نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر، هالند
در حاشیه ی «پروسه صلح» حزب اسلامی با رژیم دست نشانده کابل
تذکر: قسمی که مکرراٌ بیان رفته، تفاوت کلی در انتقادات بنده نسبت به یک مسلمان و غیر مسلمان (کمونیستها، لائیک ها و منافقین) وجود دارد! انتقاد از یک مسلمان؛ ولو غرق در معصیت باشد، یک ضرورت و یک مسئولیت در چارجوب اصل اسلامی (اخوت اسلامی) می باشد. «اخوت اسلامی» مدح سرایی همدیگر نیست، بلکه نجات همدیگر از آتش جهنم می باشد. همین اصل است که «اخوت اسلامی» مرز های گروهی، نژادی، قومی و ملیتی را می درد و در جایگاه بالاتر از برادری نسبی قرار می گیرد! همچنان ازین طریق به اطلاع خوانندگان صفحه فیسبوک ام رسانیده می شود، که مدعیان دمکراسی صفحه ام را بلاک و بعضی مضامین آنرا حذف نموده اند. با رفع این تعزیرات بین اللملی، ان شاء الله دوباره در خدمت تان خواهم بود!
عنوان، خود سخن می گوید!
در رابطه به جریانات اخیر، نخواستم تا مقاله ی تحلیلی بنویسم.
از چهار سال بدینسو، مقالات متعددی بقدر کافی نوشته – و بدون «پرنسیپ های حزبی» در مظهر عام به نشر سپاریده شد. اما دگماتیسم حزبی، چشم ها را کور و گوش ها را چنان لاک گردانید، که از سنگ و چوب صدا بلند گشت، اما از ایشان نه! و آن صدای که نیز بلند گشت؛ جز از توهین و فحش؛ توسط فحاشان فیسبوکی این حزب، چیزی دیگری نبود.
این بار نخواستم بنویسم؛ خواستم تا سخنان مستند «امیر» حزب اسلامی دیروز را، با سخنان « رئیس» حزب اسلامی امروز کنار هم بگذارم!
دیگر تکلیف اطاعت «اولوالامر» ساقط است!
چونکه، « رئیس» هیچگاهی «امیر» شده نمی تواند؛
و «حزب حکمتیار» هیچگاهی «حزب اسلامی» بوده نمی تواند!
بلی! خواستم تا فلمی مستند از سخنان دیروز «حکمتیار صاحب» را با سخنان امروز «حکمتیار» پهلوی هم قرار دهم.
بلآخره پس از ظاهر شدن حکمتیار در انظار عمومی؛ معمای «پروسه صلح» بر اعضای این حزب حل گردید. صفوف مشخص تر گردید، و اعضای حزب در مسئولیت پذیری بیشتری قرار گرفتند.
اینکه «خائنین»، همصدا و همراه با این «پروسه بدنام صلح» می گردند، در حالی که جهاد ادامه دارد؛
و «بزدلان» سکوت اختیار داشته، در حالی که خوب می دانند که سکوت جرم- و صحه گذاشتن بر گناه می باشد؛
و «مجاهدین راستین» از بودن شان در همچو صف، احساس حقارت می دارند، کار فردی اعضای حزب اسلامی بوده که به «اراده آزاد» خودشان ربط می گیرد!
اما فراموش نباید کرد که همه ی اعضای حزب اسلامی در کناره های «جهنم» قرار دارند، که می باید سرانجام شان را خود رقم زنند!
چنین است ابتلای الهی!
عمق درد این «پروسه نام نهاد صلح» بیشتر از آن چیزیست که تنها در اشتراک «نظام مزدور» خلاصه گردد!
رنگ برگه های تاریخ تاهنوز خشک نشده است، و دیده شد که چگونه و به چه سادگی، «قاتلین» دور تجاوز شوروی مورد عفو قرار گرفتند!
چه شد رأی ملت، و چه شد رأی قربانیان آن تجاوز؟
همین رهبران «جهادی آن دوره» بودند که نه تنها «قاتلین» آن دوره را عفو نمودند، بلکه در ماتم اعدام «قصاب مردم این خطه» یعنی «نجیب خون آشام» نیز نشستند. بر این نیز بسنده نکرده و عاملین این عمل را؛ که جز «مجاهدین راستین» و ستم کشیده کسی دیگری نبودند، سربازان آی اس آی معرفی داشته، و تاپه وابستگی را بر ایشان وارد ساختند!
و حالا:
ببینید که «قاتلین» دور دوم تجاوز (تجاوز امریکا و 49 کشور هم پیمانش) را چگونه و به چه سادگی عفو می دارند، در حالی که «مردم سالاری» ورد زبان شان گشته است!
