آیا سزایی نان دادن همین میباشد !

نویسنده : قاضی عبید
افغانها مردمان غیور و مهمان نواز هستند ، این صفت را نه اینکه خود افغان ها به خود اختصاص داده بلکه تاریخ گواه آن میباشد .
ولی امروزه در کشور ما دادن نان و مهمان نوازی جرم بزرگ پنداشته شده و سزایی آن قتل میباشد ، که به همین دلیل انجنیر سید رحمن محصل پوهنتون کابل در ولایت غزنی ولسوالی قره باغ به شکل بی رحمانه آن به شهادت رسید ، چرا که پدر سید رحمن به نام عبدالرحمن با حس دینی و اسلامی که دارد طالبان را بعضی اوقات طعام میداد ، که بلاخره نان دادن عبدالرحمن برای طالبان باعث گردید تا فرزند تحصیل یافته خود را که به تکالیف و مشکلات زیاد آنرا تا پوهنتون برای ادامه تحصیلش رسانده بود از دست دهد .
شهادت سید رحمن زمان به وقوع پیوست که وی پس از سپری نمودن امتحانات سمستری و استفاده از رخصتی های زمستانی پوهنتون کابل به سوی قریه خود در حرکت بود تا باشد چند وقتی را در کنار خانواده و والدین خود بگذراند ، نامبرده در نزدیکی ولسوالی قره باغ توسط عساکر اداره اجیر از موتر پایین گردیده و پس از مدت تقریبا یک هفته در حال بشهادت رسید که آثار شکنجه و ظلم در صورت اش نمایان بود .
سید رحمن را بخاطر در نزدیکی ولسوالی از موتر پایین و به دلیل نان دادن پدرش به شهادت رسانیدند که ساحه وی تحت کنترول طالبان بوده و عساکر ترسو و بزدل به آنجا رفته نمیتوانند.
این اولین ظلم نظامیان تفنگ به دست حکومت اجیر نبوده و آخرین آن هم نمیباشد ، در سراسر کشور ،قریه جات ، ولسوالی ها و ولایات مردم از وحشت ،ظلم ،بربریت ، چور و چپاول اربکی ها ، پولیس و قومندانان محلی اداره دست نشانده کابل به فغان آمده و فریاد میزنند .
در این این اواخر اخباری از گوشه گوشه افغانستان شنیده میشود که افراد مسلحه محلی به ناموس مردم تجاوز نموده حتی دو خواهر را در یک شب به زور تفنگ به نکاح خود در میآورد، فرزندان نابالغ را برای سوء استفاده باخود برده کسی مانع شان شده نمیتوانند ، پول های جیب اشخاص را در روز روشن در ملا عام گرفته و مشغول سرقت و دزدی اموال مردم میباشند ، بلاخره هر آن چیزی که دل شان بخواهد بالای این ملت بیچاره و رنج کشیده انجام میدهند، چون کسی نیست تا صدایی مظلومان را شنیده و اقدام نماید ، حکومت مرکزی این نظام آلوده به فساد غرق در عیاشی ، رشوت ، خیانت و جنایت میباشد .
پس زمانیکه آب از سرچشمه آن آلوده باشد و مرد شماره دوم نظام خودش به فساد اخلاقی آغشته بوده و دوسیه آن به سطحه منطقه و جهان رسوا و نیز سازمانهایی مختلف جهانی خواستار محاکمه آن شود چه توقع از چنین حکومت و نظام باید داشت .
یک نکته را باید یادآور شد آن اینکه چرا مهر سکوت بر دهان رسانه ها کوبیده شده ؟ آیا آزادی بیان همین میباشد ؟ چرا فیسبوک یان که نشرات ۲۴ ساعته دارند و رسانه های به ظاهر آزاد و مستقل از ظلم و بربریت این حکومت تحمیلی چیزی بنشر نمی رسانند و برعکس پرده پوشی می نمایند .
اگر یک محصل و یا هم یک فرد عادی به علت ارتکاب جرمی با شواهد و اعترافات مجرم و فیصله شرعی محکمه از سوی طالبان لا اقل چند دره زده شود تمام رسانه ها و روزنامه ها آنرا به سطحه منطقه بازتاب داده و طالبان را ناقضین حقوق بشر میدانند .
آیا همین است حقوق بشر که یک محصل بیگناه را بعد از یک هفته شکنجه به شهادت برسان ؟



