یادداشت غم!

ابوصهیب حقانی

باز فاجعه، باز تراژدی، باز غم، باز مصیبت، باز کشت و کشتار، باز بی خانمانی و باز بی کسی و مظلومیت.

باز یتیم، باز بیوه زن، باز داغ فرزند، باز سوختن مادر در فراق جگر گوشه.

باز اشک، باز ناله، باز گریه، باز فغان …

باز قصاب، باز قاتل، باز بمباران، باز غرق خون شدن و باز در خاک و خون غلتیدن!

تا پای جنایتکاری مثل امریکا در افغانستان باز است، تا افغانستان مظلوم در اشغال قوت های بیگانه است، تا وقتی سران گنگ و بی مغز سر، غلامی کور و کورانه بادارهای خارجی خود را اختیار کرده و احساس شرمندگی و غیرت در وجودشان محسوس و ملموس نیست در ماتمکده افغانستان متاسفانه همچنان قتل و جنایت و وحشت جریان دارد، هیچکسی جوابگو نیست، هیچکسی به غم این ملت مغموم نیست، هیچ کسی از آه دل آن پسرک بی مادر شده و آن دخترک بی پدر شده و آن فامیل بی سرپرست شده نیست، امریکایی ها تا جائيکه دل شان بخواهد و تا هر وقت، شب و روز نشناخته فقط افغان قصابی می کند و با خون شان، جنایت پشت جنایت ثبت تاریخ می کنند؛ ولی هیهات و صد افسوس که گویی ضمیرها مرده، وجدان ها بی احساس و انسان ها از غیرت، شهامت و مردانگی فاصله گرفته و همه چیز طوری عادی جلوه میکند که گویا براستی سرنوشت افغان ها چنین رقم زده شده که باید در خاک خود و در کشور خود اینگونه با بی رحمی تمام، توسط اجبنی و اجنبی پرست سلاخی و قصابی شوند و هیچکسی دم نزند و اگر کسی اعتراض کرد متهم به دشمن خاک و صلح شده و محکوم می گردد.

این روزها متاسفانه در سرزمین افغانستان به گردن قاتل گل می آویزند، به افسر قصاب و جنایتکار مدال افتخار داده می شود و بر جنایت در هر مقیاس که باشد اغماض و چشم پوشی صورت میگرد و بازار قتل و فساد گرم بوده و عیاش و بی بندوبار با پارتی و رشوت هر غلطی که دل اش بخواهد انجام می دهد؛ پس در یک چنین فضایی، مظلوم چگونه احساس آرامش و یا انتظار امنیت و یا آرزوی اجرای عدالت داشته باشد؟

 غلامان غرب چنان بی غیرت شده اند که یا از سر ترس و یاس، و یا از سر قرب و چابلوسی به غرب، در برابر جنایات بی شمار ارباب خود مهر ننگین سکوت بر لب زده و کمترین افشاگری ها را نمی کنند، و گاهی اگر ارباب به ناچار خود به جنایت انجام گرفته اعتراف کند و قتل بی گناهان را بپذیرد، این مزدوران خائن، به جای نکوهش اعمال ضدبشری بادار خود، به توجیه آن پرداخته و با پا گذاشتن بر تمام اصول انسانی، اسلامی و اخلاقی، خود را فقط ملزم به سکوت یا توجیه اعمال ننگین بادار میدانند؛ ولی هرگز در راه وفاداری به ملت و سرزمین خود اندک ترین خدمت ممکن را نمی کنند.

بمباردهای اخیر امریکایی ها در افغانستان بخشی از همان (به اصطلاح) استراتیژی جدید امریکا در افغانستان است استراتیژی که اداره کابل بسیار بی شرمانه  و با خوشی فراوان آن را پذیرفت و به خیر و صلاح ملت و سرزمین افغانستان توصیف کرد؛ چیزی که تا اکنون اینگونه جان بی گناهان را گرفته و سرزمین زیبای افغانستان را به ویرانی و نابودی سوق می دهد؛ اما این افراد (منسوبین اداره اجیر کابل) چنان متعهد به پروژه های استعماراند که تا وقتیکه مصالح عمومی خود و منافع شخصی شان را از سوی امریکا در خطر نمی بینند چنان وانمود می کنند که گویا تمام جنایت های انجام گرفته بالخصوص در این شب و روزها، در کشوری دیگر جز افغانستان رخ داده و یا می دهد و در برابر آنها هیچگونه احساس مسئولیتی  نکرده و واکنشی قاطع نشان نمی دهند؛ گرچه در واقع نه صلاحیت چنین کاری دارند و نه هم جرئت آن را.

به امید روزیکه افغانستان عزیز از اسارت کفار بدر آید!

مربوطه مطالب

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Back to top button