشهٔ شهر قندوز چنان برق آسا بود که خبر به خبر نمی رسید، و کلمات از گزارش و راپور خسته، و تفسیر مبارزهٔ جانانهٔ مردان خستگی ناپذیر جهاد و مقاومت فعلی از بیان و توضیح کامل جریان و پوشش حقیقت حال عاجز بود، صحنه های پیشروی چنان با شتاب بود که مهم ترین رسانه های جهان به یکباره سرخط اخبارشان را متوجه قندوز افغانستان نموده بودند؛ این عملیات مبارک از آن جهت نیز بسیار خبرساز بود که تیم دیپلوماسی طالبان با ابرقدرت جهان در حال چانه زنی بر ختم اشغال در کشور قطر به سر می برد؛ و ناخود آگاه اگر از دیپلوماسی تاثیر گذار این روزها حرفی در میان می آید طالب و مجاهد سرخط خبرهاست و اگر جنگی در حجم تصرف قسمت های از یک شهر مهم و خبرساز در می گیرد هم نام طالب و مجاهد می درخشد.
امروز واقعا از خوشایند ترین روزهای زندگی برای مجاهدین و ملت قهرمان ما بود، وقتی نیروی ایمان با کمترین تجهیزات دست داشته خود، قوی ترین ارتش مجهز شده با تجهیزات مالی و جانی قدرت های جهان را به عقب رانده، می کشندشان، تسلیم شان می کرد، فرارشان می داد، در پشت شان می دوید، بر صف شان هجوم می برد و نعرهٔ تکبیر سر می داد و جمله های «تسلیم شو تسلیم شو آهای عسکر افغان» را فریاد می زد این سکانس ها، به هر اهل ایمان و مرد مومن حس و حال دگری می داد، حس و حال برتری ایمان مومن بر ضعف اهل باطل، ذلت غلامی در برابر عزت حریت و آزادگی، سربلندی مجاهد در برابر شرمندگی عسکر فریب خورده؛ و خلاصه گستردگی نصرت پاک و خالص حضرت حق بر اهل ایمان در برابر فرار و شکست اهریمن و دنباله روان باطل.
جا دارد از صمیم قلب به مجاهدان قهرمان و به ملت شریف و با ایمان قندوز بار دگر تبریک بگوئیم، که باز حماسه آفریدند و دنیا را متوجه غیرت و شهامت مثال زدنی خود نمودند، و نشان دادند که همیشه حق پیروز است و باطل در خسران و ذلت، (و باطل) راهی جز شکست و رسوایی نداشته و دست آخر (اهل باطل) تسلیم آزادمردان راه عزت و آزادی اند.
نمی شود از صحنه های جالبی که امروز در کنار سنگرهای داغ قندوز به خاطره ها پیوست راحت گذشت، صحنهٔ که از پیش مجاهدی با لباس ساده، عساکری تا دندان مجهز فرارمی کرد، مجاهد یا عسکر می کشت، یا تسلیمش می کرد؛ صحنهٔ که مجاهدی عساکر تسلیمی را با پیشانی باز استقبال کرده و به آن وعدهٔ رهایی می داد، صحنهٔ که طیارهٔ نظامی بالای سر مجاهد می چرخید و او با افتخار و اقتدار نعره می زد «الله اکبر، الله اکبر، ماشاءالله، ماشاءالله، الحمدلله الحمدلله!»
الله متعال، زخمی های مجاهدین را در عملیات امروز شفای عاجل نصیب کند و خون پاک شهداء و مخصوصا مجاهدین استشهادی را به درگاه خود قبول و منظور فرماید و آنهمه قربانی را تسهیل کنندهٔ هرچه بهتر و سریع تر مسیر عزت و آزادی ملت و کشور عزیز ما از زیر یوغ استکبار و اشغالگران جهانی بگرداند.
به امید عزت و سربلندی روز افزون


