یادی از تجاوز در نوشته های قبلی! – بخش سوم

نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر، هالند

نسخه های جدید مضامین، در شانزدهمین سالروز تجاوز امریکا بر میهن ما 7 اکتوبر 2001

تذکر:

نسخه های جدید مقالات را؛ در «هفتاد دو روز وحشت» بعد از تجاوز امریکا، پیگیری و مرور خواهیم کرد، تا باشد که با این یادآوری ناچیز، پیوندی در ضمیر خویش با قربانیان این «تجاوز منحوس» داشته باشیم.

بیایم تا با تکثیر این نسخه ها؛ که شمه ای از واقعات و تراژدی این سرزمین مظلوم می باشد، خود را نیز در جمع خیراندیشان پیوند زنیم، تا باشد که اگر بهره ای از ثواب الهی را نصیب گردیم. ان شاء الله

بخش سوم:

روز نحس با عشوه گری زیبا!

آغاز شب 15 میزان 1380، آغاز یکبار دیگری سیاهی در تاریخ کشورما!

کشوری که تاهنوز زخم های «تجاوزگر شوروی» از وی التهام نیافته بود، و مردم اش؛ در بی کسی و انزوای جهانی، تازه نفس راحت «غیر وابستگی» را می کشیدند که توطئه جدید بر ایشان رقم خورد!

روز نحس با عشوه گری زیبا!

بلی! روز نحس با عشوه نمایی های زیبا، دوباره دروازه های وابستگی را به روی مردم مظلوم این خطه گشود.

و بازهم!

یقیناٌ، بازهم روشنفکرنماها، پلی از برای ورود متجاوزین، به مهین آزاده ی ما گشتند.

به غربت اش، به بی کسی اش، به قحطی اش، به تعزیرات اقتصادی اش، به ساده زیستن دولتمردان اش، به شکم های نیمه پُر و به پاهای برهنه مجاهدان این خطه دل نسوزاندند، و در رکاب تجاوزگر امریکا، داخل این خطهٔ آزاده گشتند.

ای وای برشما!

دیگر معلوم نبود که به چه مقیاس؛ روز و شب بر سر این ملت مظلوم بمب می ریختند، و طیاره های ناپیدا؛ با مدرن ترین سیستم های جنگی عصر، بر هر جنبده ای بی رحمانه حمله ور می گشتند؛ در حالی که روشنفکر نماها و «ملیشه های» کمین زده از برای قدرت، ناظر- و تماشاگر- و مشوق آن بودند.

بلی! تاریک فکران روشنفکرنما، «ائتلاف بدون سرحد» را با انواع جنایتکاران و «خنثی مشربان» شکل دادند. هسته و محور اصلی این ائتلاف که همان قاتلین چپی (روسی و چینی) بودند، در آنطرف مرز های شمالی و غربی، به متجاوزین چراغ سبز نشان می دادند.

متجاوزین در عالمی از کبر و غرور، بر عملی ساختن اهداف شان به شدت مصروف بودند. ترس و واهمه چنان بر این «کره خاکی» مستولی شده بود، که کسی حتی جرأت بیطرف ماندن را نمی توانست اختیار نماید.

بوش «پسر»، با تکبر و غرور فریاد سر می داد که: «یا با ما، ویا برضد ما!»

دیگر «عقل ها» منجمد، و انجنیران جهان مُهر سکوت بر دهان زده بودند؛ تا فریاد سر کشند که 11 سپتامبر یک «درامهٔ» بیش نیست! بخصوص که امریکا خود، تجربه عملی از برخورد (بی 25) بر آسمان خراش «امپایر ستیت» نیویارک را در سال های 1945 داشت، که به جز همان طبقه، هیکل تعمیر به جا ماند و به خاک یکسان نشده بود، آنهم به شکل عمودی!

اما چرا افغانستان!؟
شب و روز بر سرزمین ما بمب می ریختند، و ائتلاف «قاتلین بدون سرحد»، جشن و پای کوبی «برگشت دوباره» شان را در تاجکستان، ازبکستان و ایران براه انداخته بودند.

میدان های ملکی کشورما، به خاک یکسان گشتند و تمامی طیارات ملکی نابود شدند. زنان و اطفالی که از زیر آوار ویرانه ها بیرون آورده می شدند، نشر تصاویر شان جرم پنداشته می شد.

زمانی که «تیسیر علونی» خبرنگار شجاع الجزیره عربی، همچو گزارشی را به بیرون انتقال داد، چند لحظه ای نگذشته بود که دفتر مرکزی الجزیره در کابل، با ژورنالیست هایش به خاک و خون کشانده شد.

دیگر نه از حقوق بشری خبری بود، و نه از آزادی بیان و نه از آزادی مطبوعات!

آنها فراموش کرده بودند که عاقبت امور در دست خالق هستی ست (وَإِلَى اللَّـهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ)؛ و اینکه برای انسان ها مهلت داده می شود، از برای «من و تو» ست تا جایگاه خود را نزد الله جل جلاله تثبیت بداریم!

72 روز وحشت، با فجیع ترین شکل اش، ادامه داشت.

بلی! 72 روز؛ از هفتم اکتوبر یعنی آغاز تجاوز امریکا تا هفدهم دیسامبر روز سقوط امارت اسلامی، جنایات با اواع اشکال آن ادامه داشت.

