ليکنه : مفتي فضل هادي
دلايل برای حجت بودن اجماع
الله تعالی می فرماید .
1 :وَمَنْ يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا. (۱)
وهر که با پیامبر ه مخالفت کند بعد از آن که برای او راه راست روشن شده است وراه غیر مسلمانان را پیروی کند او را به همان راه که برگزیده است واه می گذاریم وبه دوزخ اش می اندازیم وچه بد مرجع است دوزخ .
در این آیه مبارکه خداوند متعال می فرماید . وقتیکه دلایل هدایت ورشد واضح شده است . وبعد از آن باز هم یک نفر مخالفت پامبر ه ومخالفت مسلمانها می کند وراه را اختیار می کند که مخالف می باشد از تمام مسلمانها . پس الله تعالی می فرماید که جای او جهنم است . ببینید الله تعالی وعید که داخل شدن به اتش جهنم است در باره آن مردم نازل کرده که مخالفت رسول صَلَّى ه می کند و به راه غیر مومنین میروند . و همین وعید دلالت بر این می کند که هم مشاقة الرسول حرام است وهم مخالف مومنین . پس معلوم شد که اتباع راه مومنین واجب است مثل که اتباع رسول ه واجب است . ومعنی اتباع راه مومنین این است که اگرمسلمانها در یک قضیه اجماع بکند آن را باید ما بپزیریم وبه آن حجت بگیریم . بصورت دیگر ما مستحق اتش جهنم می شویم . بهمین خاطر اما شافعی (رح) می فرماید .
فَإِذَا أَجْمَعَ الْمُسْلِمُونَ عَلَى حُكْمٍ فِي قَضِيَّةٍ فَمَنْ خَالَفَهُمْ فَقَدْ شَاقَّهُمْ وَاتَّبَعَ غَيْرَ سَبِيلِهِمْ وَتَعَرَّضَ لِلْوَعِيدِ الْمَذْكُورِ فِي سِيَاقِ الْخِطَابِ .(۲)
هنگامیکه مسلمانها به یک حکم دریک قضیه جمع شوند پس کسیکه مخالفت آنها را کرد به این معنی است که او مخالفت رسول ه کرده است وراه غیر مومنین را پیروی کرده است . وخود را برای همین وعید مذکور پیش کرده است .
۲:وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا. (ال عمران الايه ۱۰۳ )
یعنی و همه یکجا با رسن الله (ج) چنگ زنید . وپراگنده نه شوید .
از این ایه چنین استدلال می شود که الله تبارک وتعالی نهی کرده ازپراگندکی و تفریق . وهمین تفریق به معنی خلاف اجماع است . یعنی الله تعالی می فرماید که خلاف اجماع امت نکنید . پس معلوم میشود که اجماع واجب الاتباع است . وهر آن چیزیکه واجب الاتباع می باشد لازم میشود که ان را بپزیرم وقبول بکنیم واین در آن وقت میشودکه آن را حجت شرعی بگیریم .
[۱] : النساء الايه ۱۱۵ .
[۲] : حاشيه عطار جز 4 ص 432


















