نگاهی به زندگی نامه شهید حسن البناء

احمدی
1324 – 1368 هجری قمری
تولد و آوان کودکی
اسم او «حسن عبدالرحمن البناء» فرزند «احمد عبدالرحمن البناء» بود و در محمودیه از توابع ولایت بُحیره مصر و در خانواده علم دوست، متدین و اصیل مصر در سال 1324هجری قمری متولد شد. پدرش احمد عبدالرحمن البناء از علماى با عمل در علوم سنت بود كه در اين علم تاليفات زیادی از خود برجا گذاشته است. مشهورترين كتاب او «الفتح الربانى لترتيب مسند الامام احمد» مي‌باشد.
حسن عبدالرحمن البناء که بعدها معروف به «حسن البناء» شد، دروس ابتدایی را در مدرسه دينى «الرشاد» خواند، و پس از آن در محموديه در مدرسه اعدادى شامل شد. وی در خوردسالی به فعالیت‌های منظم اسلامى كه عبارت از امر به معروف و نهى از منكر بود مردم را دعوت می‌کرد. در آن زمان با همصنفی‌هایش جماعتی را به نام «جميعت اخلاق ادبى» تشکیل داد که بعداً به «جمعیت منع منکرات» شهرت یافت. شهید حسن البناء «رحمت‌الله‌علیه» در کنار فعالیت‌های دعوتی همچنان با طریقة حصافیه که یکی از طریقة‌های مشهور تصوف بود تعارف حاصل کرد. شد. تاسيس نمود و بعدا (جميعت منع منكرات) را اساس گذاشت که زهد، صفا، پاکی را در وجودش مستحکم کرد.
شهید حسن البناء در عمر 14 سالگی حفظ قرآن کریم را به پایه‌ی اکمال رسانید. افزون بر ایجاد جماعتِ دعوت به ارزش‌های اسلامی، در آوان جوانی بر حرکت سیاسی ضد استعمار پیوست. پس از آن در سال 1341هجری از زادگاهش جهت ادامه‌ی تحصیل و فراگیری علوم به شهر قاهر پایتخت مصر رفت، و در آنجا شامل دارالعلوم گردید. پس از این سفر تحصیلی بود که در وجود وی شعله‌ی بزرگ شروع به تابیدن کرد که افزون بر اشتراک در محافل طریقة صوفیه با علمای و شیوخ پوهنتون الازهر هم‌صحبت شد.
دیدگاه دعوت و مبارزه چنان در تار و پودش رخنه کرده بود که با تعداد زیادی از جوانان یکجا برای دعوت در محافل مختلف اشتراک می‌کرد تا آنچه را که از مسوولیت‌های هر مسلمانِ دعوتگر است به گوش و ذهن مردم برسانند. افزون بر پیشبرد دعوت و کسب تحصیل، سرانجام امام حسن البناء در سال 1345هجری از دارالعلوم به درجه عالی فارغ گردید.
در شرایطی که استعمارگران تلاش داشتند سرزمین‌های اسلامی از جمله مصر را با فرهنگ و ارزش‌های غربی آلوده سازند. اما شهید حسن البناء با درك عميق از خطرناكي برنامه‌های استعمارگران کافر پي‌برده بود و براي مقابله با آن تلاش می‌نمود تا این‌که با علماي الازهر تماس و رابطه برقرار كرد؛ بخصوص علمايي كه غيرت و شهامت ايماني و اسلامي داشتند. از نتایج تلاش‌های آن‌ها بود که دست به انتشار مجله‌ی به نام فتح زدند که بر ضد تبلیغات افکار غربی و ترویج ارزش‌های اسلامی و بیداری مسلمانان فعالیت می‌کرد. همچنين با علمای الازهر كميته‌اي را براي پاسخ گفتن به افكار انحرافي و حملات كشيشان عیسوی تشكيل دادند، و با کوشش حسن البناء «رحمت‌الله‌علیه» كميته به افشای برنامه‌ها و نیرنگ‌های دشمنان اسلام پاسخ مي‌داد.
شهید حسن البناء پس از فراغت از دارالعلوم در شهر اسماعيليه كه در كانال سويس واقع است، بحيث معلم مقرر گرديد. بعد از آن با آغاز شکل جدید دعوت با مردم در هوتل‌ها و رستورانت‌ها تماس برقرار می‌کرد، و بعد از آن مردم را به مسجد دعوت می‌نمود، که سرانجام نتایج این تلاش‌ها و فعالیت‌های دعوتی وی منجر به تأسیس جماعت اخوان المسلیمن گردید.
