یادی از تجاوز در نوشته های قبلی! – بخش دوم

نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر، هالند

تجاوزی که «قاتلان بدون سرحد» را، زیر «نظام دمکراسی» بسیج ساخت!

تذکر:

نسخه های جدید مقالات را؛ در «هفتاد دو روز وحشت» بعد از تجاوز امریکا، پیگیری و مرور نماید. بیایم تا با تکثیر این نسخه ها؛ که شمه ای از واقعات و تراژدی این سرزمین مظلوم می باشد، خود را نیز در جمع خیراندیشان پیوند زنیم، تا باشد که بهره ای از ثواب الهی را نصیب گردیم. ان شاء الله

یکی دیگر از روز های سیاه مهین ما؛ 7 اکتوبر 2001، روز تجاوز امریکا و متحدین اش می باشد.

تجاوزی که 16 سال قبل در روز یکشنبه 15 میزان ساعت شش شام آغاز یافت و تا حال ادامه دارد، که متأسفانه کمتر از آن به اسم «تجاوز» نام برده می شود. دولتمردان و وابستگان شان ضمن اینکه آنرا «تجاوز» نمی پندارند؛ حتی از آن، چنان به شعف و خوشی یاد می دارند که گویی روز استقلال کشور شان باشد.

گاه و بیگاه از روزهای سیاه 25 اپریل 1839 و 27 دیسامبر 1979 روزهای تجاوزانگلیس و شوروی، زمزمه های به گوش می رسد، اما از روز سیاه هفتم اکتوبر، «خم به ابرو» نمی آورند؛ گویی که آب از جایش تکان نخورده باشد.

تجاوز امریکا بر کشور ما، چنان اثرات منفی بر پیکر جامعهٔ ما از خود بجا گذاشته است که شاید سالیان متمادی و حتی چندین دهه را دربرگیرد تا آنرا بتوان جبران نمایم.

بلی! میلیون ها افغان از طریق اعتیاد به مرگ تدریجی محکوم شده اند؛

عدهٔ از مردم به حرامخواری چنان عادت نموده اند که بی شرمانه آنرا به فقر نسبت داده، و توجیه قانونی بودن و حتی حلال بودن آنرا نیز می نمایند؛

میلیون ها افغان به زندگی طفلی (گدایی) رو آورده و به این زندگی طفیلی عادت نموده اند؛

تعصبات قومی، نژادی و لسانی چنان به اوجش رسیده است که کتله « امت واحد» را؛ در ضمیر افراد، به پارچه های گوناگون تقسیم نموده است؛

عزت و ناموس میلیونها افغان چنان در کوچه و بازار و در روی استیژ ها کشانده شده است، که غیرت و مردانگی را در ضمیر افراد منجمد ساخته، و حتی با بی شرمی؛ آنرا ضرورتی از برای ترقی و پیشرفت جامعه نیز می نامند؛

ووو…

که شاید در عدم حضور «نیروی مقاومت»، این عذاب، «کشور شمول» می گشت.

بلی! اثرات منفی سیاست «مشت آهنین» کمونیزم بر پیکرملت ما چنان عمیق نبود که «برگه های نازک دالری» زیر چتر نظام دمکراسی بر ما اثر گذاشته است.

قشر عظیمی از افراد جامعه ما را؛ که به هر دلیل، و نظر به هر احساسی با مجاهدین قبلی پیوند خورده بود، و ایشان را در اطراف تنظیم های مختلف جهادی بسیج ساخته بود، به هلاکت ابدی مسیر داد. هلاکتی که، تمامی پاداش های «ایام نیک» شانرا، مبدل به چند «برگه دالر» نمود!

یکی از ویژه گی های خاص این تجاوز، پدید آوردن نظامی بود که تمامی قاتلین و مفسدین را، چه از نظام های قبلی و چه از گروه های مختلف سیاسی، زیر یک چتر بسیج نماید، و با اختلاط مرد و زن، به آن رنگ دمکراسی دهد.

دیگر «دین» فروخته شد، و «ناموس» فقط در محدوده ی ترس از «گپ مردم» باقی ماند!

بلی! اینجاست که شیرازهٔ جهاد، مردانگی و شهامت ازهم فرو می پاشد!

ای وای بر ملت ما، که اگر «نیروی مقاومت» (مجاهدین راستین) را با خود نمی داشت!؟

ببینید که 16 سال نظام دمکراسی و سردادن فریاد های بشری، چه اخلاقی را بر دولتمردان و همکیشان شان بجا مانده است:

اگر دیروز (2001 آغاز تجاوز)، بر اجساد سلاخی می کردند، و از آن سنگرهای نمایشی جهت رضای باداران شان می ساختند، و اجساد را برهنه و بی عفت می ساختند و…

امروز (2015 در بهارک) آنرا مانند هیزم به آتش می کشانند، و نمایش گرم کردن بدن شانرا نیز به تمثیل می کشانند، تا اگر بتوانند جلب بیشتری رضای باداران شانرا بدست آرند!

توجه بدارید!

آیا شما؛ بجز از تغییر لباس و بسیج شدن شان زیر چتر یک نظام، تغییر و تحولی مثبت درین «قاتلان بدون مرز» می بینید؟

چنین است تربیه مکاتب «حقوق بشر» که با نمایش «بشر دوستی»؛ «بشر کشی» براه می اندازند؛

و این چنین است محصول و دستآورد نظام شانزده ساله ی «دمکراسی و مدرنیزم» در کشور به خون غلطیده افغانستان!

بدان ای خواهر و ای برادرم!

روزهای بدتر ازین نیز درپیش خواهد بود، زمانی که «پودر» و «دالر» این «قاتلان بدون مرز» قطع گردد!

مگر اینکه اراده «خالق هستی»، سرنوشت ما را بدست «صالحان» و «مجاهدان راستین» رقم زند.

ان شاء الله

مربوطه مطالب

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Back to top button