سه شنبه, اپریل 21, 2026
کابل ټکی کام
Advertisement
  • کور پاڼه
  • خبرونه
    • راپور تاژ
    • افغانستان
    • نړۍ
    • لوبه
  • سرمقاله
  • تبصرې
  • اسلام
  • مقالې
  • ټولنه او اجتماع
  • ادب
  • روغتيا
  • په زړه پورې معلومات
  • اړيکه
No Result
View All Result
  • کور پاڼه
  • خبرونه
    • راپور تاژ
    • افغانستان
    • نړۍ
    • لوبه
  • سرمقاله
  • تبصرې
  • اسلام
  • مقالې
  • ټولنه او اجتماع
  • ادب
  • روغتيا
  • په زړه پورې معلومات
  • اړيکه
No Result
View All Result
کابل ټکی کام
No Result
View All Result
Home مقالې

خاطره ای از عید – بخش دوم

عبد الهادي همت نشرونکی: عبد الهادي همت
جون 29, 2017
کټګوریانې: مقالې
0
7
ځلې شریک شوی
90
کتونکي
Share on FacebookShare on Twitter

بسم الله الرحمن الرحیم

نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر، هالند

زمان و محل واقعه : سرطان 1361 هجری شمسی، زندان پلچرخی

بخش دوم:

این تصور در ذهن خطور نمی کرد که در ماه رمضان قلت چای نیز دامنگیر زندانیان خواهد گردید، هر چند در روز های عادی نیز چنان نبود تا زندانیان بتوانند در طول روز برایشان چای آماده سازند. هر اطاق از خود «چایدار باشی» داشت که از طرف زندانیان انتخاب میشد.

«چایدار باشی» که خود نیز از جمله زندانیان بود، عموماً افرادی را شامل می گشت که از ولایات دور افتاده و بدون پایواز می بودند که هفته وار از طرف دیگران کمک مالی می شدند. هر ده نفر در بیست وچهار ساعت دوبار یک آفتابه آب جوش استحقاق داشتند و آن هم در روز های که برق می بود. اما حالا که ماه رمضان است و همه می خواهند پیش از افطار و یا سحر آبجوش داشته باشند، مشکلی بود که قبلاً کسی تصورش را  نمی کرد.

دا هم ولولئ

برتانوي او فرانسوي سرتېرو څنګه د ورزش اپلیکېشنونو له لارې د خپلو پوځي اډو معلومات افشا کړل؟!

پاکستان ولې د ایران او امریکا د جګړې پر مهال پر افغانستان بریدونه وکړل؟

د ایران پر وړاندې د امریکا ماته د ټول اُمت بریا!

پس همچو وضع را چگونه میتوان حدس زد؟

آیا زندانیان به جان هم خواهند افتیدند و آرزوی دیرینه «اعمال خاد» را برآورده خواهند ساختند، و یا اینکه از کمی غذا، شبها و روز ها را در تشنج واعصاب خرابی سپری خواهند نمودند؟

زندانبانان که وضع را به دقت زیر نظر داشتند، هردو حالت در رفع غرایز ظلم شان مؤثر می افتاد، اما آنچه که اراده الهی رفته باشد، چنان خواهد شد که کسی را مجال جلوگیری از آن نخواهد بود. برعکس آنچه را که دشمنان در انتظارش بودند، در همان روز های اول ماه مبارک، حس وحدت و یکپارچه گی، بر مبنای «اخوت اسلامی» به اوج اش بالا گرفت.  روحیه ایمانداران، قویتر و صبر و استقامت شان نیز بالا گرفت. فضای پُر از محبت و یکپارچگی، دَر و دیوار زندان را فرا گرفته بود. در چنین فضایی مرا نیز حالتی پدیدار گشت که هر لحظه با آن جان تازه می گرفتم و همۀ خوشبختی های جهان را در آن چهاردیواری کوچک احساس می کردم.

تاهنوز سه شب از شبهای رمضان نگذشته بود که ناگهان قوماندان بلاک سوم با چندی تن از محافظین اش داخل قفسچه ما شدند. از وضعیت چنان پیدا بود که دارای کدام پیامی باشد، اما کسی به آنها اعتنای نکرد. به رسم همیشگی محافظین اش توجه همه را به آن سو جلب داشت، و قوماندان نیمه باسواد همچو اسلاف اش با لحن آرام (خارج از رسم همیشه گی) شروع به سخنرانی کرد.