تاسیس جماعت اخوان المسلمین
برای این‌که از عمقِ شرایط و اوضاع در مصر و سایر سرزمین‌های اسلامی در آن زمان آگاهی داشته باشیم دانستن این ضرور است که چرا و با چه انگیزه امام حسن البناء «رحمت‌الله‌علیه» دست به تاسیس نخستین جماعت و یا نهضتِ سیاسی در جهان عرب زد. همان گونه که قبلاً بیان شد، استعمارگران برای تکه و پارچه کردن سرزمین‌های اسلامی تلاشِ شبانه‌روزی می‌کردند. چنانچه نخست مصر را اشغال کردند و بعد سودان را از پیکر واحد آن جدا ساختند. این کینه‌ی آن‌ها چنان عمیق بود که به این تقسیمات بسنده نکردند، بلکه در سال 2011م سودان جنوبی را از پیکر واحد سودان جدا و این سرزمین پر از نفت و حاصل‌خیز را با مداخله‌ی مستقیم امریکا و انگلیس از مسلمانان جدا کرده و برای عیسویان به عنوان کشور مستقل تسلیم کردند.
در آن زمان اوضاع در سرزمین‌های اسلامی به ویژه در جهان عرب و از جمله در مصر طوری بود که استعمارگران به ویژه انگلیس‌ها در پی تفرقه در میان مسلمانان و ترویج ارزش‌های غربی بودند. در آن زمان یگانه دولت و قدرتِ سیاسی مسلمانان که استعمارگران از آن سخت هراس داشتند و همواره تلاش می‌کردند که آن را سقوط داده و یا نابودش کنند، خلافت عثمانی بود. به همین خاطر نخست مصر را از پیکر خلافت عثمانی جدا ساختند و بعد سودان را از آن جدا کردند، و پس از آن سرزمین‌های فلسطین، اردن، عراق، سوریه، لبنان و سایر سرزمین‌های عربی را از پیکر خلافت عثمانی جدا کرده و پس از محاصره‌ی خلافت عثمانی سرانجام در 28 رجب سال 1342هجری آن را سقوط داده و به اهداف شان رسیدند.
شهید حسن البناء «رحمت‌الله‌علیه» با درک اوضاع و شرایط، چهار سال پس از این حادثه‌ی بزرگ و همچنان پی بردن به اهدافِ حضور و هجوم استعمارگران غربی در سرزمین‌های اسلامی از جمله در مصر، در سال 1346هجری نخستین نهضت و حزب سیاسی را در مصر زیر عنوان اخوان المسلمین تاسیس کرد. در واقع اخوان المسلمین پس از سقوط خلافت عثمانی نخستین جماعت و حزب سیاسی است که در میان مسلمانان تشکیل می‌شود.
روایت است وقتی شهید حسن البناء در یکی از مجالس سخنرانی می‌نمود به تعداد شش تن از كارگران مصري شاغل در مرکز نظامي انگليسي‌ها كه تحت تأثير درس‌های وی قرار گرفته بودند، به ديدار حسن البناء آمدند. آن‌ها در حالي كه صدايشان پر از قدرت بود و در سيماي شان نشانه‌ي از ايمان به چشم می‌خورد خطاب به ایشان گفتند: “ما آنچه را كه مي‌بايست بشنويم شنيديم، و تحت تأثير واقع شديم؛ ولي راه عملي براي احياي عزتِ از دست رفته‌ی اسلام و مسلمانان را نمی‌دانیم. ما از زندگي ذلت‌بار و قيد و بندهاي تحميلي به ستوه آمده‌ايم، ما چيزي به جز خونِ جوشان كه در رگ‌هاي ما جاريست و روح سرشار از ايمان و پول‌هاي اندكي كه قوت فرزندان ما است نداريم كه تقديم كنيم، ولي راه عمل را آن طور كه تو مي‌داني ما نمي‌دانيم، و طريقه خدمت به دين و امت را مانند تو نياموخته‌ايم، و ما اكنون مي‌خواهيم آنچه را كه داريم تقديم تو كنيم، تا دَين خود را در برابر الله متعال ادا كرده باشيم، و تو در برابر الله متعال مسوول ما باشي و مسووليت عمل ما را به عهده بگيري؛ چنين گروهي كه مخلصانه و براي رضايت الله و دین الله حاضر باشد جان خود را فدا كند مسلماً شايسته پيروزي است، هرچند تعداد آن‌ها كم باشد.”
