نویسنده: قاضی عبید
شخصیت مجهول که از زمان آغاز مبارزاتش در برابر حکومت داود خان تا این دم با هیچ حکومت و نظامی سر سازش نگرفت ، بعد از خروج شوری از افغانستان داکتر نجیب مصالحه ملی را اعلان نمود و از تمام گروه های متخاصم به کرات خواست تا بیایند و در ساختار حکومت وی شریک شوند ولی از همه بیشتر همین کس با وی مخالفت ورزید و حکومت نجیب را بقایای کمونیست ها دانسته و همواره اعلان مینمود که تا انحلال کامل نظام به مبارزات خود ادامه میدهد .
بعد از تشکیل دولت مجاهدین به رهبری ربانی یکبار دیگر مخالفت خود را با حکومت مرکزی از سر گرفت و بیشتر از پیش صفوف خود را برای یک جنگ طولانی منظم ساخت ، زمانی که امارت اسلامی به رهبری رهبر فقید مرحوم امیرالمؤمنین (رحمه الله) در برابر شر و فساد از قندهار قیام نموده و تا دروازه های کابل رسیدند همین جناب با حکومت ربانی پیوست و صدراعظم افغانستان شد ولی دردی را دوا نکرد بعد از مدتی عازم ایران گردید .
پس از سال ۲۰۰۱ م حمله نظامی امریکا به افغانستان و تشکیل حکومت اجیر و دست نشانده هین آغا در کنفرانس بن شرکت نورزید و جهاد خود را علیه آمریکا و مزدوران آن اعلان نمود ، اگرچه در طول این مدت انشعابات در درون حزب به رهبری وی پدید آمد از جمله ارغندیوال خود را ریس حزب اعلام نمود و امتیازات را از حکومت کابل بدست آورد و نیز چهره های سرشناس حزب چون قاضی امین وقاد،فاروق وردگ ، انجنیر احمدخان … در حکومت فعلی سهم فعال داشتند ولی با آنهم بار ها حکومت از سوی وی دست نشانده توصیف شده همیشه اصرار بر خروج ناتو از افغانستان میورزید ، حتی در سال ۲۰۰۸ م در یک پیام تصویری حمایت خود را برای نبرد با آمریکا از القاعده اعلام کرد و در این اواخر از طریق سایت شهامت که از موقف رسمی وی نمایندگی مینماید از داعش در افغانستان پشتیبانی خود را اعلام نمود که چندی بعد پیام از سایت حذف گردید ، همه موضوعات نمایانگر موقف جدی او در امر مبارزه با نیروهایی خارجی و حکومت فاسد و غلام کابل بود.
خوانندگان گرامی! شاید سوالی در ذهن تان خطور نماید که این شخصیت متزلزل و بی اراده کی میباشد که حتی با همسنگران خودش که یکجا به خاطر یک هدف در یک صف میجنگیدند مخالفت ورزید و در اثر آن کابل ویران شد به جواب سوال تان باید گفت که این شخص گلبدین حکمتیار میباشد .
ولی چیزی که حتی تصور آن نمی شد و به یکبارگی تغیر کرد تسلیمی وی زیر عنوان صلح بین الأفغان و امضای معاهده با حکومت پاشیده ، شکست خورده و ساخته شده جان کیری میباشد .
این معاهده چنان که تصور می شد به آسانی به امضا نرسید ، چندین بار از جانب گلبدین هیئت برای مذاکرات با حکومت به کابل فرستاد شد که با مخالفت بعضی حلقات در داخل مواجه گردید و حتی حبیب الرحمن پسر گلبدبن که در تشکیل هیئت حضورداشت از ناکامی مذاکرات سخن گفت و حکومت را متهم به بی صلاحیتی در این مورد نمود ولی سرانجام مخالفت ها خاموش گردیده موافقت نامه برای امضا آماده گردید که بلاخره از سوی امین کریم و حنیف اتمر به امضا رسیده و چندی بعد در یک مجلس بزرگ سند معامله گری زیر نام توافق نامه از سوی اشرف غنی در ارگ و شخص گلبدین به امضا رسید .
بعد از امضا اعضایی حزب گلبدین از هر سو و هر طرف ، داخل و خارج کشور به کابل آمدند حتی شایعاتی مبنی بر حضور خود گلبدین در کابل پخش گردید .
به هر صورت فرزند وی حبیب الرحمن بطور واضح و آشکار در کابل حضور داشته دشمنی های قبلی پدر را نادیده گرفته دروازه هر دوست و دشمن را تق الباب و برای ملاقات با سرانجام و رهبران حکومت وقت گرفته و دیدار شان می رود که در اولین قدم سلام گلبدین را تقدیم مینماید از جمله میتوان ملاقات اخیر وی را با سیاف یاد آور شد .
حبیب الرحمن به این ملاقات ها بسنده نبوده بلکه دشمن دولت را دشمن خود و دوستان داخلی و خارجی نظام را دوستان خود دانسته تا باشد شکوک و شبهات وارده را از خود و پدر خود دور نماید و خویش را دلسوز حکومتی که در طول چهارده سال آنرا دست نشانده و غلامان تلقی مینمود جلوه دهد .
حبیب الرحمن وسیله خوبی برای حکومت قرار گرفت تا او را به ضد اسلام ، مسلمین و مجاهدین استعمال نماید که حکومت وحشت ملی در این هدف خود تا حد امکان آن کامیاب بوده ، تلویزیون های مشهور و خبرنگاران ورزیده برای مصاحبه با وی گماشته میشوند که میتوان مصاحبه اخیر او را با تلویزیون اسلام دشمن طلوع یاد آور شد وی در این مصاحبه مجاهدین امارت اسلامی را گروه بدتر از خوارج بیان نمود ، اگر حبیب الرحمن به همین اصل و اصولی که حالا روان میباشد ادامه دهد به یقین گفته میتوانم که شبهات وارده از سوی آمریکا، حکومت اجیر کابل ، کمونیست ها و شوری نظار را بالا خود و فامیل خود میتواند به خوبی رفع نماید زیرا او جهاد و مقاومت مسلحانه امروزی مجاهدین را در برابر فرعون زمان آمریکای غدار و غلامان ، اجیران و جیره خوران آن فساد و ناروا میداند و حتی به تبلیغات زهرآگین ضد جهادی و مبارزات نظامی علیه اشغالگران می پردازد.
این اظهارات حبیب الرحمن نظر شخصی وی نبوده بل بشکل مستقیم از روح و روان گلبدین سرچشمه میگیرد .
ولی ای مجاهدین راه آزادی، ای فرزندان صدیق و راستین این مرزوبوم، ای امید چشم مظلومان ، ای رهرروان راه عمری و منصوری هرگز مأیوس نشوید به جهاد نظامی و فکری تان ادامه داده بیشتر از پیش صفوف تان را مستحکمتر نماید ، بدانید که دشمن در شکست و پیروزی از آن شما میباشد .
( يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ )

