اما امریکای تجاوزگر با مؤتلفین اش، نتوانستند که حتی «یک انچ» به داخل سرزمین آزادگان افغان، نفوذ کنند!

بلی! اینجاست که خائنین ملی؛

از شاه سابق تا رهبران مجاهدنما،

از قاتلین خلق و پرچم تا ملیشه های دوستم،

از مائویستهای «راوا» تا تکنوکرات ها،

از سیکولر های بی دین تا رافضی های اسلام نما،

از ناسیونالیست های زبانگرا تا نژاد پرستان کینه توز،

ووو…. خلاصه تمامی این نیرو های «شر و فساد» که اقلیت کشور را تشکیل می دادند، زیر چتر ائتلاف شمال (ستون دومی متجاوزین) به تحرک آمدند.

دیگر غرور امریکا در حال شکستن بود، و قدرت نظامی اش زیر سوال می رفت که این ائتلاف نحس (ائتلاف شمال)، دوباره آنرا اعاده ساخت. آنها در حالی که «کروکی» محل را برای اشغالگران مخابره می نمودند، با اثابت هر بمب دوهزار کیلویی بر محل، خوشی و سرور سر می دادند. آنها در برابر کمره های خبرنگاران (ستون سومی متجاوزین)، فخر فروشی براه می انداختند.

یقیناٌ که «وطن فروشان جدید»، بر وطنفروشی شان فخر می ورزند، و «غیر وابستگی» را از اعوامل عقب ماندگی می دانند!

بلی! همین «ائتلاف نحس» است که امروز برای ما درس وطندوستی و مجاهدت را می دهد!

آخر «بی شرمی» و «بی حیایی» از خود هم حد و حدودی دارد:

v      آنها (متجاوزین) می کشند و روزهای نحسی را در تاریخ کشورما رقم می زنند،

اینها (ائتلاف نحس) با عشوه نمایی های شان، آن را برای ما زیبا و دمکراسی جلوه می دهند؛

v      آنها، دزدان و آدمکشان شان را برای ما قهرمانان معرفی می دارند،

اینها، ایشان را برای ما تاریخ سازان و الگو پذیران جلوه می دهند؛

v      آنها، قاتلان و متجاوزگران خودشان را قهرمان، و قهرمانان و آزادی خواهان ما را قاتل معرفی می دارند،

اینها، در پخش و نشر آن، بی شرمانه مباهات ورزیده، حتی به گذشتگان این خطه نیز می تازند(سلطان محمود، احمدشاه بابا ووو…)؛

v      آنها، قاتلان و دزدان کشور خودی ما را، قهرمان معرفی می دارند،

اینها، ایشان را با رأی های جعلی، سردار و حاکم ما می گردانند؛

v      آنها، گرگان و جانیان را، مدیران امن و رفاهٔ مردم برای ما معرفی می دارند،

اینها، به آن لبیک گفته و ایشان را فرزندان رشید این خاک دانسته، جاده ها و امکان عامه را، به اسم ایشان نامگذاری می نمایند؛

v      آنها، مجاهدان و آزادی خواهان ما را تروریست و متحجر می نامند، و تروریستها و قاتلین ما را آزادی طلب،

اینها، با ایشان همصدا شده، طلب محکمه آن یکی – و عفو این یکی را صادر می نمایند؛

ووو…

و بیاید، ازین گل نو پیوند کنید!

این همه قتل و جنایت متجاوزین در طول 16 سال؛ با یک وعده منافقانه «اوباما» سفید گشت، و با اعلان خروج نیروهایش، به وی چنان اعتماد کردیم که جهاد و مبارزهٔ یگانه نیروی مقاومت کشور خود را (امارت اسلامی)، به «برادر کشی» شکل دادیم!

پس هنوزهم نیات پاک و خالص نشده است، و باید آزمایش ادامه یابد:

وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّىٰ نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ ﴿٣١

ما همه‌ ی شما را (با وجود آگاهی از اعمالتان) قطعاً آزمایش می‌کنیم، تا معلوم شود مجاهدان (واقعی) و صابران شما کی ها هستند (و مجاهدنماها و ناشکیبایان سست‌عنصر کی ها هستند). و گزارش ‌هاى شما را رسيدگى و برملا كنيم.

و نباید در لحظات پایانی، جهاد خویش را به معامله کشانیم:

وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿١٣٩

و (در انجام فرمان هایِ حق و در جهاد با دشمن) سستی نکنید و (از پیش آمدها و حوادث و سختی هایی که به شما می رسد)اندوهگین مشوید که شما اگر مؤمن باشید، برترید.

و نباید فراموش کنیم که این همه مصیبت و آفتی که بر سر کشور و مردم ما آمده و تاهنوزهم ادامه دارد، دستآورد روز هفتم اکتوبر 2001 می باشد!

روز نحس با دستآورد یک میلیون کشته و معلول، چهار میلیون معتاد و میلیون ها فاحشه و فاسد؛ با عشوه نمایی دمکراسی و حقوق انسانی!

یقیناٌ روز نحس!

روز نحس با عشوه گری زیبا!

مربوطه مطالب

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Back to top button