نوشته مهدی از کندز
بنده طی یک مقاله ای تحت عنوان (طالبان سلاح را از کجا میکنند) بیان داشته بودم که حکومت دوسره فعلی از رئیس بزرگ گرفته، تا قومندان کوچک در دزدی و چپاول هر نوع دارایی بزرگ و کوچک، چه از مردم و یا از حکومت ملوث اند. از لقمه نان عساکر گرفته الی مرمی های خورد و بزرگ، و از پطرول موتر گرفته الی آب اکوافینایی امریکایی، که برای عساکر امریکایی و افغان از امریکا می آید میدزدند و بفروش میرسانند .
درین جا بیشتر به این موضوع نمیپردازم ومروری میکنم به سیاسات امریکایی ها و غافل شدن افغانهای مان از جمله آنانی که تحت اسامی مختلف اردو، پولیس، اربکی، خیزش مردمی، سنگوریان، داعش ساخت امریکایی و … در خدمت تحقق بخشیدن آرمانهای امریکا قرار گرفتند؟
اول امریکایی ها:
۱: امریکایان شما تقریباً ۱۷ سال است که در افغانستان جنگ میکنید و سرمایه عظیم تانرا درین جنگ بخرچ دا ده اید. افغان ها را بگونه های مختلف بخاک و خون کشانیده اید و میان مردم بی باوری و تفرقه ایجاد کرده اید، رهبران اقوام مختلف را بنام انتحار و انفجار بگونه های مرموزی از بین برده اید، تا آتش جنگ را تازه نگهدارید. و مقاصدی که در سر میپرورانید آن هارا تحقق بخشید برای کامیابی این مقاصد چه نبود که نکردید. در ابتدا بزرگان قومی و قومندانان را بگونه های مختلف بقتل رسانیدید، تا تعداد را جانب خود سوق دهید و از احساسات ایشان استفاده کنید که کردید. و استراتیژی های بی شماری را ردوبدل نمودید تا نگذارید طالبان پیشروی و بالادستی داشته باشند.
در این مدت سه استراتیژی مهم شمایان در کوشش تخفیف شدت مقاومت و بیشتر ساختن نیروی کافی برای حکومت دو سره قرار ذیل بود.
۱- ساختن اربکی ها
۲- جلوگیری از ایجاد پروژه های بزرگ
۳- ایجاد اربکی های داعش
۱: ساختن اربکیها برای جلوگیری از پیشروی طالبان بزور دالر و دست باز گذاشتن اربکی ها برای باجگیری، دزدی ، اختطاف و قتل تا به اربکی بودن راضی باشند و از اخذ درآمدی که برای ایشان می آمد به این عمل خود برقرار بمانند که بلافاصله ظلم و ستم اربکی ها نتنها مردم را از حکومت متنفر کرد، بلکه مردم را مجبور کرد جانب حق بروند سلاح بردارند و بر باطل بتازند. و امروز تعداد از جنرالان امریکایی ازین استراتیژی ناکام خویش پشیمانند و کوشش دارند اندک اندک این اجیران را در گذینه سوم که رونق دادن داعش است سوق دهند .
۲: جلوگیری از ایجاد پروژه های اقتصادی بزرگ و کوچک تا جوانان نتوانند کار و روزگار بی آبند و بلاخره از روی مجبوریت به اردوی ملی، پولیس و اربکی ها بپیوندند. این سیاست امریکایان تاحد کامیاب بود و بیشترین جوانان را مجبور ساختند تا به این نیروها برای کسپ لقمه نانی رجوع کنند. اما حملات مرگبار طالبان بگونه های مختلف همچو تحاجم استشهادیان، حمله نفوذی ها و بخصوص شناخت عساکر در شاهراه ها بواسطه سیستم بایمتریک جوانان را مجبور کرد تا در جستجوی کارهای شاقه ویا به هزاران جوان مهاجر در پاکستان و ایران بپیوندند.
این امر سبب کاهش سوق عساکر و عسکر گیری و درد سر برای حکومت و بادران گردید بود، که ناگهان در واکنش غرق شدن طفل سوری در آبهای اروپا و نشر تصویر آن کودک در رسانها و سایتهای اجتماعی درهای اروپا بروی مهاجرین سوری باز گردید و جوانان افغان هم ازین وضیعت استفاده کرده از طریق ایران بسوی ترکیه یونان و بلاخره کشورهای مورد نظر ایشان جانب اروپا شتابیدند.
اینجا بود که به این عساکر تشنه ای روزگار چانسی برای کار، زندگی بهتر و نجات از خطر مرگ پیدا شد و نتنها هزاران عسکر اردو پولیس و اربکی ترک وظیفه کردند بسوی اروپا شتابیدند از جمله سرباز مشهور به (تق چپه کو) بلکه آن عده از جوانانیکه روزانه در مراکز جلب و سوق به اردو می آمدند آنان هم راه اروپا گرفتند.
اینجا بود که اندک اندک اخبار کمبود نیرو از رسانه های خارجی و داخلی و تحلیگران خارجی و داخلی بگوش میرسید.
و امریکایان به کمک حکومت دوسره سیاست را به پیش گرفتند که میتوانست جوانان را دو باره مجبور سازند تا این کمبود رفع گردد و در پهلوی متقاعد ساختن کشورهای اروپایی برای باز گشت این جوانان سیاست نهایت خطرناک و ماهرانه دیگری را زیر دست گرفتند که آن بود آوردن مهاجرین از پاکستان و ایران که ده ها هزار جوان در میان آنها برای عسکر گیری موجود بود.
