از «خودکش» و «بیگانه» پرست!

نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر
یکی از خصوصیات ویژۀ «اجیران افغانی»، افراط در مزدوری برای بیگانگان می باشد.
این طبقه، که اکثریت شان را «روشنفکر نما» های شهرها تشکیل می دهند؛ ضمن افتخار بر این عمل شان، به این بیگانه پرستی اکتفا ننموده، و مردم خویش را نیز به چشم حقارت می بینند. این دید حقارت؛ بخصوص بر طبقۀ کم سواد کشور، چنان در اوجش ارتقا یافته که با «دیده درایی» تمامی بدبختی های حاصل از «مزدوری برای بیگانگان» را بدوش «بیسوادی جامعه» می اندازند.
«اجیران افغانی» با زیرکی، نام از «بیسوادی جامعه» می برند، در حالی که منظور شان طبقات غیر تحصیلکرده در سیستم های دولتی می باشند. نزد آنها تحصیلات در مدارس دینی، خط قرمز در تخطی از قوانین بشری تلقی گشته، که به همین منظور به راحتی، آنها را در لست های سیاه شان جا می دهند، و کشتن و بستن شان را حق قانونی خویش می دانند.
در همین نزدیکی ها در مدرسه هاشیمه قندوز دیدیم که سخنگوی وزارت دفاع (رادمنش) با قاطعت می گوید:
«از اینکه در مراسم «دستاربندی» مدرسه هاشیمه چند تن از افراد سرشناس طالب شرکت داشتند، ما به این عملیات دست زدیم.»
رسانه های خبری با «آب و تاب»، این خبر پیروزی را نشر می نمایند، تا جای که لینا «روزیه» نطاق صدای امریکا، خبر تبریکی این عملیات را در صفحۀ شخصی فیسبوکش به نشر می سپارد.
روزها، خبری «اشتراک» و یا «عدم اشتراک» افراد طالب در این مراسم؛ دست بدست می چرخید، و کسی نبود تا بپرسد، که این چه نوع حق بوده می تواند که این اجیران برای شان قایل گشته، و کشتن صدها انسان را، مجاز می پندارند؟
نکتۀ که کمتر به آن توجه شده، و به «اجیران افغانی» دست باز بر ادامه کشتار مردم در ساحات حضور طالبان را می دهد.
بالفرض اگر طالب هم حضور می داشت؛ این چه نوع حق بوده می تواند که به خاطر حضور چند فرد، 500 طفل را به خاک و خون بکشانند، و خانۀ الله جل جلاله را به ویرانه مبدل سازند؟
این چه نوع حق بوده می تواند؟!
این همان حقیست که «اجیران افغانی»، بخود داده اند؛ و افراط در مزدوری را، از ویژۀ خاص شان گردانیده اند؟!
بلی! کارمل بی شرمانه می گفت:
«با ریختن خون جوانان «قشون سرخ کشور شورا ها»، این خاک مقدس تر گشت»؛
دوستم می گوید:
«ما انتقام 3000 شهید برج های امریکا را از القاعده می گیریم»؛
رژیم دستنشاندۀ کرزی بر سری قبر جاسوس سی آی ای، در «قلعۀ جنگی» می نویسد:
«مایک سپن (Mike Spann)، قهرمان که زندگی خود را در راه آزادی افغانستان ایثار کرد. جرئت و فداکاری او هرگز فراموش نخواهد شد، و رحمت و بخشایش ایزدی بر او باد!»
نوع دوم از این «اجیران افغانی»، همان نوع اولیست که در لباس «منافقت» ظاهر گشته اند، که مثال عملی آن، کارنامه های «نجیب» و «غنی» می باشد که صفحات تاریخ را با کارنامه های سیاه شان چنان پُر نموده اند که از حوصله این نوشته به دور می باشد.
«اجیران افغانی»، در طول این چهار دهه چنان اذهان «طبقۀ بی مسئولیت» جامعه ما را مسخ ساخته؛
که غلامان حلقه بگوش، در نظر شان قهرمانان جلوه می نمایند،
و آنانی که از «دین و آئین»، از «عزت و نوامیس»، از «مال و جان» مردم دفاع و حفاظت می نمایند، «تروریست» جلوه می دارد.
چنین است نتیجه استعمار و جنگ فکری غرب، که برعکس سیاست «مشت آهنین» شوروی در جامعه ما موثر افتاده است، و از «اجیران افغانی»، افراطیون مزدور شکل داده است!



