بجای آب، گلوله در دهانش شلیک کرد!

نویسنده : یکتن از زندانیان محبس پلچرخی

صبح روز سه شنبه ۹ رمضان المبارک ۱۴۴۰ هجری قمری بود که دروازهء اتاق ‌ها و سلول‌ های زندان را از وقت سحر – خلاف معمول هر روز – بسته نگه داشتند و شبش نیز خبرهایی از احتمال تلاشی عمومی توسط نیروهای ویژه‌ جهت جمع‌آوری موبایل‌ ها و دیگر ضروریات محبوسین، بروز کرده بود.

ساعت‌ های حدود ۱۰ الی ۱۱ صبح بود که از طرف بلاک‌ های دیگر صدای چند شلیک‌ شنیده شده و متوجه شدیم که در بلاک‌ های دیگر، تلاشی خطرناکی شروع شده و با محبوسین درگیری آغاز شده است.

آری، آنها با چماق و همهء مایحتاج ضرب و جرح آمده بودند و با محبوسین، با انداختن گازهای اشک‌آور و خفه کن و لت و کوب، درگیری شدیدی را آغاز کرده بودند.

هرکسی که کمی مقاومت می کرد او را از داخل اتاق‌ ها بیرون کرده و سپس در جایی خلوت، تا جایی که امکان داشت او را می‌ زدند و با خون و خاک آلوده‌ اش می‌ نمودند.

یک بلاک سوخته‌ای در کنار بلاک‌ها موجود است که خالی از سکنه می ‌باشد. آنها تعداد بسیاری از محبوسین را ولچک زده و در آن بلاک سوخته بعد از زدن ‌های شدیدی بی حال می ‌انداختند.

یک دوستی حکایت می‌کرد که دستان آنها را با ولچک ‌ها چنان بسته بودند که زمانی که ما می‌خواستیم ولچک‌ها را از بندِ دست‌های شان با چاقو ببُریم، جایی برای جای دادن سرِ چاقو در اطراف دستانشان وجود نداشت.

درگیری‌ ها شدید شده بود و محبوسین با دست خالی نهایتِ مقاومت را کردند، تا اینکه صداهای الله اکبر و مقاومت محبوسین به گوش بلاک‌های پهلویی رسید. لذا این بلاک‌ها نیز به سر و صدا پرداختند که دروازه‌ها را باز کنید، اما عساکر مسئول باز نمی کردند و تمسخرآمیز برخورد می‌کردند، اینجا بود که محبوسین هر بلاکی به پیدا کردن راهی از داخل بلاک‌ها و کمک کردن برادران خود به تکاپو پرداختند تا بالاخره بعضی از بلاک‌ها موفق شدند و دریچه‌هایی در سقف ها ایجاد کردند و از داخل سلول‌ ها بیرون آمدند.

تا اینکه اعتراضات عمومی شد و همهء بلاک ‌ها توسط بندیان باز گردید و نیروهای امنیتی بعد از درگیری‌های فیزیکی و استعمال گاز اشکاور و چماق ‌های ضرب، عقب نشینی کردند و فورا نیروهای مسلح اردوی اجیر و بعضی از عساکر و مسئولین داخلی زندان با حمل تفنگ ‌ها و مسلسل‌ ها و تانگ ‌ها وارد صحنهء زندان شدند.

به مجرد دخول شان در ساحهء زندان شروع به شلیک کردند.آن وحشی‌ها بطور مستقیم سینه، سر، دست، پا و شکم جوانان، کهنسالان و محبوسین بی‌دفاع را در روز نهم ماه مبارک رمضان در حالت روزه هدف قرار دادند.

چنان قتل و کشتاری به راه انداختند که سابقه‌اش را در هیچ زندانی ندیده و نشنیده بودیم. آنها گویا به خط مقدم جنگ با طالبان اعزام شده بودند. آنها ناجوان مردانه توسط تفنگ ‌ها و توسط مسلسل‌های بسته روی تانگ‌ها، در تمام اطراف زندان دور خورده و به شلیک‌های مستقیم به طرف زندانیان می‌پرداختند؛ در حالیکه محبوسینِ دست‌خالی و بی‌چاره، فقط می‌توانستند به هر طرفی فرار کنند در حالیکه عساکر رژیم در هر طرفی قرار داشتند و می ‌زدند.

حتی تا جایی پیش رفتند که شروع به تیراندازی در داخل اتاق ‌ها نمودند. درهای اتاق‌ها را سوراخ سوراخ کرده و تعدادی از زندانیان را در داخل اتاق‌ های شان زخمی و شهید کردند.

ظلم‌شان تا جایی اوج گرفت که زخمی‌های افتاده در اطراف شان را و یا زخمی‌های وخیمی را که به طرف آنها جهت تداوی می فرستادند، با ضربات لگد، مشت و قنداق تفنگ استقبال نموده و چنان می‌زدند که بعضی را در همین حالت می‌کشتند.

یکی از زخمی‌های موجود در ساحه می گوید چنان ما را می ‌زدند که بیحال می‌شدیم، آنها نوک تفنگ خود را داخل زخم مجروح می‌چرخاندند و دستهای مرمی خورده و شکسته را تاب می‌دادند و خودم دیدم که سه تا از مجروحین در همان جا جان دادند و شهید شدند.

آری، بربریت این ظالمان و خدا نترسان در ماه مبارک رمضان چنان بالا گرفته بود که یکی از زخمی‌ها به نام شاه ولی، از آن‌ها تقاضای آب می‌کند، اما آن اجیر وطن فروش لولهء تفنگ را در دهانش قرار داده و او را شهید می کند. آری، به جای آب، لولهء تفنگ را داخل دهانش شلیک کرد. انا لله و انا الیه راجعون.

تربیت یافته‌گان بوش، اوباما و ترامپ، چنان خوی و عادت‌ هایی را به خود گرفته‌اند که خودِ همان اربابان شان شاید از این اعمال شان انگشت ‌به‌دهان بمانند.

سخن‌ها بسیار است و مقاله به درازا مي كشد. اگر با هر محبوسی بنشینی، حکایت‌ ها از چشم‌دید خود را برایت حکایت می کند و تصویری از آن صحنه را برایت به تصویر می‌کشد، تصویری که در تاریخ زندان ‌ها سابقیت ندارد و خون ‌های جوانان و پیرمردانی ریخته شد که ۷ و ۸ سال را در زندان‌های وحشتِ رژیم کابل گذرانده بودند و در انتظار چندماه باقی مانده بودند که به آغوش گرم خانواده‌های خود برگردند؛ اما با لباسی پرخون و دست و پایی شکسته

در میان تابوت به خانواده‌های خود سپرده شدند. انا لله و انا الیه راجعون

اللهم انتقم لنا منهم یا عزیز و یا ذا انتقام.

مربوطه مطالب

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Back to top button