یادی از تجاوز در لابلای نوشته ها! – بخش ششم 

نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر، هالند

بخش ششم:

حق و باطل!

آیا با حضور این همه رسانه های جمعی در کشور، چرا یادی از حوادث هولناک سال 2001 صورت نمی گیرد و سکوت ذلت بار بر همه رسانه ها، سایه افگنده است؟

حوادث هولناکی که پس از آغاز تجاوز امریکا در  7 اکتوبر 2001 تا سقوط رژیم طالبان در 17 دیسامبر 2001 جهان «بشریت» را مات و مبهوت گردانید، و قلب های را که حداقل جوهر انسانیت در آن جا داشت، جریحه دار گردانید.

جواب واضح است:

و آن مرض بی درمان «وابستگی» می باشد!

مرض غیرقابل علاج!

پس نباید به آنها وقع گذاشت. آنها را بگذاریم تا همچو اسلاف شان در همان مرض «وابستگی» جان دهند!

اما دیگران؟

بیایم تا سکوت ذلت بار را شکسته، و برای عزت نفس و تجلی حداقل ایمان، از این روزهای منحوس (72 روز وحشت) یادآوری نمایم!

یادآوری با ضمیر های خویش، با دعا های خویش، با احساس خویش، با گفتار های خویش، با نوشتار های خویش، با به اشتراک گذاشتن تصاویر و فلم های خویش، … تا اگر شود که کمی «راحتی وجدان» حاصل نمایم.

و گرنه؟

آرام آرام، نعمت خدا داد «صله رحم» از ما رخت خواهد بست که در کمبود آن، بیگمان به مرض ایشان یعنی مرض «وابستگی» سردچار خواهیم گشت.

سلسلهٔ مضامین در مجموعهٔ «یادی از تجاوز در لابلای نوشته ها!»، مختصر یادی ست از شهدای این روزهای هولناک یعنی «هفتاد و دو روز وحشت».

یادی شان گرامی باد و شهادت شان به بارگاه ایزدمتعال قبول باد.

خالق هستی به عاشقان این مسیر توفیق انتقام خون این جوانان نازنین و پاک طینت و با صفا را که از چهره های شان اثر سجود هویدا بود نصیب گرداند! آمین

نباید فراموش کرد!

نباید فراموش کرد که خداوند دوست نمی دارد، تا کسانی را که بغیر از رضایش جهاد نموده اند، «مجاهد» نامیده شوند!

و چنین است سنت الهی تا پلید را از پاک جدا سازد!

مَّا كَانَ اللَّـهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَىٰ مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىٰ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ ۗ

الله بر آن نیست که مؤمنان را بر این [وضعی] که شما بر آن قرار دارید [که منافق از مؤمن، و خوب از بد مشخص و معلوم نیست] واگذارد، [بر آن است] تا پلید را از پاک [به سبب آزمایش های مختلف] جدا سازد. {179:3}

بلی! این جاست که انسان در کوره های سخت الهی به آزمایش کشانیده  شده تا یکی را، رفعت در درجات تقوی نایل آید و آن دیگری را، رفعت در ظاهر ساختن نیات. زیرا اولی را “نیت و عمل” یکسان بُوَد  و دومی را تضاد در آن پنهان بُوَد.

این جاست که آزمایش الهی آغاز می یابد و اراده آزاد بشری در تجلی نیروی عقلی اش به تمثیل کشانیده می شود!

بلی! آزمایش الهی!

وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّىٰ نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ ﴿محمد:٣١

ما همه ‌ی شما را (با وجود آگاهی از اعمالتان) قطعاً آزمایش می‌کنیم، تا معلوم شود مجاهدان (واقعی) و صابران شما کی ها اند (و مجاهد نماها و ناشکیبایان سست ‌عنصر کی ها اند). و اخبار شما را نیز (که اعمال و اسرار شماست) برملا كنيم (تا صدق و کذب شما را در همه امور معلوم بداریم).

بلی! جدایی حق (یکی) از باطل (دیگری):

یکی در سوز عشق خالق خویش

یکی خواهد رضای یزدان را

یکی بر تن لباس تقوی را

یکی راست خود باوری وطن

یکی در پی ترک جاه و جلال

یکی در پی امن و آرامش

یکی در پی عفت و پاکی

یکی در حالتی، فروتنی

یکی در ترس از عذاب یزدان

یکی گوید سخن به زیبایی

یکی در عهد و پیمانش، راستین

یکی مردانه جاودان بماند

این یکی را شهادت عزت است

این یکی نزد خالق اش زنده

دیگری در جنونی مالک خویش

دیگری زجر کشد، وجدان را

دیگری سخت، ریا در کار را

دیگری راست، پروری دشمن

دیگری غصب کند، قصر و مقام

دیگری چور کند و- آسایش

دیگری رقص کنان، در شادی

دیگری کبر کند، ز خود خواهی

دیگری مست بر هوای شیطان

دیگری باز کند ز دهن رسوایی

دیگری راست، نیرنگ در آستین

دیگری مکرَانه، خوار بماند

وآن یکی را مقام ذلت است

وآن یکی نزد مالک اش خمیده

مربوطه مطالب

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Back to top button