اجیر تا به اجیر!

بسم الله الرحمن الرحیم
نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر
از دارالعلوم «حقانیی» تا به دارالعلوم «هاشمیه»؛
از «اکوره ختک» تا به «دشت ارچی»؛
از «خیبر پشتونخوا» تا به «کندز»؛
از «جمهوری اسلامی پاکستان» تا به «جمهوری اسلامی افغانستان»؛
در بین رژیم های وابسته و اجیر.
اجیر امریکا و طاغوتیان!
یکی با خوش خدمتی اتم می سازد؛
دیگری با خوش خدمتی ویرانه می گرداند!
هر دو اجیر اند؛
اجیر تا به اجیر!؟
یکی بر حافظانش دستار می بندد؛
دیگری بر حافظانش کفن می پوشاند!
هر دو اجیر اند؛
اجیر تا به اجیر!؟
یکی بر حافظانش گل می ریزد؛
دیگری بر حافظانش بم می ریزد!
هر دو اجیر اند؛
اجیر تا به اجیر!؟
اجیر پاکستانی تا به اجیر افغان.
اما تو، ای طاغوت!
تویی که مشاور می فرستی تا آینده سازان سرزمین ام را سر زنی، بدان!
بدان که:
این هست جشن من؛
جشن انسان ساز من!
جشن یکه نه مرز می طلبد، و نه رنگ و لسان!
چشن یکه غصۀ شیطان را به اوجش می رساند،
چشن یکه خواب را از دیدگان «یاران شیطان» می رباید!
جشن یکه، اشک های داغ و جاری «مدرسۀ دالالعوم هاشمیه کندز» را، سرد می گرداند!
جشن فراغت 1500 حافظ؛
حافظ قرآن!
بلی، این است جشن من؛
جشن سعادتم!