«شما که به دولت انقلابی تهمت می کنین که ضد اسلام اس در حالی که ما از شما کرده به آن زیادتر احترام داریم. دولت به خاطر احترام به رمضان می خواهد در غذای تان تغییر بیاره. حالی انتخاب به دست شماست که می خواهید در سحری قروانه داشته باشید و یا بجایش یک توته روت سیلو؟»

زندانیان بدون مشوره و مکس، با یک صدا فریاد سر دادند که «روت سیلو»!

بلی!  روت سیلو!

شبها پیهم می گذشت و خبری از «روت سیلو» نبود.

همه از یکدیگر می پرسیدند که شاید فراموش کرده باشند؟

یکی می گفت هرگز:

اگر قوماندان فراموش اش شده باشد پس «کندک محافظوی اش» که وی را همراهی می کردند چطور؟

دیگری می گفت:

خوب اگر واقعاً همه به یکباره گی فراموش کار شده باشند، پس چرا وضع قروانه بدتر از گذشته شده است؟

از یک سو خبری از «روت سیلو» نیست، و از جانب دیگر وضع قروانه چنان بد شده بود که حتی علاقمندانش نیز آنرا ترک گفته و اصلاً کسی حاضر  به دریافت آن نبود.

اما فضای پُر برکت رمضان، این مانور «خادیستها» را بی اثر ساخته، و آنچه که زندانیان روی آن تبصره می کردند، صرف در سطح خوش طبعی و طنز بود.

در چنین حال و احوال، احساس عجیب، و آرامش کلی به من دست داده بود که کمتر در زندگی سراغش را داشتم.

احساسی که نمی توان به ساده گی آنرا بیان داشت، و یا به روی صفحات کاغذ درآورد. اما آنچه را که تا لحظات پایانی عمر با خود همراه خواهم داشت، خاطراتی آرامبخش و پُر ازشادی وطراوت آن می باشد.

لحظاتی که، لذت و کیفیت عبادت را به فرد می چشاند، و آنرا به اوجش بالا میبرد.

بلی! چنین لحظات را کمتر در حیات خویش سراغ داشتم که غبطه اش گاه و بیگاه، معامله آزادی بر حسارت را به سرم می پروراند، که شاید کمتر کسی را چنین آرزوی در فکر بگنجد، آن هم در زندان های کمونیستها.

اما دربدل بدست آوردن عشق معبود و احساس وی در زمان حضور در نماز ها؛ چیزیست خارج از محدوده های مادی!

در چنین ایام که ضوابط، پیوند ها را باهم سخت گره میزد، و معنی دراعماق وجود ریشه میدواند، آهسته آهسته دوباره جان می گرفتم و زخم هایم دوباره التیام می یافت. پس از سحر، عادت به تلاوت قرآن پاک داشتم و سعی می داشتم تا از طریق ترجمه، به مفاهیم آن عمیق تر گردم. خود را دربین آن مفاهیم احساس می کردم و چنان حالتی برایم دست میداد که گوئی مخاطب کلام پروردگارم قرار دارم. موی های بدنم راست می شد و از چشمانم اشک جاری می گشت. در نماز ها چنان پیوندی با معبود برقرار می گشت که گاه گاهی سلسله و تعداد رکعت ها را نیز از یادم می برد.

آهسته آهسته اندیشه هایم که در دوران مبارزه صرف بر مبنای تئوری و عقل بنا یافته بود شکل تازه یی را به خود میگرفت و با آنچه فراتر از محدوده های عقلانی بود آراسته می گشت.

بلی! چیزی که در گذشته ها به قلت آن مواجه بودم و حتی بجاست که اعتراف نمایم که در شناخت آن عاجز مانده بودم.

بدون شک هر آنچه که از محبت آغاز و به عشق پیوند خورد، در محدوده های مادی نمی توان آنرا ترسیم کرد. به روی صفحه درآوردن آنچه را که در عمق باور های معنوی جوش خورده باشد، برای فردی همچو من که از دانش کمتر ادبی برخوردار باشد، کاری ساده ای نخواهد بود. مگر بازهم همین عشق است که باعث شکل گیری جملات بروی صفحات کاغذ می گردد.

عموماً بعد از نماز صبح به تسبیح و ذکر معبود، با کلماتی که از قرآن پاک سرچشمه می یافت می پرداختم. معانی  آن چنان مرا با خود مشغول می ساخت که ماحول ام را فراموش می کردم. اینکه چقدر به درازا می کشید و چه مدت زمانی را دربر می گرفت نمی دانستم اما آنقدر بخاطر دارم که فضای اطاق ما آرام و همه در خواب می بودند. من هم در لحظات پایانی تسبیح ناخواسته به جمع دیگران می پیوستم.

خواب عمیق و طولانی با رویا هائی که مرا از نیستی به هستی می کشانید.

