ابو صهیب حقانی
رژیم مزدور کابل در واپسین نفس های شکست قرار گرفته است لذا برای خشنود سازی اربابان خارجی خود دست به هر جرم و جنایت، وحشت و خیانت زده و بدترین و تلخ ترین روزها را بر سر افغان های مظلوم رقم زده و می زنند؛ غافل از آنکه آنهمه ظلم و جفا هرگز بی پاسخ نمانده و سبب شدت خشم و انزجار ملت مظلوم گردیده و باعث شعله ور شدن آتش انتقام از جهال عصر شده و زمینهٔ مرگ و نابودی حتمی بر ظالمان و مستکبران زمان را ممکن تر از همیشه می گرداند.
جفای نابخشودنی و ظلم غیر قابل توصیف که چند روز پیش بر یک خانهٔ هلمندی رفت و توسط دژخیمان رژیم در بدترین حالت ممکن صورت گرفت مطلقا قلب هر افغان آزاده را آزار داد، و خشم ایمانی تودهٔ ملت مسلمان را برانگیخت و انزجار عمومی مردم آزاده افغان بالخصوص ملت غیور و شجاع هلمند را در پی آورد که به جای اشک در غم آن خواهران زجر دیدهٔ هلمندی همه خون گریستند.
این نه اولین بار و نه آخرین جرم و جفای نابخشودنی رژیم با تعاون اشغالگران صلیبی بر ملت مظلوم بوده ولی در نوع خود بدترین بود که تا هنوز که هنوز است آثار غم و اندوه آن فاجعهٔ دردناک بر قلب ها و وجدان های ملت عزیز ما سنگینی کرده و تبعات ناگوار آن واقعهٔ تلخ روح و روان ملت عزیز و شریف را جریحه دار کرده است.
چه بسا وقتیکه آن خواهران مظلوم هلمندی را در نیمه های شب با قساوت و تندخویی با خود می بردند آن ها با چشم های اشکبار و دلهای پر رنج و اندوه ناخود آگاه پادشاه فریاد رس مسلمانان مظلوم «معتصم بالله» را با ندای «وامعتصماه» فریاد زدند؛ و البته با دلهای پر توقع تر و با ناله های پر اشک بار تر به جای صدای کردن معتصم به خاک خفته، طالبان و مجاهدان راستین راه خدا را با فریاد «وا طالبان» صدا زده باشند که ای طالبان شما خبر باشید که ظالمان زمان و مستکبران دوران با خواهران درد کشیدهٔ هلمندی تان اینگونه برخورد شنیع داشته و ما جز از درگاه رب و سپس از شما غیورمردان سرزمین خود از هیچ کسی دیگر توقع و امید نداریم که ما را از چنگال ظالمان نجات بخشند!
رژیم کابل با این کار خود (در حمله و شبیخون بر خانه و ناموس ملت عزیز) بداند که در کندن گور خود سرعت بخشیده و ان شاء الله مجاهدین غیور و دلیر زودتر از تصور، انتقام آن خواهران مظلوم هلمندی و سایر مظلومان این کشور ستمدیده را از دشمنان خارجی و اجیران فرومایهٔ داخلی خواهند گرفت و چنان درسی به این هتاکان و گستاخان بدهند که تا سالهای سال فراموش نکنند.
اما متاسفانه باید گفت که تا زمانیکه پای اشغالگران در این سرزمین باز باشد در زیر سایهٔ اشغال این نوع مظالم در زیر نظر و بلکه با حمایت و همکاری رژیم کابل به امر طبعی بدل شده و هیچ کسی از هموطنان مظلوم ما از این رژیم مزدور و منفور دیگر هیچ خیر و امیدی را آرزو نداشته و همه با جان و دل نظام عدل الهی را فریاد زده و خواستار حاکمیت دین و قرآن بر سرزمین شان بوده و از دست مظالم رژیم منفور کابل و باداران خارجی آن شدیدا به تنگ آمده و سخت پریشان و اندوهگین اند.
بسی امید است ان شاء الله دیری نگذرد که چشم و امید تمام ملت مظلوم با نظام مستقل اسلامی روشن و برآورده شده و بساط ظالمان و خاینان برچیده شود و حکومت عدل الهی حاکم گردد.
به امید آن روز
ان شاء الله تعالی.


















