نویسنده:شهاب لیوال
( وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَىٰ وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّىٰ وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ ۖ وَسَاءَتْ مَصِيرًا )
النساء (115)
و کسی که پس از آنکه هدایت (و راه حق) برایش روشن شد؛ با پیامبر مخالفت کند، و از راهی جز راه مؤمنان پیروی کند، ما او را به آنچه پیروی کرده؛ واگذاریم، و او را به جهنم در افکنیم، و بد جایگاهی است.
راه و رسم که دشمنان اسلام بر آن قرار دارند راه غیر مسلمانان است بلکه راه (مفسدین) و به اصطلاح قرآن الکریم راه (الذین لایعلمون) است،
درین آیه متبرکه از جنس متابعت دشمنان منع صورت گرفته که در هیچ صورتی موافقت با آنان امکان ندارد.
و از طرف دیگر مسلمانان لاف از اطاعت خدا و رسول می زنند چنانچه الله پاک در وصف مؤمنین میفرماید:” ویطیعون الله ورسوله” پس این دعوای اطاعت از خدا و پیامبر خود منافی مشابهت با کفار و دشمنان اسلام است زیرا که آنها ازین وصف اطاعت عاری هستند. روزه کذشته عطا نور، ریس اداره کابل اشرف غنی را چلنچ به خواندن سوره فیل نمود ،از سوی دیګر یکی از هواداران عطا نور ،وی را تا درګاه وحیه الهی رسانید که این چنین اقوال بیانګرد ګمراهی وارتداد همچون اشخاص را به ما نمایان می کند.
از معقل بن يسار (رض) روايت است که رسول الله(ص) فرمود: «هر فرمانروايي که مسئو ليت گرو هي از مسلمانان را به عهده بگيرد و در حالي بميرد که به آنان، خيانت کرده است، خداوند بهشت را بر او حرام مي گرداند.
رواه البخاری
در پیش برد امورات مسلمین انسان مومن ،با تدبیر و آزاد مسئول به کار است. تا از همه امورات ،دینی،سیاسی،اجتماعی واقتصادی مسلمانان با خبر باشد .حکومت ونظام دست نشانه امریکایی که بیش هفده سال بالای ملت مظلوم افغان تحمیل شده ،دراین مدد نه اینکه در اوضاع اقتصادی مردم تغیرات مثبتی بوجود نیاورده بلکه مردم بیشتر درتنګناه قرار ګرفته اند،هیچ فردی را در پایتخت ودیګر ولایات نخواهي یافت که از اوضاع ناهنجار کونونی کشور خشنود باشند ، جز ایده مزدوان داخلی در امورات داخلی حکومت مذکور ،حکومتی که اداره، صلاحت وامورات نظامی وسیاسی آن زیر اداره اجنبیان باشد به هیچ فرد آزاد ،قابل قبول نخواهد بود .از سوی هم بحث مشروعیت نظام در کشور مطرح است ،نظامی که خلاف موازین اسلام باشد ودر تقابل با نظام الهی قرار ګرفته باشد کلاً نامشروع وجد جهد برای از بین بردن همچون نظام فریضه از فرایض الهی بالای مسلمین میشود . قول الله متعال که می فرماید:
« وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ»(مائده 44)
یعنی: و آنها که به احکامی که خدا نازل کرده حکم نمیکنند، کافرند.
بنابراین مادامیکه در قوانین حاکم بر کشوری، قوانین بشری وجود داشته باشد و آن قوانین را جایگزین قانون الله کرده باشند، برائت از آن قوانین واجب است و کسی که آن قوانین را مناسب حال خود یا کشور خود بداند شکی نیست که از اسلام خارج گشته و بایستی هرچه زودتر توبه نماید.
دیموکراسی نظام پذیرفته شده کفار است مسلمان مکلف به داشتن نظام اسلامی خویش اند درحقیقت دیموکراسی تنها نظام نه بلکه یک دین است .
مفکورهٔ اساسی دیموکراسی این است که حکومت،نظام،وقوانین از طرف مرد و زن توسط مردم ،وبرای مردم ساخته میشوند و هر جهتی که فعالیت دیموکراتیک می نماید اولتر از همه باید بپذیرد که نظام و قوانین به رغبت مردم ومطابق خواسته های مردم ایجاد میگردد به این اساس نافذ نمیگردد که آن یک مکلفیت الهی است بلکه این حیثیت نافذ میگردد که خواستهٔ مردم است.
مردم در دیموکراسی اختیار دارند که اسلام را می خواهند ویا کدام دینی دیگری را ویاهم هیچ دینی را نمی خواهند و ملحد میگردند.
ولی اسلام هرگز به مسلمانان اجازه نمیدهد که از اسلام مرتد گردند.
حاصل تفصیل فوق الذکر اینست که هر حزب و گروه اسلامی که شامل انتخابات میگردد اولتر از همه باید این را بپذیرند که طوریکه آنها میخواهند مردم را به طرف اسلام دعوت کنند همچنین گروه های غیر اسلامی نیز باید این حق را داشته باشند که مسلمانان را به طرف کفر دعوت نمایند و هیچ کسی بر آنها حق اعتراض نداشته باشد.
بناً کتاب برحق خدای ذوالجلال،سنت رسول الله ،اجماع امت همه به مخالفت کفار حکم فرموده از مشابهت با آنها بشدت منع میکند.
الله جلت عظمته میفرماید:
( ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَىٰ شَرِيعَةٍ مِّنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ
الجاثية (18)
سپس تو را (ای پیامبر) بر راه (و شریعتی) روشن از دین قرار دادیم. پس از آن پیروی کن, و از (هوی و) هوسهای کسانی که نمی دانند پیروی نکن.
درین آیت پیامبر را بر راه روشن دین قرار داده به پیروی از آن حکم فرموده و در “الذین لایعلمون” تمامی کسانیکه از شریعت روی گردان بوده با او مخالفت می ورزند، داخل اند.
بناً هموطنان عزیز حکومتی که صلاحیت برکناری وتقرر یک والی در اداره زیرپت خویش را نداشته باشد ، حکومتی که صلاحیت صلح و جنګ با مخالفینش را نداشته باشد ،آیا در بهبود امورات زندګی افغانان صلاحیتی داشته می توانند داشته باشند

