ایرانیان را به کمک اتحاد شمال توانستند راضی سازند که بر مهاجرین ظلم نمایند تا خود ترک ایران کنند و به افغانستان باز گردند که در آن روزها اخبار و تصاویر بی شماری از ضرب شتم مهاجرین ، زندانی ساختن جوانان در تشناب ها رد مرز کردن از جانب سپاه پاسداران ایران و ده ها مطالب دیگر به نشر سپرده میشد که تعداد از مهاجران را مجبور به ترک ایران نمودند.
اما با مهاجرین پاکستان چه کردند چطور حکومت پاکستان را برای اخراج مهاجرین آماده ساختند.
بلی در مرز های پاکستان بجنگ پرداختند از جمله در تورخم که سبب کشتن یکی از جنرالان پاکستانی گردید مردم هردو جانب را به حالت جنگی قرار دادند و سایتهای اجتماعی از ویدیوهای احساساتی و دشنام دهنده مملوع گردید امان بود که حکومت پاکستان عملیات وسیع را بر ضد مهاجرین آغاز کرد صدها مهاجر را زندانی و ضرب و شتم نمود و هزاران خیمه ای ترپالی و گلی مهاجرین را بواسطه بلدوزرها ویران کردند.
و مهاجرین پی بردند که دیگر آسمان و زمین پاکستان برای ایشان تنگ گردیده است که حتی نوامیس ایشان در خطر قرار گرفتند امان بود که سیل از مهاجرین از هر طریق بسوی افغانستان آغاز گردید و در افغانستان چون سیاست حکومت و بادران واضیح بود در نهایت کوشش کردند که تنها خانواده ها را وعده کمک و فریب دهند و دیگر آنهارا بحال خود ایشان بگذارند تا راه دیگر جز عسکر شدن نداشته باشند و این سیاست متقاعد ساختن ایران و جنگ با پاکستان برای اخراج مهاجرین توانست سلسله مراجعه جوانان به مراکز سرباز گیری را دوباره پررنگ سازد.
و پاکستان هم از وضعیت استفاده کرده دروازه تورخم و چندین دروازه دیگر را مستحکمتر ایجاد کرد و در ایام عید به قومندانان مسئول در تور خم چندین راس گوسفند و تحایف بی شماری را آوردند و عساکر افغانی عساکر پاکستانی را به گلهای گردن نوازیدند و امروز حتی جنرال رازق مناطقی را برای پاکستانیان بگونه تحفه رها میکند و از پاکستانیان مزد خوبی به نام تحفه میگیرد .
۳- ایجاد اربکی های داعش:
زمانیکه دیگر امریکایان از اردو ، پولیس و اربکی های ضعیف نا امید شدند و دانستند که با تمویل این نیروها با هزینهای گزاف نمیتوانند پیروز شوند خواستند طالبان را با کسان شکست دهند که با عقیده ای خود طالبان و حتی مستحکمتر از طالبان بجنگند این استراتیژی بگونه بود که همچو طالبان از بم خودکش و موترهای مملوع از مواد انفجار خود کش هم استفاده شود.
ازیک جانب از پیوستن جوانان مجاهد بسوی طالبان بکاهند واز جانبی طالبان را با یک دشمن قوی تضعیف کنند و امان بود که از داعش قبلاً استفاده شده در عراق و سوریه در افغانستان هم کار گرفتند ودر آغاز جنرالان امریکایی برای داعش کمپاین نمودند و به تعقیب آن جنرالان ، نمایده های پارلمان و حتی شخص اشرف غنی که در چیغ زدنها مهارت خاصی دارد اما سیاست داعش سازی نتوانست توجه افغانها را بخود جلب کند و آن گونه طالبان را تضعیف کند طوریکه امریکایان تصور میکردند ازیک جانب موقیعت جغرافیایی داعشیان با افغانستان طوری بود که هر افغان میدانست که داعش قادر نیست از عراق و یا سوریه بتواند نیروهای خویش را در افغانستان تجهیز و تمویل کند واز جانب دیگر طالبان بگونه حقیقی و درست دین اسلام را بر مجاهدین خویش تدریس و به آن عمل کرده اند که این امر ضرورت یکجا شدن با گروه ثانی را رد میکند و همچنان انفجار چهار راهی زنبق و به عده گرفتن مسئولیت آن از جانب داعش را هم اکثریت مردم کابل و دیگر شهرها رد کردند و آنرا دسیسه ای از جانب امریکایان دانستد چه بماند که این عمل آنان مجاهدین را به جانب داعش سوق دهد.
بلاخره استراتیژی داعش سازی امریکا هم در حال ناکامی است و فکر میکنم که استراتیژی بعدی آنها استفاده از حکمتیار باشد که آن هم چندان نام نیک در میان افغان ها ندارد.
حالا برای امریکایان باید گفت که بلاخره تا کی شما استراتیژی بدل میکنید پول مصرف میکنید و خون میریزید و در نهایت ناکام میشوید؟
و به افغانها میگویم که چه وقت شما دشمنان خویشرا میشناسید و چه وقت دوستانرا خویشرا پاکستان و پنجابی را برایتان دشمنان تان خطاب میکنند و دارند هر روز با آنها معامله میکنند و سلفی ها میگرند و از جانبی دیگر داعش ساختند که عقارب ، خانواده ها و بزرگان شمارا بواسطه آنان میکشند حتی خود ایشان ده ها بار بنام خطای گوردینات بر شمایان بم ریختند و از پادرآورده اند شمایان را.
نمیدانم شمایان چه وقت میدانید.


















