انتخابات! یا سنگ و خاک باد بر سر ما باد ؟

محمد نعیم حماد
(گویند آب را خت کن ماهی بگیر )
کمپاین انتخاباتی آغاز شده کس زمین کس خانه،کس موتر کس آرگاه وبار گاه همه را به بازا سیا می فروشد تا نماینده مردم تعین گردد، از تبلیغات و تصاویر آنها نه در دیوار جای ماند ونه در پایه های برق ونه هم در چهار رای ها شهر همه را به عکس ها وشعار های خدمت نقش نگار کرده اند. بازار سیاسیون هم در رسانه ها گرم است واین عالی جناب ها را به مردم معظم ومکرم، و صاحب رشته تحصلی در پوهنتون آکسفورد وکمبریج وخوب با کوایف عالی معرفی می کنند. چنان وعده های خدمتی می دهند که گوی یک ده سال تجربه کاری در باسازی این کشور داشته اند،(ودر جیب های مردم خوش باور ما چهار مغر پوچ را می اندازند) ناگفته نماند که در حالت عادی همچو بانکیمون درشی سیاه نکتایی گلابی وخوب با مود فیشن غربی اعیار می بوده، امروز روز بگیر نمان که است ، خود را چنان جلوه می دهد تو گویی همین حالا از حج آمده، جامه سفید لنگی زرد با یک متر شمله، هی! افسوس! از روز که ریس جمهور، وکیلان شورای ولایتی وکیلان پارلمان و همی که به اریکه این مقام و منسب تکیه می زنند،باز این ملت را فراموش کرده در غم پُر کردن جیب خود می شود تا یک دو بلاک، موتر زری تجارت، سر مایه گذاری از حق مردم کنند و تابعت یک دو کشور را از آن خود کند.
ملت که در دامن غم این حکومت (ع وغ) و رژیم اشغالگران دست و پا می زنند،با دیدن جنایات فراموش نا شدنی،یک اندازه به خیانت ومکر آنها پی برده اند.
همه روزه ما شاهدیم که جمعیت رای دهنده گان کاهش می یابد، ودر های مراکز اتخاباتی در ولایات و ولسوالی ها از طرف خود مردم ما مسدود می شود،چرا که واقف به نتیجه کار این حکومت شدند.
حکومت که به اکثریت آری مردم انتخاب شد ونتیجه را (جان کیری) آمد واعلان کرد، همه یی مردم به حیرت آمدن که رای ازما نتیجه به دوش آمریکا(ریس جمهور ما انتخاب می کنیم یا آمریکا!) (قربانی این رای گیری مایم و تفاهم جانبین را جان کیر کند!) عجب استقلالیت و قدرت که از آن ماست.
در این ملک اگر حقیقت را نگویی ظلم است، واگر گوی باز تروریزم ومخالف حقوق مدنی و دیموکراسی پنداشته می شوی.
ما طرف دار حق ایم ومی خواهیم که حق به حق دار سپرده شود(کار به اهل کار داده شود)، نه به هر ظالم وجنایت کار و خون خوار.
(ما غلام غلامان نیستیم، غلام ذات الله ‘ج’ جبار ایم، در هر گونه شرایط وبس!)



