شهید مظلوم! (بخش سوم)

بسم الله الرحمن الرحیم
نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر، هالند
به مناسبت شهادت مظلومانه استوه «صبر و استقامت» دکتور الشیخ عمر عبدالرحمان رحمه الله
«ربع قرن» تنها در اسارت «طاغوت امریکا»
“Quarter of a Century” in captivity “the idolatrous America”
بلی! مردی که بعد از «ربع قرن» در عقب سلول های بزرگترین طاغوت جهان یعنی امریکای جنایتکار به شهادت می رسد!
مردی که جرمی، به جز صراحت لهجه در بیان حق، و بیداری امت اسلامی نداشت؛
بیداری که، برای طاغوتیان، سخت تر از «توپ و تانک» بود!
زمانی که، جمال عبدالناصر، سید قطب را اعدام می نماید، امیر «جماعة الاسلامیة مصر» آرام نگرفته، و بر منبر بالا می رود و بر عبدالناصر «فرعون عصر» لقب می گذارد. تا جای که در خطبه ها و ایراد بیانه ها، زمانی که شیخ عمر از قرعون نام می برد، همه را تصور به عبدالناصر می افتد.
بر منبر بالا رفتن، و نطق این «امیر نابینا»، تفاوت کلی با سایر افراد داشت. ویژگی این مرد، در سادگی و صداقت درونی وی نهفته بود که با علم دین و علم آلأزهر جوهر یافته بود. به همین خاطر سخنرانی هایش نه تنها بر طرفدارانش اثری مثبت و عمیق می گذاشت، بلکه قلب های سایر شنوندگان را نیز زود تسخیر می کرد.
«امیر نابینا» نه تنها یک دعوتگر فهیم و پُر از جوهر علم بود، بلکه یک عالم انقلابی نیز بود که نمی توانست در برابر استبداد حکام، لحظه ای سوکت نماید. همین ویژگی انقلابی بودنش، مسبب «روی آوردن» قشر جوان به «جماعة الاسلامیة مصر» گردیده بود که اکثریت اعضای آنرا تشکیل می داد.
بلی! «امیر نابینا»، شیخ «انقلاب ها» بود!
وی به صراحت بیان می داشت که:
«حاکمی بدون تحکیم شریعت، فاسد است!»
یقیناٌ که فرعونیان و طاغوتیان در جوش قدرت شان، همیشه «مرگ» را فراموش میدارند!
اینجاست که جمال عبدالناصر می میمرد، و شیخ شجاع؛ از برای عبرت دیگران، دوباره بر منبر برآمده و از مسلمانان می خواهد تا بر نماز جنازه وی اشتراک نورزند!
بلی! جمال عبدالناصر همچو سایر فرعون صفتان از برای عدل الهی، به ناچار بسوی گور کشانده می شود، و شیخ باوقار و مجاهد از برای «رفعت درجات» بسوی زندان برده می شود.
ابتلای الهی آغاز می یابد، تا خلوص نیت ایمانداران را به امتحان و تجلی کشاند.
شیخ عمر عبدالرحمن در کوره های آتشین فرعونیان «مصر جدید» در زندان «القلعه»، آب دیده تر گشته، و به مسیری آهن فولادین سوق می یابد.
درچنین شرایط، فرعون جدید به اریکه قدرت تکیه میدارد، و برای جلب خاطر مردم، شیخ باوقار را، بعد از هشت ماه از زندان رها می گرداند.
قدرتمندان در عیش «ناز و نعمت»، فراموش میدارند که حاکمیت الهی در رهایی- ویا ترور «این و آن» مقید نمانده، و از جانب دیگر امیر نابینا نیز میداند که در موجودیت آزادی، مسئولیت اش بیشتر و سنگین تر شده می رود.
هرچند جماعة الاسلامیة مصر دارای اندیشه های تشکیل خلافت اسلامی بود، اما هیچگاه طرفدار اعاده آن، از طریق روش نظامی و خشونت نبود. آغازگر استفاده قوه در برابر جوانان مسلمان، رژیم سادات بود که شروع به پاکسازی اسلامیون (به اصطلاح خودشان) نمود، و طبیعیست که هر عملی را، عکس العملی در پی داشته می باشد!
اینجاست که پیامد معاهده ننگین «کمپ دیوید»، فرعون جدید (انورالسادات) را، همچو سلف اش به درک واصل می گرداند.
مستبدین بدون گرفتن کمترین پند و اصلاح امور، به شیوه های کلاسیک و استبدادی گذشتگان شان ادامه میدهند، و امیر نابینا را دوباره به عقب سلول های زندان، در بند می کشند.
اینجا بازهم سوال خلق می گردد که چرا شیخ عمر؟
در حالی که عملیات، همچو آفتاب روشن و آشکار بود که توسط قهرمانان «جهاد اسلامی» به رهبری «خالد اسلامبولی» انجام یافته بود، اما چرا امیر نابینا به عقب سلول های زندان انداخته می شود!؟
نکته ای خیلی دقیق و قابل غوراست!!!
