نویسنده: ابن مبارک احمدزی
در سوم حوت 1358 خورشیدی یکی از قیام های خود جوش و جاویدان مردم کابل علیه تجاوز روسها و نظام دست نشاندۀ وقت رخ داد که تا هیچ وقت از ذهن و فکر ملت شریف افغانستان دور نمی شود؛ روزی که مسلمانان با غیرت کابل بخاطر عزت اسلام و حفظ ارزشهای اسلامی و استقلال و آزادی وطن از چنگ متجاوزین شوروی و غلامان حلقه به گوش آنها چون سیل خروشان موج گرفتند و جانانه سینه های شان را سپر حق نموده و در راه اسلام عزیز و استقلال وطن جان های شیرین خود را قربانی کردند.
درسوم حوت 1358 مردم مسلمان شهرکابل علیه تجاوزقشون سرخ به کشورما با سردادن نعره های ملکوتی الله اکبرقیام نمودند، درحالیکه حدودا دوماه ازتجاوزقشون سرخ به کشورما سپری میشد ، مردم ما شب هنگام برفرازبامها رفته وبا فریادهای کفرشکن الله اکبرنفرت وانزجارخویش را دربرابراشغالگران نشان دادند. این حرکت وخیزش مردمی که ازآغازشب شروع شد تا صبح گاهان همه شهررا فراگرفته وهمگانی شد، این حماسه تاریخی وقیام مردمی که نمادی ازیک دلی وتقدس اندیشه های مردمی بود علیه اشغالگران ونوکرانشان درکابل بپاخواست ولرزه براندام کاخ نشینان ارگ وقصرکرملین انداخت، واین تصورواهی را که همه روشن فکران ومردم ازنظام کمونستی حمایت مینمایند را بخاک یکسان ساخت. مردم همه دسته دسته به این قیام پیوستند وضربه سنگینی برنظام الحادی وارد نمودند. نوکران کرملین را وارخطا نموده ودست به سرکوب قیام کنندگان زدند.
یاد این خاطره حماسی دردل تاریخ کشورثبت بوده وهرگزفراموش نخواهد ، روح همه قیام کنندگان وشهداء این رستاخیزمردم شاد باد، وبهشت جاودان نصیب شان باد، که راه را برای پیروزی برطاغوت زمان مهیا ساخت!!و پيام ما به فرعون عصر(آمریکا) این است که از سرزمین مقدس ما دست بردارید! اگر خدای ناخواسته کفر همه افغانستان را فرا بگیرد،هستند کسانی که قربانی دهند!
جوانان سربکف امارت اسلامی از نقش قدم نیاکان دلیر و با شهامت شان متابعت کرده و هر اجنبی و اشفالگر را در کاسه ی سرش آب می دهد،تا باشد برای نسل نسل اش پند و عبرت شود.
آری! قیام سوم حوت 1358 درکابل
قیام سوم حوت مردم بزرگ کابل در برابر ارتش سرخ و نوکر های حلقه بگوش شان ، را گرامی می داریم.
درسه دهه گذشته سوم حوت یکی ازمحدودروزهای تاریخی وحماسی مردم به حساب می آید که با وحدت وهمدلی علیه پدیده تجاوز روس ها درتاریخ این کشور اتفاق افتاد .
محافل فرهنگی وسیاسی ما با نگرش واقعبینانه بدنبال ثبت حوادث تاریخی کشور باشند حوادث دهه اخیر خیلی تلخ ووحشتناک بوده که حماسه های جاودانه مردم مانند قیام سوم حوت را تحت الشعاع قرار دادند .
میدانید؟ آن چه روزی تاریخی بود؟!
دراین روز مردم کابل باانگیزه ناب برعلیه دستگاه حاکم وقوای ارتش سرخ شوروی سابق دست به قیام واعتراض زدند انگیزه های ملی ، میهنی ودینی درتحریک مردم نقش اساسی داشت وهمین باورها مردم را وادشت تا درشرایط خفقان آور حکومت وقت درکابل ، مردم با یک (( تکبیر )) بزرگ ، مشروعیت اینها را زیر سئوال بردند .
قیام سوم حوت 1358 درکابل درشرایط بوقوع پیوست که 20 ماه از کوتای 7 ثور و 57 روز از تجاوز ارتش سرخ درافغانستان می گذشت حاکمیت 7 ثور علاوه براینکه جو اختناق و وحشت را در جامعه بوجود آورده بودند گردانندگان این حکومت هم درآتش اختلاف می سوختند چند دستگی در درون شان کاملا مشهود بود نورمحمد تره کی توسط حفیظ الله امین بقتل رسید ببرک کارمل ، حفیظ الله امین را به سرنوشت تره کی مواجه ساخت .ترس و وحشت غیر قابل وصفی درآن روزها توسط اینها درکابل وسرتاسرکشور بوجود آمده بود مردم را غافلگیر کرده بودند مردم ایکه درگذشته از امنیت نسبی برخوردار بودند حالا دریک وضعیت ترس ، خفقان وناامنی بسر می بردند .این وضعیت وحشتناک شرایط را برای قیام ورهانیدن خود از این وضع خفقان آور آماده کرده بود.
