تشكيل جامعه مسيحيان افغانستان و ساختن كليسا در اين سرزمين اسلامي

څارنوال حشمت عبیدي
ازينكه كشور عزيز ما افغانستان صد فيصد كشور اسلامي وسرزمين ايمان واسلام وتوحيد است دعواي تشكيل جامعه مسيحيان افغانستان و ساختن كليسا در اين سرزمين اسلامي قطعا ومطلقا جايز نيست كسانيكه اين نوع مطالبه بي ديني وشركي را ميكند بايد از طرف څارنوالی وستره محكمه بجرم مرتد شدن تحت پیگرد قانونی ومحاكمه قرار گيرند زيرا اين نوع خواست مغايرت صريح با قانون اسلامي كشور دارد.
فقهاي اسلام اتفاق دارند كه ساختن كليسا در سرزمين اسلامي مسلمانان مثل افغانستان جايز نيست، زيرا كليسا عبادتگاه شركي است كه به الله متعال شرك مياورند وبه الله متعال زن وفرزند را منسوب ميسازند – تعالى الله عن ذلك – فقيه مفتخر امت اسلامي شيخ الاسلام ابن تيميه رحمه الله نوشته است:
” كسيكه اعتقاد داشته باشد كه كليسا خانه الله است، والله دران عبادت ميشود، وپيروان اديان شركي يهوديت ونصرانيت عبادتي را كه انجام ميدهند درست وصحيح و طاعت الله ورسولش است والله عبادت آنها را دوست دارد واز آنها راضي است، نيز آنها را در ساختن كليسا وباز كردن آن وعبادت در آن همكاري ميكند وآنرا عبادت وطاعت الله ميداند كافر ميشود”.
در سرزمينهاي اسلامي مثل افغانستان غير از دين مبين اسلام هيچ ديني قابل قبول نيست، الله متعال فرموده است:
{وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ} [آل عمران: 85]، هركسي كه غير از دين مبين اسلام ديني را بخواهد ومعتقد به حق بودنش باشد عبادتش قبول نمي شود ودر آخرت از اهل آتش دوزخ وزيان كاران است.
نيز فرموده است:
{إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ} [آل عمران: 19]. تنها دين بر حق نزد الله متعال اسلام است وسائر اديان سابقه منسوخ شده است وقابل قبول نيست.
همچنان فرموده است:
{هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ} [التوبة: 33]. او تعالى پيامبر خود محمد صلى الله عليه وسلم را همراه با هدايت ونيكي ونور وروشني ودين حق كه همانان اسلام عزيز است فرستاد تا اينكه همه اديان سابقه را باطل اعلان كند واقامه حجت نمايد واحكام وشريعت اسلامي را اظهار وظاهر ونمايان نمايد ولو كه مشركين ناراض باشند.
حتى در دايكندي وباميان اجازه كليسا ساختن را نمي دهيم.
جمهور فقهاي امت ومذاهب فقهي چهارگانه اتفاق دارند كه جزاي مرتدي كه دين مبين اسلام را ترک كرده باشد ويقينا بدون شک وتردد اقرار وعقيده وباور داشته باشد كه اين دين را ترک كرده در گفتار، كردار ونوشته هاي خود واگر توبه نكند جزايش قتل وكشتن است زيرا كه به يک عضو فاسد ومفسد جامعه مبدل گردیده وبايد كه محو ونابود شود تا همه جامعه به فساد کشانیده نشود. زیرا عضو گنده وفاسد علاجش قطع كردن وانداختن است.
در حديث صحيح متفق عليه رسول الله صلى الله عليه وسلم فرموده است:
“لا يحل دم امرئ مسلم إلا بإحدى ثلاث: الثيب الزاني، والنفس بالنفس، والتارك لدينه المفارق للجماعة”
كشتن وريختاندن خون مسلمان جايز نيست مگر در سه حالت: زنا كار متأهل، قصاص در مقابل قتل، وكسي كه دين خود را ترک كرده وجماعت مسلمانان را رها نموده كه عبارت از مرتد است.
ودر حديث صحيح دومي كه متفق عليه است نیر فرموده است:
” من بدل دينه فاقتلوه”
كسي كه دين خود را بدل كند ومرتد شود او را به قتل برسانيد.
البته بايد مدت سه روز وقت داده شود تا اينكه اگر توبه كند ودر صورتیکه توبه کند قتل نمي شود.
واگر مرتد شدنش در نتيجه جهالت وناداني وشك وشبهه باشد در اين حالت نيز قتل نمي شود بلكه توسط علماي ديني ودعوتگران فهمانده ميشود وشك وشبهه اي كه نزدش خلق شده دور وازاله ميگردد زيرا جهالت وناداني نيز عذر است در شريعت.. در صورتيكه شبهات وموانع وجود داشته باشد حد شرعي تطبيق وجاري نمي شود وقاعده شرعي است كه :
” الحدود تدرأ بالشبهات”
در صورتيكه شك وشبهات وجود داشته باشد ومحاكمه تقاضاي شرعي وقانوني خود را تكميل نكرده باشد حد جاي وتطبيق نمي شود.