نکته ای که در اکثر نخبگان و رهبران حرکت های اسلامی به ندرت یافت می شود، بخصوص رهبران جهادی افغانستان!
همین نکته است که دشمنان اسلام، سناریو های بعدی را برای این شیخ مظلوم طرح ریزی می دارند.
پس این نکته، چه بوده می تواند؟
بیاید تا قبل از بیان این نکته، کمی بیشتر صفحات زندگی این «راد مرد» را ورق زنیم تا درک حیاتی بودن این نکته را؛ از برای امت اسلامی، خوب تر و آسان تر بفهمیم:
آنچه قرآن از خصلت «امت» محمد صلی الله علیه وسلم بیان داشته است، «امر به معروف و نهی از منکر» می باشد. شعار شیخ عمر نیز روی همین محور اساس یافته بود، و زمانی که قفس اش را در تالار محاکم آوردند، پنج ساعت به جز این حرف، چیزی دیگری بیان نداشت:
«خدواند از همراهی با حکومت های نهی داشته، که آن حکومت ها از اوامر الهی نهی میدارند!»
با تکیه زدن به اریکه قدرت، حسنی مبارک نیز روش سلف اش «سادات» را در پیش می گیرد. چونکه افراد وابسته و بیگانه پرست، فاقد نیروی «خودباوری» و «اراده ی آزاد» می باشند. دردی که؛ چهار دهه ست، کشور ما را نیز به میدان خون و آتش مبدل ساخته است!
بلی! در چنین احوال که «مبارک» بر کرسی قدرت می نشیند، محکمه عالی مصر برائت «امیر نابینا» را اعلان میدارد، و عمر عبدالرحمن باردیگر از زندان رها میگردد. وی در کتاب «کلمة الحق» اسرار مهم دولت مصر را افشا می دارد، بخصوص در اختیار گذاشتن گاز طبیعی مصر به اسرائیل، آنهم به یک قیمت خیلی ناچیز تا زیر سوال نرود.
دولت مصر فضا را بر وی تنگ و تنگ تر ساخته و شیخ عمر چنان در محاصره نیروهای امنیتی می ماند که ادامه حیات برایش سخت گشته و تمامی تحرکاتش، در زیر دوربین های سازمان های استخباراتی مصر شکل می یابد.
اینجاست که مفکوره «هجرت» از برای شیخ عمر پدید می آید، و وی مصر را بقصد سودان ترک میگوید. یگانه کشوری که به عالی ترین سطح از وی استقبال می نماید و دکتر حسن عبدالله ترابی و رئیس جمهور عمر حسن احمد البشیر به استقبالش می شتابند. حصار های استخباراتی از وی دور گشته، و با تماس با رهبران جهادی افغان، شیخ مجاهد مقدمات سفرش را بسوی سرزمین جهاد (افغانستان) فراهم می سازد.
چندی نمی گذرد که سودان را بقصد افغانستان، از مسیر پشاور ترک می گوید. بعد از طی سفر طولانی، خود را در بین «مهاجرین عرب» و «انصار قبایل افغان» می یابد. مجاهدین عرب را در یکپارچگی و صف توحید می یابد، و مجاهدین افغان را در چند دستگی و صفوف پراگنده می یابد. که این پراگندگی نه تنها در سطح تنظیمی، بلکه در سطح قبیله وی و مذهبی نیز شامل بود.
دکتور عمر عبدالرحمن و دکتور عبدالله اعزام فعالیت های شان را در توحید صفوف مجاهدین افغان تمرکز می دهند. ایشان با درک این تفاوت ها و شناخت سطح فکری اهالی مناطق؛ با درایت و حکمت خاص، به رفع آن می پردازند و درین راستا، موفقیت های زیادی را در تاریخ کشور ما بجا می مانند. تأثیرات مثبت فعالیت های شان بیشتر در بین افراد جامعه تا حال نیز محسوس می باشد، اما در سطح رهبران جهادی متأسفانه کمتر و مقطعی اثر بجا می گذارد. در آن مقطع از تاریخ کشور، شیخ نابینا با درایت و سعی و تلاش خستگی ناپذیر، توانست موفقیت های را بدست آرد و کشیدگی های مجاهدین افغان را کمتر گرداند.
دکتور عمر عبدالرحمن با الگو پذیری از خاتم الأنبیا محمد صلی الله علیه وسلم در «امر به معروف و نهی از منکر» حریص بود. اینجاست که تصمیم می گیرد تا سنگر های جهاد در افغانستان را ترک گفته و به روشنگری و دعوت مردم در سایر نقاط جهان بپردازد.
(ادامه مطلب را با نکات وعده داده شده، در بخش بعدی مطالعه نماید)



