مهدی از کندز
آن چیزیکه مینویسم افغانهای اصیل و مجاهد کشورم قبل از من از آن باخبرند و میدانند که پدران ایشان با اشغالگران چه کرده اند و اشغالگران با پدران ایشان چه ظلم و جنایاتی نابخشودنی را پیشه گرفته بودند و چه نبود که نکردند.
اما تعداد از پسران آن پدران که در ایام اشغال شوروی و امریکا بزرگ شدند و تعلیم یافتند اشغالگران در میتود درسی ایشان مداخلت کرده و از تاریخ پدران ایشان و از دین مبین اسلام بسیار اندک معلومات داده اند این جوانان امروز از جمله جوانان که میتوانند در جنگ ها و جانبازی ها سهم بگیرند اما با کدام عقیده انگیزه و کدام استراتیژی
بگذارید بطور خلاصه خودمرا که یکی از آن جوانان بودم مثالی برایتان دهم تا در مجوع عقیده و یا انگیزه ی هر آن افغانی واضح گردد که در آن ایام بزرگ شدند
خوب به یاد دارم که در کتاب تاریخ مان آورده بودند که انسانها از نسل میمونها اند و گوشت حیوانات را در اپتدا خام میخوردند زمانی که برای شکار حیوانات بجانب حیوانات سنگهای تراشیده را پرتاب میکردند سنگ ایشان بسنگ چقماق (چخماخ با فرمول شیمیایی AgNO3) اصابت میکرد و آتش تولید کرده جنگل را آتش میگرفت و یک تعداد حیوانات که نمیتواستند از آتش خود را نجات دهند میسوختند و زمانیکه انسانهای اولیه گوشت حیوانات سوخته را خوردند یک لذت خاص و جدیدیرا احساس کردند که بعد از آن آتش را شناختند و همچان پختن گوشت را
و ثانیاً کمر انسانها در اپتدا همچون کمر شادی و دیگر حیوانات بود زمانیکه از ترس حیوانات وحشی بدرختان بلند میرفتند و یا به گفته کتاب میپریدند و به این ترتیب کمرهایشان آهسته آهسته راست شدند .
(اما زمانیکه در خانه برای قبله گاه میگفتیم که انسانها از نسل شادی اند و امثالهم میگفت بچیم بدرس هایشان گوش بدی اما خرافات ایشانرا نپزیر
اینکه پدران دیگران هم برای پسران ایشان چنین میگفتند یا خیر از عقیده ایشان و قرار گرفتن در دفاع از آرمانهای شوروی هویدا بود)
خوب این که کتاب تاریخ بود و کتابهای دیگر هم مملوع از اکاذیب و یا سانسورها بود
و در مضمون علوم دینی که هیچ یکی از شاگردان ناگام نمیشدند و این مضمون را آنقدر توجه هم نمیکردند اما مضمون (سرود ) را خوب توجه داشتند و در داخل صنف در مقابل ۳۰ شاگر ما را مجبور به خواندن آهنگی یکی از آوازخوانان میکردند
بهر صورت بعد از خارج شدن از مکتب وظیفه خانگی میدادند تا در خانه هم مشغول باشیم واگر اوقاتی هم مؤثر میشد مایان تلفزیون تماشا میکردیم و با در بیرون از خانه فتبال میکردیم
پس از این چنین جوانان نباید امید دفاع از اسلام و کشور را کنیم شاید از سبب بی خبری تربیت نا سالم ویا مشکلات اقتصادی که کفار قصداً دامنگیر مردم کرده اند
میروند عسکر میشوند و در خدمت کفار قرار میگیرند و در ضمن خودرا مدافعین کشور ویا سرباز و جانباز کشور میدانند
برای اینچنین جوانان باید بگویم که ای جوانان کمراه کشور آیا خبر دارید در اولین جنگ انگلیس با پدرانتان در سال (۱۸۳۹- ۱۸۴۲م) در بخش جنوبی دره هلمند ۴۵۰۰ سربازهندی کمپاینی انگلیس و ۱۲۰۰۰ نفر از مردمان و خانواده های وابسته به اردوگاه های انگلیس توسط مجاهدین قبائل کشته شدند و در جنگ اول پدرانمان بر انگلیسها به پیروزی نائل آمدند
اما جنگ دوهم انگلیس با افغانها