شهید حسن البناء پس از تاسیس اخوان المسلمین در شهر اسماعیلیه مصر به ساختن مراکز دعوت و تبلیغ در شهرها، قریه‌ها و مناطق همجوار آن اقدام کرد. زمانی که انگليس‌ها به خطرِ مبارزات حسن البناء پی بردند به وزارت معارف مصر دستور دادند که او را به قاهره منتقل كنند تا بيشتر تحت نظر و مراقبت نيروها و سازمان‌هاي آن‌ها قرار داشته باشد. حسن البناء اين انتقال را فرصت مناسبي براي انتشار دعوت و برنامه‌هاي خود دانست و به همين خاطر دايره فعاليت‌هايش را وسعت بخشيد، و از اين رهگذر هم دعوتش با استقبال همگاني روبرو شد و هم در ميان اقشار مختلف مردم ياران و دعوتگرانِ زيادي پيدا كرد.
امام حسن البناء افزون بر دعوت و تبلیغ در میان مردم در مساجد و مراکز علمی و تعلیمی برای تنویر افكار عامه به نشر مجله‌ی هفته‌وار اخوان المسلمون پرداخت. بعداً مجله «النذير» را منتشر کرد، و برخى از رساله‌هایش را در آن به چاپ رسانید. تلاش‌های امام چنان پر تحرک بود همواره می‌كوشيد تا اين حركت جوان اسلامى در محدوده‌ی مصر باقى نماند، بلكه به مقتضاى دعوت اسلامى در سایر سرزمین‌های اسلامی برسد.
شهید حسن البناء مبارزی که افکارش فراتر از جغرافیای مصر گسترش می‌ابد
اگر به عمقِ دیدگاه فکری و دعوتی شهید حسن البناء پی برده شود، وی اسلام را محدود و محصور در جغرافیای مسلمانان همچونن سرزمینش مصر نمی‌دید، بلکه آن را دین جهانی تصور می‌کرد که باید مسلمانان در مجموع از بند و قیدِ کفار و مزدوران شان نجات یابند، و به جز تطبیق شریعت به هیچ چیزی دیگر تن ندهند. به همین خاطر به هر سرزمین اسلامی نمايندگانش را ارسال می‌کرد تا برای وحدت امت تلاش صورت گیرد. به همين علت قاهره مركز تجمع و ملاقات‌هاى شخصيت‌هاى اسلامى گرديد، شخصيت‌های که از شمال افریقا گرفته تا پاکستان، افغانستان، سودان، سوريه، عراق، فلسطين و… را شامل می‌شود. از نمونه‌های گسترش این دعوت گسترش اخوان در افغانستان می‌باشد تمام گروه‌های جهادی که در جهاد علیه اشغال اتحاد جماهیر شوروی اشتراک داشتند همه ریشه در نهضت اخوان المسلمین دارند. همچنان گروه‌هایی که در جهاد در برابر اشغال امریکا و ناتو فعالانه سهم داشتند همه ریشه در نهضت اخوان دارند. برعلاوه تداوم جهاد در برایر یهود در فلسطین و سایر سرزمین‌های اسلامی از نتایج دعوتِ اخوان المسلمین می‌باشد.
شهادت مردِ مبارز و شخصیت دانشمند
هرچند شهادت یکی از آرزوهای مهم هر مؤمن و مسلمان می‌باشد، اما دشمنان اسلام و مزدوران شان هیچ‌گاه توان زنده بودن مردان مبارز و شخصیت‌های بیدارگر را ندارند. آن‌ها به سان خفاشان تابِ دیدن و درخشش علماء و دانشمندان و مبارزانِ راه دعوت را ندارند. به همین خاطر شخصیت بیدارگر به ساعت 8 بعد از ظهر مؤرخ 1368هجری قمری برابر با 12 فبروری سال 1949م توسط سازمان استخبارات جمال عبدالناصر ترور می‌شود، پس از زخم برداشتن به شفاخانه انتقال می‌ابد تا این‌که بعد از دو ساعت خونريزي جان به حق می‌سپارد. انا لله و انا الیه راجعون!