رویا هائی که برایم غذایی بود که روز ها مرا با خود مصروف و سرحال نگه می داشت. به درد هایم مرحم میگذاشت و به دل تنگی هایم نشاط و صبر به ارمغان می آورد، عقیده ام را راسخ و گام هایم را استوارتر می گردانید. آنچه را از فضای آزاد از دست داده بودم به شکل نهایت عالی آن (خارج از آنچه در طبیعت پیداست) بدست می آوردم. رویا هائی که تصور می کردم ساعت ها در آن غرق بوده باشم، زیرا بازگو کننده واقعات متعدد و طولانی می بود اما…

اما زمانی که از خواب بیدار می شدم وجودم را سرد و پُر از عرق می یافتم. با خود می گفتم دیگران چرا تاهنوز در خواب هستند؟ به عجله به ساعت نگاه می انداختم با تعجب می یافتم که هنوز ربع از ساعت نگذشته است. با عشق فراوان و  جذبه خاص، اشک از چشمان ام سرازیر می گشت و به پاس شکرگذاری، سر سجده به بارگاه ایزدم فرو می بردم.

روز ها و شبها پیهم به همین منوال در گذر بود تا آنکه شب عید فرا رسید.

زندانیان در هر گوشه ی از اطاق با خویشتن مصروف بودند و  از وضع چنان پیدا بود که آماده گی فردا را می گیرند. یکی از درون بکس درحال بیرون آوردن لباس های پاک اش، دیگری مصروف آرایش سر و صورت اش، دیگری در انتظار یک آفتابه آب گرم از برای غسل بدنش و…  تا آنکه صبح دمید.

بعد از نماز صبح همه مصروف پوشیدن رخت های نو و یا پاک شان شدند. از اینکه اسیران را تکلیف بر ادای نماز عید نیست، همه برآن شدند تا بجای آن، ختم قرآن پاک نمایند. جوان رشید با قد بلند که محصل پوهنحُی شرعیات بود و همه او را قاضی صاحب خطاب می کرد با آواز رسا یش سپاره آخر قرآن شریف را با جهر قرائت و تفسیر نمود و در پایان با چنان درد و سوزی دعائیه را خواند که کمتر فردی را بدون اشک گذاشت.

درد دوری فامیل، درد سلب آزادی، درد شکنجه و آزار، درد توهین و دشنام، درد اشغال وطن، درد بی عدالتی، درد دردها و همه و همه … محور سرازیر شدن اشک ها را تشکیل می داد. همه یک دیگر خویش را به آغوش می کشیدند و عید را تبریکی می دادند. این تبریکی توأم با سرازیر شدن اشکها شکل می یافت و از اینکه دردها، همگانی و مشترک بودند، ضرورت به پرسش نمی رفت.

هنوز بار غم؛ با سرازیر شدن اشکها، سبک نشده بود که باز هم چهره قوماندان بلاک سوم با جمع از محافظین اش در بین پنجره ما نمایان گشت. زندانیان با حفظ وقار و حیثیت و شهامت شان، زود اشکها را از دیده گان شان دور ساخته و بر جا هایشان نشستند. قوماندان با «پُر رویی تمام» خواست تا برای زندانیان فرا رسیدن عید را تبریکی دهد. من که تازه نفس در جان ام دمیده بود و آهسته آهسته ماحول ام را شناسایی کرده می توانستم از جا برخواسته و گفتم:

قوماندان صاحب از شما سوالی دارم!

قوماندان گفت: بگو!

می خواهم بدانم تا در زبان روسی «روت سیلو» چی معنی میدهد؟

قوماندان کم حافظه به تعجب گفت: منظورت چیست؟

گفتم منظورم این است که فکر می کنم آن «روت سیلوی» که شما در آغاز ماه مبارک رمضان وعده اش را داده بودید در زبان روسی، «قروانه» معنی بدهد؟

صدای غرش خنده، بر فضای زندان طنین افگند و زندانیان بطور غیر ارادی، جوشی از خنده ها را سر دادند. خنده پی خنده تا آنکه قوماندان در حالی که محافظین اش نیز تبسم بر لب داشتند با چهره سرخ شده، غضب آلود و با نگاه های انتقام جویانه اش بر من خیره شده و پنجره را ترک نمود.

دیدن چهره های پُر ازنشاط و لبان با تبسم زندانیان در آغاز روز اول عید، باری از غم و اندوه ام را دور ساخت.