احزاب رقیب حاکمیت هفت ثور درپشاور و….. درحال سازمان دهی خود بودند قیامهای مردمی درهرنقطه کشور روبه گسترش بود تعدادی از مناطق آزاد شده بودند حکومت بی تجربه واسیر ایدئولوژی چپ با مخالفان اندیشه خود بابی رحمی وقساوت برخورد می نمود ترحم درقاموس شان جا نداشت سرمست از باده ایدئولوژی تند وانقلابی شان وگاهی هم با عقده ، نه با رقبایشان که با عامه ای مردم که با آنها نبودند چنین نتیجه میگرفتند که پس دشمن ماست با این دید هزاران نفررا به دیار عدم سپردند که نرم ترین برخورد شان انداختن به زندان بود .
نمونه بارز این بی رحمی ها اعلام لیست هزاران نفر زندانی درزمان حکومت حفیظ الله امین بود که خود اعتراف به قتل آنها نمودند که دراین لیست شخصیت های ملی ، علمی ، مذهبی وسیاسی بودند که تابه امروز حتی جنازه شان معلوم نیست که در کجا دفن شده اند ویا ……… ، جناحین حکومت قتل ها را به گردن یکدیگر می اندازند ولی قدر مسلم آنست که به صورت بی رحمانه به مردم ستم روا داشته شده است.
ازاصل بحث دور نرویم منظورما بحث دررابطه با قیام خونین 3 حوت 1358 کابل می باشد که بااین پرسشها این حادثه را بطور مختصر ارزیابی میکنیم:
آیا این قیام سازمان دهی شده بود ؟
چه کسانی درپشت این حرکت مردمی نقش داشتند؟
قیام سوم حوت چگونه اتفاق افتاده است ؟
بازهم بادید منصفانه اگر به این حادثه پرداخته شود این حرکت مردمی بوده محافل سیاسی نقش کلیدی واساسی نداشتند .بل بعضی تجمعات وتشکل های مخفی دربین مردم وجوانان درحال شکل گیری درآن روزها درهمان جو خفقان کابل بودند که با هیچ محفل سیاسی بیرونی رابطه نداشتند صرف بخاطر حفظ ارزشهای مشخص دربین توده های مردم درتلاش ونظم دادن بودند . انهابودند و مردم.
جریانهای سیاسی وبعضا کهنه کار واحزاب اسلامی که درکشور های همسایه فعالیتهای خودرا شروع کرده بودند دریک تفاهم نسبی باهم رسیده بودند که اینها بیشتر مردم دراعتصاب دعوت میکردند .
روزهای قبل از سوم حوت زمزمه ها اینطوری بود که اعتصاب سرتاسری در کابل صورت بگیرد درهمان روزیکه اعتصاب انجام شد شب اش مردم به پشت بامها رفته فریاد الله اکبر الله اکبر…. سردهند روزهای اول ودوم حوت اعتصاب درشهر کابل انجام گرفت روز دوم حوت شامگاهان مردم به پشت بامهای خود رفتند وندای الله اکبر سردادند مردم به این اکتفا نکردند علی رغم که شب ها درکابل حکومت نظامی بود قیود شب گردی حاکم بود تعدادی زیادی مردم از خانه هایشان بیرون برآمده وشعارهای ضد دولت وضدارتش سرخ شوروی سردادند.
مردم در سراسری شهرکابل بلااستثنی درآن شب تا سحرگاهان با ندای الله اکبر اعتراض های شانرا فریاد زدند.
فردایش (سوم حوت) قیام همه جانبه در تمام نقاط شهرکابل بوقوع پیوست مردم باشعارهای ضد تجاوز، همسبتگی وهماهنگی خود را دراین روز به نمایش گذاشتند که درساعات اولیه این اعتراض مردمی ، حمله شدیدی از طرف نیروهای امنیتی و دولتی بطرف مردم صورت گرفت که ده ها نفر کشته و زخمی شدند بااین وضعیت تعدادی از مردم بالای پوسته های امنیتی ودولتی حمله ور شدند وآنها ییکه بطرف مردم آتش گشوده بودند خلع سلاح شدند که ازآن جمله ماموریت خوشحال خان مینه وچند منطقه دیگر به تصرف مردم درآمدند.
درآن لحظات مردم درصدد جمع اوری اجساد قربانیان وزخمی ها بودند که هلی کپوتر های توب دار روسی فضای شهر را متشنج تر ساخت وشروع به حمله وتیراندازی بالای مردم از ارتفاع پایین نمودند تعدادی زیادی از مردم را به خاک خون آغشته کردند.