پس از به شهادت رسانیدن این مردِ مبارز در نیمه‌های شب در حالی که همه در خواب و سکون به سر می‌بردند موترهای پولیس در یکی از خیابان‌های حلمیه‌ی شهر قاهره توقف می‌کند؛ عده‌ای از سربازان مسلح از موترها پیاده شده و دورادور خیابان را محاصره می‌نمایند. در اطراف خانه‌ای کوچک در وسط خیابان، یکی از خودروهای پولیس به سمت خانه‌ای پیش می‌رود، گروهی از سرباز جسدی بی‌جان را از موتر برداشته و با سرعت به طرف خانه می‌برند؛ دروازه را می‌زنند پیرمردی که بیش از نود سال عمر دارد دروازه را به روی آن‌ها باز می‌کند، تعدادی از افسران داخل خانه شده تا از نبودن تعداد زیاد از افراد در خانه مطمئن شوند، جسد را در داخل می‌برند و بعد اخطارهای جدی را به پیرمرد می‌دهند که نباید صدای عزاداری شان بلند شود، تنها کسانی که تجهیز میت را می‌دانند حاضر شوند و فقط تو ای پیر مرد و اعضای خانواده‌ات در ساعت 9 صبح باید میت را دفن کنید. آن پیرمردی سالخورده پدر متوفی شهید حسن البناء است. علیرغم این فاجعه‌ی بزرگ و با وجود پیری شروع به آماده کردن پسرش برای دفن می‌کند. پدر پیر، خونی را که بر اثر گلوله‌ها جسد را در خود پیچیده بود‌ پاک می‌کند.
وقتی صبح می‌شود نیروهای امنیتی باز می‌گردند و به پدرِ سالخورده دستور می‌دهند که هرچه زودتر پسرش را بیارورند و دفن کنند. پدر نودساله فریاد می‌کشد که چگونه می‌توانم آن را حمل کنم؟ باید سربازان او را حمل کنند. افسران قبول نمی‌کنند، ناچار باید اعضای خانواده آن را حمل کنند. حسن البنای شهید چند دختر و یک پسر کوچک داشت. جسد را خانواده، همسرش و دخترانش بر دوش گرفته و به راه‌ می‌افتند. در این موقع هر کس جرأت تشییع جنازه را به خود بدهد عاقبتش زندان است. جنازه وارد مسجد می‌شود تا بر آن نماز میت خوانده شود، می‌بینند مسجد هم خالی از خادم و غیره است؛ پدر پیر، خود نماز میت را به امامت شروع می‌کند، مأمومین تنها زن و دختران شهید هستند. سپس بلند شده و جنازه را به سوی قبرستان برده و دفن می‌کنند، خانواده در میان حراست شدید به خانه باز می‌گردند.
این وضعیتِ جنازه‌ی شهید حسن البناء است؛ نیروهای امنیتی به خانواده‌ی متوفی بسنده نمی‌کنند، بلکه بسیاری از همسایه‌ها را دستگیر می‌نمایند، نه به خاطر کدام اقدام بزرگ، بلکه بخاطر گفتن تسلیت به این خانواده؛ محاصره‌ی خانه طول می‌کشد تا مبادا کسانی دیگر برای ادای تسلیت به خانه سر بزند. نه تنها خانه محاصره است بلکه آرامگاه‌ شهید نیز در محاصره قرار داشته تا مبادا مردم جسد او را بیرون آورده و جنایت بر ملا گردد، بلکه از این هم بیشتر، نیروهای پولیس در مساجد مستقر شدند تا بعد از ادای هر نمازی درِ مسجد را ببندند و کسی جرأت نکند بر میت نماز بخواند. این سرگشت یک مبارز و شخصیتِ بیدارگر در میان امت اسلامی است که هدفش احیایی نظام و جامعه اسلامی در سرتاسر سرزمین‌های تکه‌وپارچه شده‌ی اسلامی توسط استعمارگران و مزدورانش بود.
دیدگاه بزرگان جهان اسلام پیرامون شخصیت شهید حسن البناء «رحمت‌الله‌علیه»
شهيد سيد قطب «رحمت‌الله‌علیه» مي‌گوید:
“مبارزه‌ی اسلامي مبلغان و دعوتگران بسياري را تجربه كرده است، اما سر و صدا با سازندگي و بنا بسيار متفاوت مي‌باشد… هزار و يك سخنراني و رساله‌ي گفته و نوشته شده از اين شهيد بزرگوار نمي‌توانست همچون آن قطره‌ی خون پاك ريخته شده در نفوس و شخصيت اخوان شور و حرارت ايجاد كند.”