هنوز چند ساعتی از صبح نگذشته بود که پنچره ما باز گردید تا زندانیان بتوانند به بیرون روند. قرار معمول نوبت آفتاب گیری (تا زندانیان بتوانند از نور آفتاب استفاده نمایند)  پنجره ما بعد از ظهر به مدت یک ساعت جدول بندی شده بود اما امروز شاید بخاطر عید چند ساعت بیشتر برای ما سخاوت کرده باشند؟

زندانیان یکی پی دیگری، پنجره را ترک می گفتند و به حویلی مثلث مانند که توسط بلاک های عمودی و افقی احاطه گردیده بود می رفتند. من هم از موقع استفاده کرده رویکش و رویجائی  هایم را برداشته و پنجره را ترک گفتم. هنوز از دهلیز نگذشته بودم که عسکر مؤظف بسویم آمده و فریاد زد! چه بدست داری؟

گفتم روی جائی ها را آفتاب میدهم.

عسکر گفت: اجازه نیست و دوباره آنرا برگردان!

روی جائی ها را دوباره به پنچره بردم که درین مدت، تمامی زندانیان پنجره را تخلیه کرده بودند. زمانی که دوباره می خواستم تا در صحن حویلی برگردم دوباره آن عسکر را در دهلیز در برابرم یافتم و بمن گفت:

«حالا بیا که قوماندان صاحب ترا کار دارد!»

با طی چند دهلیز فهمیدم که به سمت قوماندانی نی، بلکه جای دیگری انتظارم را می کشد. همان بود که مرا داخل اطاق استنطاق ساخته و دَر را به عقب ام بست.

بخش سوم:

 

…(ادامه ی آخرین بخش این داستان واقعی را در همین روز های نزدیک منتظر بمانید)

مخکینې مطلب

امریکا په افغانستان کې جګړه خپله کوي خو سوله، له چینه غواړي

بل مطلب

هند: زرګونه کسانو لاريون وکړ

ځانګړي مطالب

مقالې

برتانوي او فرانسوي سرتېرو څنګه د ورزش اپلیکېشنونو له لارې د خپلو پوځي اډو معلومات افشا کړل؟!

نشرونکی: احسان تکل
اپریل 14, 2026
مقالې

پاکستان ولې د ایران او امریکا د جګړې پر مهال پر افغانستان بریدونه وکړل؟

نشرونکی: ح جلال
اپریل 13, 2026
مقالې

د ایران پر وړاندې د امریکا ماته د ټول اُمت بریا!

نشرونکی: احسان تکل
اپریل 8, 2026
مقالې

د افغانستان پر ملکي خلکو بریدونه: د عدالت، قانون او انسانیت وروستۍ ازموینه

نشرونکی: ح جلال
اپریل 6, 2026
مقالې

ایران په روانه جګړه کې د مهمو او ستراتیژیکو اهدافو د برید لپاره دوه کومې ځانګړې بې‌پیلوټه الوتکې کاروي؟ 

نشرونکی: ح جلال
اپریل 1, 2026

ځواب دلته پرېږدئ ځواب لرې کړه

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

وروستي

افغان حکومت له بلاروسه د ډیزلو او پټرولو د پېرلو پر سر خبرې کړي

نشرونکی: احسان تکل
اپریل 21, 2026
0

د ایران-امریکا مذاکرات: واشنګټن د هرمز تنګی د محاصرې په پای ته رسولو غور کوي

نشرونکی: احسان تکل
اپریل 21, 2026
0

د امریکا-ایران مذاکرات؛ واشنګټن مرکچي پلاوی اسلام آباد ته لېږي خو تهران لا د ګډون پرېکړه نه ده کړې

نشرونکی: احسان تکل
اپریل 21, 2026
0

د افغانستان، ازبکستان او قرغیزستان ترمنځ د ګډ کاري ګروپ جوړولو او سوداګرۍ او ټرانزیټ د اسانتیاوو پر رامنځته کولو هوکړه شوې

نشرونکی: ح جلال
اپریل 21, 2026
0

بغلان کې د ۳۹ زره ډالرو په ارزښت د اوبو يوه شبکه ګټې اخیستنې ته وسپارل شوه او غزني کې د ۲۲ میلیونه افغانیو درې نورې شبکې پيل شوې

نشرونکی: ح جلال
اپریل 21, 2026
0

اروپايي ټولنه د افغانستان حکومت استازو ته بروکسیل ته د سفر بلنه ورکوي

نشرونکی: ح جلال
اپریل 21, 2026
0

تخار کې د ۵۴۳ میلیونه افغانیو په لګښت د سپین زر سوداګریز مرکز جوړېدو چارې پیل شوې