تاعصری آن روز تعدادی از جنازه ها در سرکها ، خیابانها وکوچه ها افتاده بود وعده ای از جوانان تلاش میکردند که جنازه ها را جمع اوری نموده درمساجد آورده تا زمینه تدفین شان را فراهم گردد تعدادی از زخمی ها توسط داکتران داوطلب به مداوا پرداخته می شدند.
که این وضعیت تا دو روز بعد از سوم حوت در حواشی شهر کابل ادامه داشت .
هنوز زخمی ها مدوا نشده بودند وتازه تدفین جنازه پایان یافته بود که نیروهای دولت منطقه چنداول ، دشت برچی ، قلعه شاده و………….وچندمنطقه ای دیگر را به محاصره درآورده به بازرسی وتلاشی خانه به خانه ومنزل به منزل پرداختند که تعدادی را دستگیرنمودند .
قیام کابل سرآغاز قیام های اسلامی و ملی علیه تجاوز قشون سرخ شوروی سابق در سرتاسر وطن شد، آن مردم با ایمان، با شهامت و با غیرت فقط بخاطر عزت اسلام و وطن شان قیام نمودند و به دنیا نشان دادند که استکبار ستیزاند و هیچ وقت ذلت زندگی زیر سایۀ اشغالگران را نمی پذیرند
آنانیکه در سوم حوت در کابل و یا 24 حوت در هرات قیام کردند قیام شان نه بخاطر چوکی و ریاست، بلکه بخاطر عزت و استقلال، دین و شریعت بود، آنان اگر چوکی و ریاست می خواستند که به استقبال تجاوزکاران می رفتند و در راه شان آب می پاشیدند و یا در گردن اشغالگران گل می افکندند؛ اما آنان اینکار را نکردند بلکه با عزم آهنین، غیرت افغانگری و از همه مهمتر ایمان قوی شان با سنگ و کلوخ و چوب به سراغ دشمنان شتافتند و در حالیکه دشمنان شان نیز قصد جان، دریدن عفت و به یغما بردن ارزشهای اسلامی، ملی و وطنی شان را داشتند تا سرحد مرگ به جنگ دشمنان رفتند و با دستهای خالی اما ایمان های قوی و راسخ نفرت کفر را فریاد زدند و در راه مقدس و هدف ارزشمند شان جان های شیرین خود را با افتخار فدای دین نمودند. بدون شک که مجاهدین سربکف امارت اسلامی همانا راه مردم کابل و هرات را تعقیب می کنند و کرده اند،نباید به سوی طالبان ار زاویه ی تعصب دید،تفاوت مقاومت طالبان در برابر اشغال صلیبی با مقاومت مجاهدین قبلی در چیست؟ درست است که در صداقت و ایمانداری هردو برابر و برادر اند اما باید بپذیریم که صف امارت اسلامی نظر به شرایط آنزمان به مراتب پاکتر و واحد تر است،اعداد و تربیت نیز یکی از وجایب سیاسی برای استشهادیان اسلام بنام طالبان قرار داده شده است.
وقتی در تاریخ درخشان افغانستان، این افتخارات را مطالعه می کنیم و وقتی ایام سال مصادف با چنین روزهای سرنوشت ساز می شود؛ لزوما در ذهن و فکر ما دلاوری و قهرمانی های نیاکان ما به تکرار گرفته می شوند که آنها چقدر غیرت داشتند و چه مردم باهمت و با شهامتی بودند که لحظۀ ذلت کفر را تحمل کرده نمی توانستند و چشم دیدن دشمنان آب و خاک شان را در وطن عزیزشان نداشتند، و وجدان و غیرت آنها ذلت زندگی در پهلوی دشمنان را قبول کرده نمی توانست، بدون شک از یک طرف به چنین نیاکان با غیرتی افتخار می کنیم اما در عین حال به حال خودمان افسوس می خوریم که ما را چه شده است که اینگونه نسبت به اشغالگری و تجاوز دشمنان وقت و دستگاه حکومت اجیر و فاسد آنها بی تفاوت هستیم و حاضر نمی شویم در جهاد مقدس علیه اشغالگران زمان سهم بگیریم آنگونه که پدران با غیرت ما علیه متجاوزین زمان خود سهم گرفتند! طالبان در عصر حاضر مردمانی اند که سیرت پدران دلیر و با شهامت خویش را به درستی مطالعه فرمده اند و تا ریختن آخرین قطرات خون شان از اهداف علیای جهادی خود به عقب نمی روند،شما می بینید که جوانان صف صف می ایستند و باروت را بر سینه های نازک خویش می بندند و بر سر خویش به خاطر کسب رضایت الله تعالی معامله ی خیر می کنند.
پایان.


