چرا می باید آنانی را که یک و نیم دهه؛ شانه به شانه با متجاوزین درین خطه جنایت پدید آوردند، به این سادگی مورد عفو قرار داد!؟
این حق برای شما از کجا نازل گشته است، و این چه نوع جرأتی از برای ایمانداران بوده می تواند!؟
چه شد رأی مردم، و چه شد رأی قربانیان؟
«تجاوز فعلی»، مولودی «عفو قبلی» ست؛
پس «عفو فعلی» چه مولودی را به ارمغان خواهد داشت، و یا اینکه سلسله تجاوز ها زنجیروار بر ما ادامه خواهد داشت؟
این چه نوع جرأت ایمانی ست که با الگو پذیری از دمکراسی، امارت را «جزیره قدرت»، تعبییر می دارد؟
اگر دمکراسی را در اولویت قرار داده اید، آیا کشور های الگو تان چنین می کنند که شما در برابر مردم زجر کشیده تان روا می دارید؟
چه شد «مردم سالاری» تان، که آنرا شعار خویش قرار داده اید؟
اگر اردوغان مستحبات را ترک داشت، برعکس فرایض را در کشور حاکم گردانید، و کشور را از سیستم لائیک به مسیر امارت عثمانی دوباره سوق می دهد!
اما شما فرایض را ترک نموده و بر ما قانون بشری را حاکم می گردانید؟
این دیگر چه دیده داریی ست که بر «جهاد» پشت گردانیده، و جهاد را حق مشروع «فرزندان راستین» این خطه نمی دانید!؟
آیا این 118 کتاب اسلامی و تفسیر قرآنی که نموده اید چنین حکم داشته است!؟
بلی! عمق درد این «پروسه نام نهاد صلح» ازین هم بیشتر است!
چونکه گناه تعطیل «جهاد» بر مراتب کمتر از «نفی جهاد» می باشد!
چگونه بخود جرأت میدهیم که با سابقه بیشتر از پنج دهه جهاد، جهاد و مقاومت فعلی را؛ که به مراتب دشوارتر و مظلومتر از گذشته می باشد، غیر شرعی و غیرعقلی پنداشته، و آنرا «برادرکشی» توجیه بداریم!؟
همین هست «برادران تان» که دست تجاوز 50 کشور را بر مردم مظلوم این خطه باز نمودند!؟
پناه به الله(جل جلاله)!
عمق درد این «پروسه نام نهاد صلح» ازین هم بیشتر و عمیقتر است!
فخر فروشی و پوزخند بر «جهاد» و «ایمان» طالبان!
قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَىٰ سَبِيلًا ﴿٨٤﴾
بگو: «هر کس طبق روش خود عمل میکند؛ و پروردگار شما کسانی را که راهشان نیکوتر است، بهتر میشناسد»
بلی! حکمتیار در مسیری روان است که همه داشته های معنوی این حزب را فدای خواسته های شخصی و فامیلی اش خواهد نمود!
دیگر وی «اولوالامر» بوده نمی تواند، و «مجاهدین راستین» این حزب، نباید عقیده ی شان را فدای حزب نمایند!
از اینکه دیگر علایقی با این حزب ندارم، آخرین خواهیش ام از حکمتیار چنین است:
زیر نام مجزا، حرکت سیاسی ات را آغاز نما، تا داشته های معنوی این حزب، زیر سوال نرفته و صدمه نبیند. و بدان که فردای قیامت، دست شهدای این حزب در گریبان ات خواهد بود!
این حزب مظلوانه آغاز یافت، مظلومانه به زندان ها کشانیده شد، مظلومانه سنگر های جهاد را با خونش رنگین ساخت، مظلومانه فضای غربت و مهاجرت را تحمل داشت، مظلومانه از نعمات مادی مرحوم گشت و با نان و چای و شوربای لوبیا ساخت، ووو… مظلومانه زیست!
پس بگذارید تا آن صفحات پُر از افتخار، مظلومانه بسته شوند!
از برای الله(جل جلاله) داشته های معنوی این حزب را، گروگان مگیرید!
همچو اردوغان می توانید زیر نام جدید، صفحات جدیدی را از برای تان باز نماید؛ از جانب ما برای شما و تمامی هم قطاران تان مبارک باشد!
اگر افتخار آفریدید، با افتخارات قبلی جمع خواهد گردید؛
و اگر ذلت به ارمغان داشتید، افتخارات قبلی در امان خواهد ماند!
پس بگذارید!
از برای الله(جل جلاله) بگذارید تا آن صفحات خوشبو و مظلومانه، با تعفن نجاست و گندگی آلوده نگردد!
رویا های مان، همان صفحات مظلومانه خواهد ماند!
اما شکر و سپاس آن ذاتی را، که صدای «جهاد» را بلند و باقی نگه داشته است!
این صدای «جهاد» که از آدرس دیگری بلند مانده است، مظلومت تر از گذشه ها می باشد!
بدانید و فراموش مکنید که «آدرس ها» مقدس نیستند؛
بلکه این «جهاد» است که تا روز حشر همچو باران خواهد بارید و «مقدس» بود، هست و خواهد ماند!
این «آدرس ها»، ساخته ی بشریست که با «اخوت اسلامی» پیوند مشترک معنوی می یابد، نه با رقابت های گروهی!
همین علت است که مظلومین (جهادگران) می توانند خارج از مرزها؛ به سادگی همدیگر شانرا درک و احساس نمایند!
پس بر مظلومیت مظلومان رشک مبرید!
قُلْ فَانتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ﴿١٠٢﴾
بگو: « انتظار بكشيد، كه من نيز با شما منتظرم!»
دریافت فلم در یوتوب، روی این لینک:

