شیخ ابوالحسن ندوي «رحمت‌الله‌علیه» مي‌فرمايد:
“او در مجالس و محافل محصلین به سخنان آن‌ها گوش فرا مي‌داد. گاهي از شهر اسكندريه و سواحل و تفريح‌گاه‌هاي آن ديدن مي‌نمود. با گروه‌هاي مختلف علمي همراه مي‌گرديد. از انتشار كتاب‌هايی كه توسط ناشران مصري چاپ و نشر مي‌شد اطلاع مي‌يافت. او همه‌ي اوقات با مسایل روز زندگي و با مشكلات و امور مردم در ارتباط بود، و حتا جريان و اوضاع را به دقت زير نظر داشت… نبوغ او در دو جهت خاص بيشتر متبلور بود كه از ميان راعيان و مصلحان تنها افراد كمي از آن‌ها برخوردارند:
اول: ايمان استوار، دغدغه و فداكاري براي نهضتي داشت كه خود آن را بنيان‌گذاري نموده بود. اين موضوع در واقع شرط اساسي و ويژگي اصلي دعوتگران و مصلحان است كه الله متعال خير و منافع بسياري را به وسيله‌ي ايشان در ميان مردم گسترش مي‌بخشد.
دوم: تأثيرگذاري عميق بر روي انديشه و رفتار دوستان و شاگردان خود و پيروزي شگفت‌انگيزش در ميدان تربيت و ساختن انسان…”
برخی از سخنان ماندگارِ شهید حسن البناء «رحمت‌الله‌علیه»!
1. برادرم! تو براي دو هدف مبارزه مي‌كني، پيروزي و اداي فریضه؛
2. هستند کسانی که خود را مجاهد و مبارز معرفی می‌کنند، اما در ميان همه اين‌ها فقط عده‌ی كمي مي‌توانند در اين راه ثابت قدم بمانند و از اهداف شان که جهاد، مبارزه و یا تطبیق کامل شریعت می‌باشد، دور نشوند؛
3. بهترین قدرت و دولت آن است که در راه حق بکار بسته شود، و بدترین ضعف‌ها ضعفي است كه در مقابل باطل باشد؛
4. ما در مورد آنچه كه با يكديگر به توافق رسيده‌ايم همكاري نموده و در مورد اختلافات نيز عذر يكديگر را مي‌پذيريم؛
5. تمام جهان سرگردان و پريشان است، و تمام نظام‌هاي موجود در جهان از علاج درد آن عاجز و ناتوان اند غير از اسلام؛ پس توکل به الله متعال برای نجات آن‌ها به پاخيزيد، چرا كه همه جهان در انتظار يك منجي است و هيچ مكتب و نظامي غير از اسلام كه شما اكنون مشعلدار روشنايي آن هستيد، نمي‌توانيد جهان را از این ذلت نجات دهد.
تألیفات شهید حسن البناء «رحمت‌الله‌علیه»
به جز از مجموعه‌ی مقالاتی که تحت عنوان: «رسائل الإمام شهید حسن البنا» یا پیام‌های بیداری که گردآوری شده‌اند، کتب و تألیفاتی دیگر از وی باقی نمانده‌ است. اما این مجموعه در کل، مرجعی اساسی برای آشنایی با برنامه‌ی جماعت اخوان می‌باشد، و از او نوشته‌های دیگری نیز برجا مانده است که چندین مرتبه زیر عنوان «مذاکرات الدعوة و الداعیة» یعنی خاطرات امام حسن البناء نوشته و به چاپ رسیده است. همچنین او دارای تعداد زیادی مقالات و بحث‌های کوتاه بود که در روزنامه‌ها و مناسبت‌های مختلف اخوان در دهه‌های 30 و 40 به اضافه‌ی مجله فتح اسلامی که برای اولین بار زیر عنوان «الدعوة إلی الله» نوشته شد، منتشر شده است.
منابع:
1. بنا، حسن، «رساله تعلیم» خاطرات، نویسنده شهید حسن البناء بنیانگذار نهضت اخوان المسلمین، ترجمه، ابو عبدالرحمن؛
2. قرضاوی، یوسف، و مدرسه حسن االبنا، ترجمه مصطفی اربابی؛
3. مجموعه‌ی رسائل الامام الشهید حسن البنا، دار الحضاره الاسلامیة، قاهره؛
4. زرکلی، خیرالدین، الاعلام: قاموس تراجم، دار العلم للملایین، بیروت.

مربوطه مطالب

Back to top button