نشرونکی: ح جلال
اپریل 21, 2026
0

ټرمپ ایران ته خبرداری ورکړی که خبرو ته حاضر نه‌شي له سختو پایلو سره به مخ شي

نشرونکی: ح جلال
اپریل 21, 2026
0

ایران پر توسکا بېړۍ د امریکا برید غندلی او د عملې د خوشې کېدو غوښتنه کړې

نشرونکی: ح جلال
اپریل 21, 2026
0

ملګري ملتونه: اروپايي ټولنه دې له اسرائیلو سره د سیاسي او سوداګریز شراکت تړون وځنډوي

نشرونکی: ح جلال
اپریل 21, 2026
0

ډیر کتل شوي

  • ټرمپ ایران ته خبرداری ورکړی که خبرو ته حاضر نه‌شي له سختو پایلو سره به مخ شي

    8 شریک شوي
    شریکول 3 Tweet 2
  • ایران پر توسکا بېړۍ د امریکا برید غندلی او د عملې د خوشې کېدو غوښتنه کړې

    7 شریک شوي
    شریکول 3 Tweet 2
  • د ایران ستر مذهبي رهبر: سمندري ځواک چمتو دی د دښمن کلابندي ماته کړي

    7 شریک شوي
    شریکول 3 Tweet 2
  • اروپايي ټولنه د افغانستان حکومت استازو ته بروکسیل ته د سفر بلنه ورکوي

    7 شریک شوي
    شریکول 3 Tweet 2
  • د ایران-امریکا مذاکرات: واشنګټن د هرمز تنګی د محاصرې په پای ته رسولو غور کوي

    7 شریک شوي
    شریکول 3 Tweet 2
کابل ټکی کام

کابل ټکی کام په اړه

کابل ټکی کام یوه ازاده او خپلواکه وېبپاڼه ده
په کابل ټکی کام کې نشر شوي لیکنې او تبصرې یوازي د لیکوالو نظر څرګندوي، زموږ د ویبپاڼې توافق ورسره شرط نه دی .
-----------------------------------
Kabull.com is an independent news
website in Afghanistan

Commentaries and articles published here, represent the views of their authors solely. They do not reflect the editorial policy of the website

زموږ بريښنالیک ادرس
kabullnews@gmail.com

ورځې وجــــــــــــيزه

هیڅوک به له تاسې څخه جنت ته داخل نشي، څو چې د کامل ایمان خاوندان نه شۍ کیدای شي څو چې په خپل منځ کې مینه او ورورولي ټینګه نه کړی. (رسول اکرم صلی الله علیه وسلم)

نشرونکی: محب الله عاطف
دسمبر 16, 2019

تازه خپاره شوي مطالب

افغان حکومت له بلاروسه د ډیزلو او پټرولو د پېرلو پر سر خبرې کړي

د ایران-امریکا مذاکرات: واشنګټن د هرمز تنګی د محاصرې په پای ته رسولو غور کوي

د امریکا-ایران مذاکرات؛ واشنګټن مرکچي پلاوی اسلام آباد ته لېږي خو تهران لا د ګډون پرېکړه نه ده کړې

د افغانستان، ازبکستان او قرغیزستان ترمنځ د ګډ کاري ګروپ جوړولو او سوداګرۍ او ټرانزیټ د اسانتیاوو پر رامنځته کولو هوکړه شوې

بغلان کې د ۳۹ زره ډالرو په ارزښت د اوبو يوه شبکه ګټې اخیستنې ته وسپارل شوه او غزني کې د ۲۲ میلیونه افغانیو درې نورې شبکې پيل شوې

اروپايي ټولنه د افغانستان حکومت استازو ته بروکسیل ته د سفر بلنه ورکوي

تخار کې د ۵۴۳ میلیونه افغانیو په لګښت د سپین زر سوداګریز مرکز جوړېدو چارې پیل شوې

ټرمپ ایران ته خبرداری ورکړی که خبرو ته حاضر نه‌شي له سختو پایلو سره به مخ شي

ایران پر توسکا بېړۍ د امریکا برید غندلی او د عملې د خوشې کېدو غوښتنه کړې

© کابل ټکی کام 2019, د کاپي حقوق محفوظ دی | Kabull.com

No Result
View All Result
  • کور پاڼه
  • خبرونه
    • راپور تاژ
    • افغانستان
    • نړۍ
    • لوبه
  • سرمقاله
  • تبصرې
  • اسلام
  • مقالې
  • ټولنه او اجتماع
  • ادب
  • روغتيا
  • په زړه پورې معلومات
  • اړيکه

© کابل ټکی کام 2019, د کاپي حقوق محفوظ دی | Kabull.com