برادران تاجک ما چرا اینګونه شدند؟

امین وردګ

تاجک اصیل زادګان و اشراف زادګان میهن ماست، به ګفته ای بعضی از تاریخ دانان شفاهی حتی ساربان کاروان مذهب اهل سنت والجماعت (نعمان بن ثابت کوفی حنفی کابلی) نیز به این قوم نجیب منسوب میباشد ،  همچنان مولانا جلال الدین محمد بلخي و امثال شان و نیز دیګران قابل یادآوریست….

باالخصوص در علوم دینی از شهرت بسیار بالای برخوردار اند که از آن جمله می توان تنها نکته ها و حاشیه های کتوب سنتی ای دینی را یاد کرد،  که بعد از لسان باعزت عربی به لسان مبارک فارسی نوشته شده اند؛ این خد یک ثبوت آشکار برای مطرح شدن این قوم در امور دینی است.

این که در لابلای حوادث سیاسی افغانستان موقف این قوم چی ګونه بود؟  چی قدر قربانی داده اند؟ خلوص نیت های شان در برابر مقدسات،  نوامیس، استقلال،  آزادی و تمامیت ارضی چیطوری بود؟

در مقابل استبدادهای انګریز و روس به کدام پیمانه استاده بودند؟ و موقف مبارزاتی ای شان چی شکلی بود؟  به تمام افغانها معلوم است؛ که قوم باهمت،  باوجدان و خداترس بودند و هستند.

اما سوال اینجاست! که چرا بچه های آن مردان آهنین تاریخ اینګونه شدند؟ که زندګی آرام و آسوده را بر جهاد (که راه حق است و راه پدران شان نیز بود) ترجیح میدهند؟

بلی!

یکی از آنها را یک روز چنین ګفتم:  ماشاءالله حاجی صاحب !  شما در شرایط کنونی هم (که وحشت غربیها در اوج خود رسیده اند) اینوګونه آرام زندګی دارید ؛ نه چاپه را می شناسید، نه بالای خانه های تان چرخبالهای اقتدار شیطانی میګردد، نه از دست آنان شهید میدهید،  نه زنان و اطفال تان از خواب شیرین (با حالت ترسناک و) وحشت زده میخیزد و نه هم خانه های تان بمباردمان میشود(این همه در حال برایش ګفتم که باوجود امام مسجد چهار نفر دیګر از موی سفیدان و روئسای قریه شان نیز همراهی مان میکردند؛  درحال که همه ای ما جهت ختم قرآن کریم عازم مسجد نیز بودم)

در جوابم ګفت: فضل خداوند است که ما مردم اتفاق داریم و اینجا طالب – مالب را نمی مانم،  اګر کدام تا پیدا هم شود آنرا شناسایی کرده و به جزای اعمال شان میرسانم و نیز ایضافه کرد: مردم ما بسیار باهمت و باشهامت است!  ما در برابر روس و طالب بسیار دلیرانه و تحت یک قومانده استاده بودیم،  یکی از آنها را اجازه ندادیم که به قصبات ما نفوذ کنند.

ګفتم:  در برابر آمریکایا چیطور؟

ګفت:  آمریکایا چندین بار از قریه های ما عبور کرده اما کس را چیز نګفتند.

ګفتم: شما هم آنها را چیز نمیګفتیند؟

ګفت : نه!

ګفتم:  بلی!  هر کس دشمن خد را خوبتر از دیګران میشناسد.

ګفت:  راست ګفتی.

فکر کنم مطلب مارا (در آن مقطع زمانی) چندانی ندانیست!

به هر حال …

اینکه نسلهای بعدی چی ګونه قضاوت خواهند کرد؟  با خدشان مربوط است؛ ولی  ما بسیار متأسفم که عده ای بسیار کمی را در این قوم می بینم که علیه استکبار غرب در راه خداوند جهاد میکند؛  آنهاهم تنها در بعضی مناطق بدخشان، چرخ لوګر، در محدوده ای پروان و کندز،  شاید عده ای بسیار کم در نکات دوردست دیګر افغانستان نیز باشد اما نظر به فیصدی شان ناچیز بګویم!

این مسئولیت و بار سنګین (که نسلهای جوان این قوم نجیب را از حق منصرف ساختند و مقابله برای تحقق و حاکمیت حق در مقابل باطل را نشان نداده اند) بدوش قومندانان جګسالار حاکم (که به نام مجاهد خودرا بین مردم شهیر ساختند) مباشد و نیز عده ای از علمای شان هم مسئول اند که بچه های آن شیر مردان را اینګونه کر – کور ساخت که غیر از تبعیض و تعصب چیز دیګر به نام جهاد و مبارزه در برابر باطل اصلاً نمیشناسند.

مربوطه مطالب

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Back to top button