قبل از حملات کسترده در ۲۱ نوامبر ۱۸۷۸ م قشون انگلیسها در طول نیم قرن قبل از آغاز جنگ بر استراتیژی نفاق اندازی و دسایس بی شماری کار و سرمایه گذاری کرده بودند چون دانسته بودند که در جنگ مردانوار و تن به تن با افغانها شکست میخورند
آنها در تلاش و تکاپو بودند که با حمایت برخی از سران قبایل تضاد و نزاع بین اقوام را در افغانستان دامن بزنند
و توانسته بودند شاهراه های اتصال افغانستان به دریای آزاد دنیا و ارتباط افغانستان را با کشور های دیگر قطع و منطقه را تحت تصرف خود داشته باشند
در بین شاهزادگان با استفاده از برسی اخلاق ایشان نفاق انداختند و از تعداد این جوانان استفاده سو کردند که این استراتیژی انگلیسها سبب گردید تا بتوانند جنگهای خانمانسوز شاه شجاع و شاه محمود خان درانی که تعداد زیادی از مردمان این کشور بخاک و خون کشانیده شدند را براه اندازند
لشکر کشیها و جنگ های امیر زادگان از جمله دوست محمد خان علیه امیر شیرعلی خان در راستای سیاست انگلیس و حمایت مستقیم آنها بود که سالها افغانستان در آتش جنگهای داخلی بین برادران و در نهایت کاکا ها و برادر زاده ها میسوخت
بلاخره باردوهم به افغانستان حمله کردند
واین بار کامیاب شدند
و در جنگ که سربازان متجاوز برتانیا برای تصرف کابل کمر بسته بودند با ۱۶۵۰۰ سرباز متجاوز تنها داکتر برایدن زخمی بر یک اسپ سوار خود را به جلال آباد رسانید
در میان کشته شدگان ۶۵۰ سرباز انگلیسی ۲۸۴۰ سرباز هندی (اربکی ها) ۱۲۰۰۰ سرباز تعقیبی مختلط بودند که تعداد اندکی از آنان اسیر و متباقی همه بدست مجاهدین کشته شدند
و در جنگ تل (استقلال) که از چهارم ماه می ۱۹۱۹ شروع شد و الی ۲۶ می ۱۹۱۹ ادامه یافت و بنا به دوازتی دیگر از ششم می ۱۹۱۹ الی هشتم اگُست همان سال بطول انجامید و سرانجام با ترک مخاصمه ترفین و پیروزی افغانها به پایان رسید
درین جنگ انگلیسها ۱۶ ملیون پوند خساره و دو هزار عسکرایشان کشته شدند
حالا این جوانان باید بدانند که انگلیس و یا در مجموع کفار که در رس آن امریکا قرار دارد برای این نیآمدند که دشمنان و یا پسران قاتلان پدرهایشانرا کمک کنند و یک کشور پر امن و آسایش برای ایشان پسازند و بعد این کشور را ترک کنند و بروند بلکه اینها آمده اند تا این کشور را همانگونه اشغال کنند که قبلاً در سر میپروراندند
دیروز پدرانمانرا حلق آویز میکرند بنام یاغی و امروز ملیونها دالر میدهند که از استقلال ایشان تجلیل کنیم
و امروز به پسران همان پدران تروریست خطاب میکنند و بم های پدر و مادر خویش را بر آنان فرومیریزند
دیروز در میان مردم تفرقه می انداختند که ثبوت بزرگش ملاء مسجد پل خشتی بود و صدها ملاء و معلم تقلبی انگلیسها
امروز بیشترین ملاء ها و بیشترین به اصطلاح کارشناسان سیاسی و ده ها تلفزیون و روزنامه را در اختیار دارند تا ازین کشور فلسطین دیگر بسازند
اما ای جوان ای عسکر اردوی ملی پولیس و اربکی نه خود را فریب دهید و نه فریب دشمنان پدرانتانرا بخورید باز گردید که در هردو گیتی رستگار شوید
اما ای جوانیکه از طریق رسانه های اجتماعی و غیره بر ضد مدافعین کشور قرار گرفته ای بر گرد بر گرد که گرفت الله طوری دیگر است
برگردید تا باشد اشغالگران کشورمانرا ترکویند و همه با هم صمیمانه زندگی کنیم
به امید یک افغانستان واحد وبا نظام اسلامی


















